<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647</id><updated>2012-02-06T10:09:16.963+02:00</updated><title type='text'>شخصیت سالم</title><subtitle type='html'>( خانواده، تعلیم و تربیت )</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>33</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7613734965610656611</id><published>2011-01-25T01:33:00.003+02:00</published><updated>2011-01-25T01:34:35.239+02:00</updated><title type='text'>نقش والدین در تربیت فرزندان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;والدین در تربیت فرزندان خود نقش مهم و سرنوشت‌سازی دارند. آنان باید برای فرزندان خود دوست و محرم باشند. دوستی پدر و مادر با فرزندان سبب می‌‌شود تا آنان بتوانند بدون ترس، مشکلات، دیده‌ها و شنیده‌های خود را به والدین بگویند.‌&lt;br /&gt;پدران و مادران از آنجایی که با فکر، شخصیت و اخلاق فرزندان خود، آشنا هستند می‌‌توانند راهنمای خوبی برای آنان باشند.‌&lt;br /&gt;متاسفانه بسیاری از آسیب‌ها توسط والدین و مربیان ناآگاه، از روی دلسوزی و محبت بی‌جا برای فرزندان ایجاد می‌‌شود.‌&lt;br /&gt;برای اینکه فرزندانتان خوب تربیت شوند و از آسیب‌های رفتاری و اخلاقی در امان باشند به نکته‌های زیر توجه کنید:‌&lt;br /&gt;در کارهای تربیتی عجله نکنید. آرام حرکت کنید تا به سرعت به هدف‌های خود برسید و بدانید که در مسائل تربیتی، خیلی وقت‌ها سکوت کردن از حرف زدن مهم‌تر است.‌&lt;br /&gt;در محبت کردن، حد وسط را رعایت کنید و موقعیتی را ایجاد کنید تا فرزندان، خودشان تربیت را قبول کنند.&lt;br /&gt;در تربیت دینی در نظر داشته باشید که هدف به وجود آوردن علاقه به مسایل دینی در فرزندان است.‌&lt;br /&gt;اگر در تربیت، فرزندان، آمادگی نداشته باشند، تربیت اثر ندارد. همان طوری که اگر ریشه‌ی درخت در خاک نباشد، هر چقدر آب هم روی آن بریزید، فایده‌ای ندارد. همچنین سعی کنید به چیزی که می‌‌گویید عمل کنید تا فرزندان نیز به آن عمل کنند.‌به تفاوت‌های فردی فرزندانتان توجه کنید و به آنان احترام بگذارید. به علاوه سعی کنید راهی که برای تربیت فرزندان خود به کار می‌‌برید غیر مستقیم باشد؛ زیرا اثر آن بیشتر است از دعوا کردن یا بی‌توجه بودن نسبت به فرزندان خودداری و از تنبیه بدنی آنان پرهیز کنید.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7613734965610656611?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7613734965610656611/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7613734965610656611&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7613734965610656611'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7613734965610656611'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2011/01/blog-post_25.html' title='نقش والدین در تربیت فرزندان'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-2140529621754264548</id><published>2010-11-16T01:46:00.003+02:00</published><updated>2010-11-16T01:52:55.732+02:00</updated><title type='text'>حج از نگاه دكتر شریعتی</title><content type='html'>&lt;p align="left"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/TOHG6nppgDI/AAAAAAAAAKo/KACSfIYeQr4/s1600/haj.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; DISPLAY: block; HEIGHT: 251px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5539927727020802098" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/TOHG6nppgDI/AAAAAAAAAKo/KACSfIYeQr4/s320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;با توجه به این كه در زمانی هستیم كه حج مهمترین مسئله ما شده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیاز دیدم نظر دكتر را در مورد حج در این جا براتون بگم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روایت حج از نگاه دکتر شریعتی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حج: یعنی آهنگ، مقصد یعنی حرکت نیز هم. و همه چیز با کندن از خودت، از زندگیت و ازهمه علقه‌هایت آغاز می‌شود، مگر نه که در شهرت ساکنی؟ سکونت، سکون، حج نفی سکون.چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ. حج: جاری شو!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هجرت از " از خانه خویش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای برلب‌های دیگران ترانه‌ساز، آهنگ نیستان خویش کن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسم: و اکنون هنگام در رسیده است، لحظه دیدار است، ذی حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگیدن، کینه ورزیدن و ترس. زمین را، مهلت صلح، پرستش و امنیت داده‌اند، خلق با خدا وعده دیدار دارند، صدای ابراهیم را بر پشت زمین نمی‌شنوی؟ و او در خانه‌اش ترا به فریاد می‌خواند، دعوتش را لبیک گوی! پس اکنون که در "دار عمل" هستی خود را برای رحلت به " دار حساب " آماده کن، مردن را تمرین کن، پیش از آنکه بمیری، بمیر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حج کن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به میقات رو، و با آنکه ترا آفرید وعده دیدار داری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احرام در میقات: میقات لحظه شروع نمایش، و پشت صحنه نمایش است و تو که آهنگ خدا کرده‌ای و اکنون به میقات آمده‌ای، باید لباس عوض کنی. لباس! کفن پوش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رنگ‌ها را همه بشوی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپید بپوش، سپید کن، به رنگ همه شو، همه شو، همچون ماری که پوست بیندازد، از"من بودن" خویش بدرآی، مردم شو. ذره‌ای شو، در آمیز با ذره‌ها، قطره‌ای گم در دریا،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" نه کسی باش که به میعاد آمده‌ای"،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیس شو که به میقات آمده‌ای "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" بمیر پیش از آنکه بمیری "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامه زندگیت را بدرآور،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامه مرگ بر تن کن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا میقات است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیت: نیت کن! همچون خرمایی که دانه می‌بندد، ای پوسته، بذر آن"خود آگاهی"را در ضمیرت بکار و خداآگاه شو،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلق آگاه شو، خودآگاه شو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اکنون انتخاب کن،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه تازه را،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوی تازه را،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کار تازه را،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و خود تازه را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نماز در میقات: ای رحمن! که دوست را می‌نوازی! ای رحیم که آفتاب رحمتت، جز تو دیگر کسی را نخواهم ستود که حمد ویژه توست. نماز میقات! هر قیامش و هر قعودش، پیامی ‌است و پیمانی که از این پس، ای خدای توحید هیچ قیامی‌و هیچ قعودی، جز برای تو و جز به روی تو نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محرمات: هر چه تو را به یاد می‌آورد، هرچه دیگران را از تو جدا می‌کند، وهرچه نشان می‌دهد تو در زندگی که‌ای؟ چکاره‌ای؟ هر چه یادگار دنیاست، هرچه روزمرگیها را برای تو تداعی می‌کند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچه بویی از زندگی پیش از میقات دارد، و هر چه تو را به گذشته مدفونت باز می‌گرداند، مدفون کن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و خدا ترا دعوت کرده است، ندا داده است، که بیا، و اینک تو آمده‌ای، اینک پاسخش را می‌دهی: لبیک!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لبیک اللهم لبیک، ان الحمد والنعمة لک والملک لا شریک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لک لبیک!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کعبه: در آستانه مسجدالحرامی، اینک، کعبه در برابرت! یک صحن وسیع و در وسط یک مکعب خالی، ناگهان بر خود می‌لرزی! حیرت، شگفتی، کعبه در زمین، رمزی از خدا در جهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مصالح بنایش؟ زمینش؟زیورش؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قطعه‌های سنگ سیاهی که از کوه "عجون" کنار مکه، بریده‌اند و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساده، بی‌هیچ هنری، تکنیکی، تزئینی، برهم نهاده‌اند و همین!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و کعبه روبه همه، رو به هیچ، همه جا، و هیچ جا،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"همه‌سوئی"یا"بی‌سوئی"خدا!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رمز آن: کعبه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امّا....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شگفتا! کعبه در قسمت غرب، ضمیمه‌ای دارد که شکل آن را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تغییرداده‌اند، بدان "جهت" داده است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیواره کوتاهی، هلالی شکل، رو به کعبه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نامش؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حجر اسماعیل!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حجر! یعنی چه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعنی دامن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی به شکل یک "دامن" است، دامن پیراهن، پیراهن یک زن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک زن حبس،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک کنیز!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کنیزی سیاه‌پوست،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کنیز یک زن،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دامان پیراهن‌ هاجر است، دامانی که اسماعیل را پرورده است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا " خانه ‌هاجر " است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اینجا، خانه خدا، دیوار به دیوار خانه یک کنیز؟ و تمامی‌حج به خاطره‌ی ‌هاجر پیوسته است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و هجرت، بزرگترین عمل، بزرگترین حکم، از نام‌ هاجر مشتق است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس هجرت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاری‌ هاجروار!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ای مهاجر که آهنگ خدا کرده‌ای، کعبه‌ی خدا است و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دامان‌ هاجر!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طواف: آفتابی در میانه و برگردش، هر یک، ستاره‌ای، در فلک خویش،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دایره‌وار، برگرد آفتاب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به رود بپیوند تا جاودان شوی، تا جریان یابی تا به دریا رسی،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا ایستاده‌ای؟ ای شبنم؟ در کنار این گرداب مواج خویش آهنگ،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که با نظم خویش، نظم خلقت را حکایت می‌کند، به گرداب بپیوند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قدم پیش نه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حجرالاسود، بیعت: از"رکن حجرالاسود" باید داخل مطاف شوی، از اینجاست که وارد منظومه جهان می‌شوی،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حرکت خویش را آغاز می‌کنی،"در مدار" قرار می‌گیری، در مدار خداوند، اما در مسیر خلق!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آغاز باید، حجرالاسود را"مس" کنی. با دست راستت، آن را لمس کنی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بید رنگ خود را به گرداب بسپاری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این"سنگ" رمزی از"دست" است، دست راست، دست کی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست راست خدا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طواف می‌کنی، دیگر خود را بیاد نمی‌آوری، به جای نمی‌آوری، تنها عشق است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جاذبه عشق و تو یک "مجذوب"!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طواف خارج می‌شوی، در پایان هفتمین دور؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفت؟ آری!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا هفت، شش به علاوه یک نیست، یعنی که طواف من برگرد خدا،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و هفت؛ یاد آور"خلقت جهان" است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اکنون دو رکعت نماز، در مقام ابراهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا کجاست؟ مقام ابراهیم، قطعه سنگی با دو رد پا،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ردپای ابراهیم، ابراهیم بر روی این سنگ ایستاده و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حجرالاسود-سنگ بنای کعبه- را نهاده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اکنون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جاری شو، سیل شو،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بکوب و بروب و بشوی و......&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;...... بر آی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حج کن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اکنون ابراهیمی ‌شده‌ای!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقام ابراهیم: اکنون به آن من راستینت رسیده‌ای.....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقام ابراهیم می‌ایستی، پا جای پای ابراهیم می‌نهی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رویاروی خدا قرار می‌گیری، او را نماز می‌بری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابراهیم‌وار زندگی کن، معمارکعبه‌ی ایمان باش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرزمین خویش را منطقه حرم کن،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که در منطقه حرمی‌!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعی: نماز طواف را، در مقام ابراهیم پایان می‌دهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و آهنگ"سعی"می‌کنی، میان دو کوه صفا و مروه، به فاصله سیصد و اند متر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سعی، تلاش است، حرکتی جستجوگر، دارای هدف، شتافتن، دویدن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طوف، در نقش ‌هاجربودن،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در مقام، در نقش ابراهیم و اسماعیل، هر دو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اکنون سعی را آغاز می‌کنی،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و باز به نقش‌ هاجر برمی‌گردی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هاجر تنها،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوان بر سرکوههای بلند بی‌فریاد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جستجوی آب!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری آب، آب خوردن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه آنچه ازعرش می‌بارد، آنچه از زمین می‌جوشد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادی مادی! همین ماده‌ی سیالی که بر زمین جاری است و زندگی مادی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تشنه‌ی آن است، بدن نیازمند آن است، که در تن تو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خون می‌شود، که در پستان مادر شیر می‌شود، و در دهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طفل آب است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طواف، روح و دگر هیچ!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و سعی، جسم و دگر هیچ!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ناگهان، یکباره معجزه‌آسا!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به قدرت نیاز و رحمت مهر-&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمزمه‌ای!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"صدای پای آب"،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمزم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و تقصیر، پایان عمره: و درپایان هفتمین سعی، بر بلندای مروه،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از احرام برون آی، اصلاح کن، جامه‌ی زندگی بپوش،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آزاد شو، از مروه، سعی را ترک کن، تنها و تشنه با دستهای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خالی، به سراغ اسماعیلت،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنهایی تو به سر آمده است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمزم، در پای اسماعیل تو می‌جوشد،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلق در پیرامون تو حلقه زده‌اند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و چه می‌بینی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای خسته از"سعی"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر عشق تکیه کن!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای انسان مسئول!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بکوش!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که اسماعیل تو تشنه است،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ای"انسان عاشق"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخواه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که عشق معجزه می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوشت را، بر دیواره قلبت بنه، به نرمی ‌بفشر، زمزمه‌اش را می‌شنوی،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سنگستان مروه، به سراغ زمزم رو،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن بیاشام، در آن شستشو کن. &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-2140529621754264548?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/2140529621754264548/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=2140529621754264548&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2140529621754264548'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2140529621754264548'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/11/blog-post_16.html' title='حج از نگاه دكتر شریعتی'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/TOHG6nppgDI/AAAAAAAAAKo/KACSfIYeQr4/s72-c/s320' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-6977590023785639090</id><published>2010-10-22T20:44:00.004+03:00</published><updated>2010-10-22T20:54:07.947+03:00</updated><title type='text'>تربیت فرزند با ادب</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;یکی از مشکلات تربیتی جوامع حاضر مشکل قصور یا عدم احترام کودکان نسبت به بزرگسالان است. متاسفانه این مشکل با پیشرفت جوامع و در فضای فرهنگی معاصر شدیدتر نیز شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به تاثیر این موضوع بر تعلیم و تربیت صحیح کودکان ارائه راهکارهایی برای برون رفت از آن ضروری است. برای رفع این مشکل باید در ابتدا به ریشه یابی این مشکل در خانواده پرداخت. چرا که خانواده اولین محیطی است که کودک بر پایه تقلید و اقتباس، به امر یادگیری و آموختن می پردازد. در مرحله بعدی مدرسه و مربیان مدارس، به عنوان تأثیرگذارترین دستگاه تربیتی، می توانند در برخوردهای خود احترام به دیگران را به کودکان آموزش دهد. در کنار خانواده و مربیان مدارس، رسانه های گروهی از جمله مطبوعات و بویژه رادیو و تلویزیون می توانند در ترویج فرهنگ احترام در بین قشرهای مختلف جامعه بویژه کودکان، تاثیر داشته باشند. تحقیق اخیر پس از مقدمه ای کوتاه تاثیر خانواده و والدین و مدرسه و مربیان مدرسه را در تقویت روحیه احترام کودکان نسبت به بزرگسالان، مورد بررسی قرار می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;الف- تأثیر خانواده و والدین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کودک از هنگام تولد با اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده رو به رو می شود. او در این زمان معیار مشخصی از " بد " و " خوب " ندارد او بتدریج با اعضای این جامعه کوچک و رفتارهایی که آنها دارند آشنا می شود. اگر کودک از همان ابتدا احساس کند که در این محیط اجتماعی کوچک احترام افراد محفوظ است، توهین و تحقیر در کار نیست بزرگ تر به کوچک تر و کوچک تر به بزرگ تر احترام می گذارد. کم کم علاوه بر این که اهمیت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصیت نیز بار خواهد آمد. اگر والدین می خواهند که فرزندانشان به آنها توهین نکنند، خودشان نیز باید به فرزندانشان توهین نکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه بسیاری از پدران و مادران توقع دارند فرزندشان کاملاً احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصیت او نیستند، دائم او را سرزنش و تحقیر می کنند و در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش، تحقیرش می کنند. غالب رفتارهای آدمی بر اساس یادگیری است و پایدارترین یادگیری ها، یادگیری مشاهده ای است. از این رو کودکان از زمانی که قادر می شوند با بیان ساده ترین عبارات با مادر و پدر و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند، به تدریج قابلیت فراگیری احترام را نیز می یابند. باید بدانیم آنچه به کودک می دهیم همان را پس می گیریم. بنابراین در دوره کودکی اساس یادگیری و آموختن کودکان بر پایه تقلید و اقتباس، استوار است. لذا کودکان در این دوران، همان حرکات پدران و مادران خود را تقلید و انجام می دهند و کم کم احترام گذاشتن به بزرگ ترها در آنان درونی می گردد و در دوران بلوغ این عادت پسندیده را رها نخواهند کرد. بنابراین والدین لازم است بیش از ان که ، اهمیت احترام به بزرگ ترها را متذکر شوند، در عمل بی احترامی کردن را به کودکان نیاموزند و آنها را به بی احترامی کردن وادار نسازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;والدین باید کودک را همان گونه که هست با معایب و محاسنش بپذیرند. در این مسیر والدین باید از بدو تولد با مهر و عاطفه با او رفتار کنند و رابطه ای مبتنی بر اعتماد و اطمینان و احترام با او برقرار سازند. هر کودکی باید احساس کند که به او ارزش و بها داده می شود و شخصیت او در خانه مورد احترام است تا بتواند به خودباوری رسیده و آن را حفظ نماید و استعدادها و توانمندی های خود را رشد دهد. در این فرآیند کودک با ساختن شخصیت خود، رابطه بهتری همراه با عزت و احترام، با والدین و دیگران خواهد داشت. احترام به دیدگاه ها و برداشت های کودک و احترام به سلیقه او و شرکت کودکان در امور خانواده و درک نمودن احساسات یکی از مبانی تقویت روحیه احترام به دیگران در کودکان است که در محیط خانواده، آن را می آموزند. در حضور دیگران هرگز کودک خود را مورد توبیخ قرار ندهید از به کار بردن الفاظ زشت جدا خودداری کنید . هم چنین باید توجه داشت که پدر و مادر همواره می بایست ضمن اغماض و مستور کردن خطاها و عیوب احتمالی همدیگر، با برقراری رابطه ای گرم و صمیمی و آرام بخش حق شناسی و تکریم و قدردانی، یکدیگر را به کودکان، بهتر و شایسته تر نشان دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدرفتاری و فریبکاری در بچه هایی که محصول امر و نهی و « بله » و « نه » های والدینشان هستند تا حدی فزونی می گیرد که برای خود و دیگران مشکلاتی ایجاد می کنند. اصولاً کودکان هر کس را که عمیقاً دوست داشته باشند، سعی می کنند با او بیشتر همانندسازی نمایند، و نهایت احترام، حرف شنوی و تمکین تمام عیاری از او داشته باشند . آن دسته از کودکان که غالب اوقات شاهد درگیری ها و تعارض های کلامی، فکری و رفتاری والدین خود هستند به لحاظ ضعف در اعتماد به نفس و از دست دادن احساس خود ارزشمندی، آمادگی روانی لازم را برای تکریم و سپاسگزاری از خود نشان نمی دهند. به طور کلی با تقویت روحیه تکریم والدین به یکدیگر است که فرزندان به زیبایی و از جان و دل می آموزند که چگونه از نیکی های دیگران، بخصوص پدر و مادر و معلم خویش، سپاسگزاری و تکریم و تمجید نمایند. البته گاهی اوقات لازم می آید که در خانه، یکی از والدین، مثلاً پدر به صورت کاملاً دوستانه و به زبان ساده و لحن خوشایند به کودک یادآوری کند که به خاطر لطف و محبتی که مادر به وی روا داشته و زحمتی که برایش کشیده، تشکر نماید و به وی احترام گذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احترام را باید به دست آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صرف نیاز دارد. یکی از عواملی که می تواند این اعتماد را پیوسته حفظ کند و مایه قوت شخصیت و ثبات کودک باشد این است که در عهد و پیمان خود با کودکان وفادار باشند و هیچ گاه با فرزند خلف وعده نکنند و رفتارشان، خلاف گفتارشان نباشد. کودکان ما آن گونه می شوند که ما هستیم و برای درست تربیت کردن باید درست تربیت شده باشیم. کودکان زمانی یاد می گیرند به سایرین احترام بگذارند که افرادی که برایشان مهم هستند، الگویی از احترام گذاشتن باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ب- تأثیر مدرسه و مربیان مدارس&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مدرسه، مکانی است که در آموزش احترام به کودک، نقشی مهم ایفا نموده و در رشد و تکامل شخصیت کودک تأثیر انکار ناپذیر دارد. تحقیقات نشان می دهد که شیوه برخورد و کلام مربی در تقویت احترام کودکان نسبت به بزرگسالان تاثیر تعیین کننده ای دارد .لذا مدرسه نیز می تواند همانند خانواده در ایجاد صفت احترام به دیگران و با رفع صفت ناپسند عدم احترام به دیگران، کودکان را یاری داده و آنان را در جهت خلق و خوی پسندیده احترام به بزرگ ترها تربیت نماید باید بپذیریم که مسئولیت اولیای مدرسه به پرورش قوای عقلانی و آشنا ساختن دانش آموزان به ارزش های شناختی، اجتماعی و اخلاقی، خلاصه نمی شود بلکه اینان مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار و سلامت روانی کودکان نیز هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لذا عدم تحقیر کودکان و بر خورد همراه با احترام به شخصیت کودکان و رفتار نیکو و پسندیده خود بخود کودکان را در مسیر رفع این عادت ناپسند قرار می دهد. مربیان باید توجه داشته باشند که یکی از موانع بزرگ ارتباط خوب سرزنش کردن دیگران است در این رابطه پسندیده است مربیان مدارس، بر اساس زمینه های فطری کودکان ارزش های ایمانی، اخلاقی و عملی کودکان را تقویت نموده و زمینه پرورش آنان را فراهم آورده و در عمل به آنان، احترام به دیگران را بیاموزند. و کودکان را همچون وزیر و مشاوری دانست که در کارها و امور، همراه اولیاء و مربیان خویش هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر مینو طباطبائی- ماهنامه کودک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنظیم و تلخیص برای تبیان: کهتری&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تبیان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-6977590023785639090?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/6977590023785639090/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=6977590023785639090&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6977590023785639090'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6977590023785639090'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/10/blog-post_2959.html' title='تربیت فرزند با ادب'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-5750522040213640472</id><published>2010-10-08T20:24:00.002+03:00</published><updated>2010-10-08T20:29:24.667+03:00</updated><title type='text'>چند نكته ی لازم در تربیت كودكان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اهانت و تحقیر كودك، سرزنش های مداوم و انتقادهای بیجا و به كارگیری تعبیرات غیرمحترمانهاز مهمترین عواملی هستند كه بذر كینه و نفرت را در دل كودك می پاشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوزاد پس از تولد به ارتباط جسمی با مادر نیاز فراوان دارد؛ از این رو نباید ساعات طولانی از مادر جدا بماند. تحقیقات نشان داده است كه از شش ماهگی تا سه سالگی، حضور مادر نه تنها در رشد عاطفی كودك ، بلكه در رشد بدنی و عقلی او نیز تأثیر بسزایی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقایسه بین فرزندان، كودكی كه امتیاز نمی آورد دچار احساس خود كم بینی می شود و اعتمادش را نسبت به پدر و مادر از دست می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بیش از حد ،سرعت فراگیری را در فرزندانمان تقویت كنیم، امكان باروری و تحكیم مفاهیم را در مراحل بعدی كاهش خواهد داد. سرعت اولیه و تشدید آهنگ رشد ، منجر به تأخیر قابل ملاحظه ای در مراحل بعدی می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرگز عیب فرزندتان را در رفتارها ، بزرگتر از آنچه هست جلوه ندهید و هرگز عیب هایش را نزد دیگران بازگو نكنید.&lt;br /&gt;همبازی شدن با كودك علاوه بر این كه او را غرق لذت و شادی می كند و صمیمیت را افزایش می دهد، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در كودك تقویت می كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحقیقات نشان می دهد كه كودكان پرورش یافته در منزل نسبت به كودكان مهد كودك ، ماهانه از رشد قدی بیشتری برخوردارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تربیتی كه آزادی را به كلی در كودك نادیده بگیرد و انتخاب و میل قلبی را از وی سلب كند و تنها مبتنی بر ترس و آداب خشك و بی روح ظاهری باشد، نه تنها دوام نمی یابد بلكه در نهایتبه ركود وعصیان كودك می انجامد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یك كارشناس مسائل روانی كودكان در اتریش می گوید: چنانچه در روابط نوزاد با پدر ممنوعیتی ایجاد شود، نوزاد در حس وفاداری و دوستی دچار نقیصه می شود و در سال های آینده توانایی ارتباط سالم را نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كودكان باید با رنج ها و مشكلات طبیعی زندگی آشنا شوند تا افرادی شكننده، رفاه زده و پر توقع بار نیایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگرچه جنبه های تخیلی داستان برای كودك لذت بخش و مفید است لكن نباید در آن افراط كرد؛ داستان نباید ترس آور باشد؛داستان باید الگوی صحیح و متناسب با سن كودك را ارائه كند، بیان زیبایی ها و نیكی ها، با روح لطیف كودك سازگاراست.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تبیان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-5750522040213640472?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/5750522040213640472/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=5750522040213640472&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5750522040213640472'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5750522040213640472'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='چند نكته ی لازم در تربیت كودكان'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-2524060765168825152</id><published>2010-09-20T22:27:00.002+03:00</published><updated>2010-09-20T22:30:54.742+03:00</updated><title type='text'>اصول تربیت کودکان و نوجوانان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تربيت» اصولي‌داردكه بايد رعايت شود تا اسباب آدم‌ شدن فرزندان و دانش‌آموزان عزيز فراهم آيد، و البته تربيت را در زمان‌ها و مكان‌ها تفاوت‌هايي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلاً بديهي است كه نونهالان امروزي را با اسلوب 40 سال پيش نمي‌توان تربيت كرد و بايد به اصول و روش‌هايي جديد دست يافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تربيت، روش‌هايي دارد و مربيان و والدين را فرض است كه با روش‌ها و آداب آن آشنا باشند. اما پيش از هر چيز بايد اصول تربيت را بدانيم تا بتوانيم راه و رسم تربيت را پيدا كنيم. از آنجا كه والدين و مربيان مشغله فراوان دارند و دستيابي به اصول و روش‌ها از راه مطالعه و تحقيق چندان مقدور نيست، بنابراين گفتني‌هاي لازم را مختصر و مفيد عنوان مي‌كنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما گشتيم و يافتيم؛ همين 10 اصلي كه تقديم مي‌كنيم. بعضي از اين اصول، دهه‌ها و شايد قرن‌هاست كه اجرا شده‌اند و جواب داده‌اند، پس دليلي ندارد كه امروز مؤثر نباشند. اتفاقاً خيلي هم جديد هستند، چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چون‌ ما مي‌گوييم! لازم نيست كه هر چيز جديدي از آن طرف دنيا بيايد. هر چيزي كه روز آمد و كارآمد باشد جديد است و ما مي‌گوييم كه اين اصول هم خيلي به روز هستند و هم در كارآمدي‌شان شكي نيست! باور نداريد نداشته باشيد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين همه والدين پويا، مدارس جذاب و آموزش و پرورش خلاق دارند با استفاده از اصول ما دانش‌آموزان و فرزندان آينده‌ساز را تربيت مي‌كنند مگر موفق نبوده‌اند! اصولي كه اين همه جواب داده است و ده‌ها و صدها سال است كه مشكلات تربيتي مردم را حل كرده است بايد سرلوحه همه آموزش‌ها و كتاب‌هاي روانشناسي و علوم تربيتي قرار گيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول- به آنچه مي‌گويم عمل كن&lt;br /&gt;واضح است كه «الگو» در تربيت نقشي بسيار اساسي دارد. ما هم اين را قبول داريم، اما الگو كه هميشه لازم نيست عملي باشد. بچه خودش بايد فهم و شعور داشته باشد و از گفته‌ها و فرمايشات والدين، معلمان و ساير بزرگان الگو بگيرد. اصلاً چه معني دارد كه بچه بخواهد براي يادگيري رفتارهاي مطلوب، الگوي عملي داشته باشد. كي حوصله دارد كه اين همه چيز ياد بچه بدهد؟ آن كسي كه از يادگيري مشاهده‌اي صحبت كرده احتمالاً خودش پدر يا مادر نبوده و يا معلمي نكرده است.&lt;br /&gt;تازه اين موضوع صرفه اقتصادي هم دارد. عمل كردن، خيلي جاها هم هزينه دارد و هم دردسر و شايد هم ماليات! اما گفتن در بسياري از موارد نه خرجي دارد نه گرفتاري و نه مالياتي!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوم- انگيزه پيشرفت داشته باش&lt;br /&gt;توجه كنيد، واژه كليدي در اصل فوق كلمه «بايد» است. بچه «بايد» انگيزه پيشرفت داشته باشد؛ حالا اگر داشت كه چه بهتر، و گرنه به زور هم كه شده، بايد به او انگيزه داد. بچه بايد حركت كند، اگر نكرد بايد هلش داد، و اگر بازهم حركت نكرد بايد...! پدر و مادرهاي بيچاره چه كاري مانده كه براي فرزندان‌شان انجام ندهند، اين همه امكانات تهيه مي‌كنند، اين همه خرج و مخارج؛ حالا اگر بچه نجنبيد حتماً خودش يك مشكلي دارد.&lt;br /&gt;بايد براي بچه انگيزه ايجاد كرد و ما هم هرچه مي‌توانيم بايد به او انگيزه تزريق كنيم: جايزه؛ وعده و وعيد- البته وعده از نوع سرخرمن بهتر جواب مي‌دهد- و خلاصه هر بامبول و كلكي كه بچه را تكاني بدهد. بالاخره بچه‌ها، بچه هستند و خيلي چيزها را نمي‌فهمند و ناچاريم كه بعضي وقت‌ها به زور بفهمانيم كه چه خبر است !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوم- بچه زرنگش خوبه!&lt;br /&gt;نمي‌دانم در اين كلمه «بايد» چه سري نهفته است كه اين قدر در روش‌هاي تربيتي كاربرد دارد! از قديم هم گفته‌اند بچه براي اين كه آدم بشود، چيزي بشود، سربار جامعه نشود، و خلاصه يك ... بشود بايد درس بخواند. نمي‌دانم با وجود اين كه درس خواندن تنها راه كسب درآمد نيست، پسرها به جاي درس، رغبت بيشتر به بازار كار پيدا كرده‌اند و عوامل زيادي باعث افت انگيزه‌هاي درس خواندن مي‌شود، چرا بعضي‌ها نمي‌فهمند كه درس خواندن چقدر مهم است و اصلاً تنها راه آدم شدن است!&lt;br /&gt;حالا ما كتاب نمي‌خوانيم و والدين و معلمان عزيز چندان اهل مطالعه نيستند چه ربطي به درس خواندن دارد؟! درس خواندن محاسن فراواني دارد كه مهم‌ترين آن اخذ مدرك، دويدن دنبال كار دولتي و افتتاح مسير آب باريكه است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارم- روا‌نشناسان براي خودشان مي‌گويند&lt;br /&gt;يك دليل اين كه ما زياد كتاب نمي‌خوانيم و تنها يافته‌هاي ذهني خودمان را به شما عزيزان عرضه مي‌كنيم اين است كه اصولاً در كتاب‌هاي روانشناسي و علوم تربيتي و غيره، چيز به درد بخوري وجود ندارد. كساني كه اين كتاب‌ها را مي‌نويسند يا بيكارند يا نمي‌فهمند خرج و مخارج زندگي يعني چه. يك عده مي‌نشينند و براي خودشان نظريه و از اين حرف‌ها در مي‌آورند كه چه بشود؟ اگر مردي بيا ببينيم مي‌تواني يك زندگي را بچرخاني؟!&lt;br /&gt;اصلاً دنياي امروز، دنياي كاربرد است و ما كاربردي‌ترين يافته‌هاي خودمان را بر مبناي سال‌ها تجربه به شما ارائه مي‌دهيم. چه‌كار داريد برويد كتاب و نظريه و از اين حرف‌ها بخوانيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنجم- بچه خوب، حرف گوش كن است&lt;br /&gt;«ادب» چيز مهمي در زندگي آدم‌هاست و نشانه‌هاي اصلي ادب، مطيع و سربه زير بودن و حرف گوش كردن است. بچه عاقل بايد با ادب باشد. اصلاً خوب نيست بچه سروصدا كند، نق بزند، ايراد بگيرد، از خودش نظر بدهد و خلاصه خلاف خواسته‌ ما بزرگترهاي با ادب رفتار كند. اين هايي كه مي‌گويند كه براي پرورش خلاقيت و از اين حرف‌ها، بايد به بچه اجازه جسارت و ابراز وجود داد احتمالاً خودشان در بچگي با ادب نبوده‌اند يا درست و حسابي ادب نشده‌اند!ادب، آداب دارد و بايد آداب مطيع و حرف گوش كن بودن را در خانه و مدرسه با جديت به بچه ياد بدهيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ششم- تجربه‌، بي تجربه&lt;br /&gt;پس ما بزرگترها چكاره‌ايم؟ خوبيت ندارد بچه همه تجربه‌ها را كسب كند. ما خودمان بايد همه تجربه‌ها را به او ياد بدهيم. عطف به اصول اول و پنجم، بچه بايد گوشش به دهان والدين و مربيان عزيز و دلسوزش باشد تا از آنها تجربه‌هاي زندگي را بشنود.&lt;br /&gt;به قول قديمي‌ها، بالاخره بزرگترها سرد و گرم روزگار را بيشتر چشيده‌اند و البته مخفي نماند بيشتر هم پيراهن پاره كرده‌اند! حالا چه ضرورتي دارد كه بچه‌ها براي كسب تجربه وقت تلف كنند.&lt;br /&gt;ما حي و حاضر و آماده‌ايم كه با توضيحات مفصل و كارشناسانه به آنها بگوييم كه راه و چاه چيست. تلاش بچه‌ها براي كسب تجربه‌هاي عملي در زندگي، تكرار مكررات است و وقت ما و خودشان را هدر مي‌دهد. ما بزرگترها چراغ راه بچه‌ها هستيم و البته لازم است كه همه جا چراغ به دست جلوي آنها حركت كنيم تا در چاه نيفتند! ما چراغيم، چراغ راهنما كه نيستيم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفتم- لازم نيست همه چيز را بدانيد!&lt;br /&gt;بچه هميشه بچه است،حتي اگر 25-20 ساله هم باشد! و البته لازم نيست بچه همه چيز را بداند. بالاخره بزرگي گفته‌اند، كوچكي گفته‌اند، شرم و حيايي بايد باشد و به اصطلاح سياسي‌ها، خط قرمزهايي وجود دارد؛ بچه كه نبايد در هر كاري دخالت كند و نبايد از هر چيزي سر در بياورد.&lt;br /&gt;بچه هيچ وقت نبايد فكر كند بيشتر از پدر و مادر و معلمان چيزي مي‌داند و اگر هم واقعاً اين جوري باشد نبايد به روي مباركش بياورد. البته ما آن‌قدر زرنگ و زمان‌شناس هستيم كه بدانيم بچه‌هاي امروزي چيزهاي زيادي مي‌دانندكاريش نمي‌توان كرد، فقط مهم اين است كه طرفين به روي هم نياوريم كه چه خبر است!&lt;br /&gt;بايد حريم‌ها حفظ شوند و بچه‌ها اطلاعات و دانسته‌هاي محرمانه خود را توي دل‌شان نگه‌ دارند و بزرگترها هم انگار نه انگار كه بويي برده‌اند، خود را به كوچه علي‌چپ بزنند كه ما مي‌دانيم كه شما بچه‌‌هاي با ادب و مثبت چيزي نمي‌دانيد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هشتم- بچه بايد مايه افتخار باشد&lt;br /&gt;بچه بايد مايه افتخار والدين و مدرسه باشد. اين همه زحمت براي بچه‌ها مي‌كشيم كه چي؟ بچه به درد روزهايي مي‌خورد كه آدم جايي بخواهد پز بدهد و افتخارات و شاهكارهاي زندگي‌اش را بيان كند. چه بهتر كه سوژه اين افتخارسرايي بچه آدم باشد كه از گوشت و خون ماست و بالاخره يك جورهايي مال خودمان است!&lt;br /&gt;البته بر كسي پوشيده نيست كه ضعف‌ها و شكست‌هاي بچه‌ها محصول بي‌عرضگي و تنبلي خود آنهاست و قوت‌ها و پيروزي‌هاي‌شان نتيجه تلاش‌هاي شبانه‌روزي والدين و معلماني بزرگ است، يعني خود ما!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهم- به بچه ها محبت كنيد&lt;br /&gt;محبت نقش مهمي در رشد و شكل‌گيري شخصيت‌ بچه‌ها دارد؛ البته محبت حد و حدود و معيارهايي دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد. محبت موضوعي دلبخواهي است و به حال و حوصله والدين عزيز و معلمان گرامي بستگي دارد.اتفاقاً خيلي مهم است كه محبت رويه‌اي ثابت نداشته باشد چون در اين صورت بچه پررو مي‌شود و توقعاتش بالا مي‌رود. ثانياً اندازه و معيار محبت دست خود ماست.&lt;br /&gt;يك زماني آن قدر محبت مي‌كنيم كه بچه از محبت اشباع شود و براي حفظ تعادل، زماني هم آن‌قدر محل نمي‌گذاريم و بي‌اعتنايي مي‌كنيم كه بچه بفهمد تحفه‌اي نيست! براي كاركردهاي مؤثرتر تربيتي، لازم نيست محبت هميشه راستكي باشد مي‌توان ادا و اطوار محبت را در آورد و به اصطلاح محبت را به صورت نمايشي اجرا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دهم- امكانات لازم را فراهم كنيد&lt;br /&gt;بديهي و آشكار است كه اگر امكانات نباشد چه مي‌شود. در جهت تحكيم اصول قبلي، لازم است والدين عزيز امكانات را فراهم كنند و كاري به كارهاي ديگر نداشته باشند. شما كيف، كفش، كامپيوتر، اسكيت و تلفن همراه و چيزهاي ديگر را به هر نحوي كه مي‌توانيد براي فرزندتان بخريد تا اول عقده‌اي بار نيايد، دوم- وظيفه والديني را به خوبي ايفا كنيد؛ سوم- سر بچه گرم شود؛ چهارم- مزاحمت‌تان نشود؛ پنجم- اگر لازم شد زحمات‌تان را به رخش بكشيد و توي سرش بكوبيد؛ ششم- در موقعيت‌هاي لازم پز بدهيد چه‌ها كه براي فرزندتان نكرده‌ايد... باز هم بگوييم؟&lt;br /&gt;پارسی طب&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-2524060765168825152?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/2524060765168825152/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=2524060765168825152&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2524060765168825152'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2524060765168825152'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/09/blog-post_3829.html' title='اصول تربیت کودکان و نوجوانان'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7038140559725465397</id><published>2010-09-01T10:03:00.002+03:00</published><updated>2010-09-01T10:08:22.504+03:00</updated><title type='text'>پدر ، مادر ، ما متهمیم - دکترعلی شریعتی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی !&lt;br /&gt;که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟&lt;br /&gt;فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟&lt;br /&gt;و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7038140559725465397?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7038140559725465397/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7038140559725465397&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7038140559725465397'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7038140559725465397'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='پدر ، مادر ، ما متهمیم - دکترعلی شریعتی'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-9096761795560308568</id><published>2010-04-27T19:17:00.004+03:00</published><updated>2010-04-27T19:25:35.285+03:00</updated><title type='text'>تکیه گاهی که خمیده است - نیازها و مشكلات دوران سالمندی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سالمندی، مشخصه دورانی از زندگی انسان محسوب می‌شود كه به قول معروف، فرد بار خود را برده و كار خود را كرده و بالطبع هنگامه فراغت و استراحتش فرا رسیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دوره از زندگی اصولا باید با شیرین كامی همراه باشد ، چرا كه سالمند با كوله‌باری از تجربه به تماشای ثمره زندگی اش می‌نشیند ، نزد اطرافیان عزت و احترامی شایسته می‌یابد و می‌تواند با خاطری آسوده‌تر از فرصت زندگیش بهره ببرد اما این سیمای دوست‌داشتنی از دوران سالمندی به دلیل مشكلات بسیاری كه پیش‌ روی فرد سالخورده قرار می‌گیرد و از برخی نارسایی‌ها و معضلات اجتماعی، اقتصادی، روحی و روانی، فرهنگی و ... ناشی می‌شود غالبا تحقق نمی‌پذیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به این ترتیب ریشه مشكلات سالمندی نه در ذات آن و اقتضائات سالخوردگی و فرتوتی، بلكه در بسترها و شرایطی است كه برای سالمند پدید می‌آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهمیت این شناخت و آگاهی نزد فرد سالمند و اطرافیان هنگامی آشكار می‌شود كه بدانیم بیش از 70 درصد عوارض سالمندی كه به ظاهر از كهولت سن ناشی می‌شود قابل پیشگیری و رفع هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیازهای روانی سالمندان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دسته از نیازها بسیار گسترده هستند و حوزه‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی زندگی سالمند را در برمی‌گیرد. اگر سالمندان یك جامعه اغلب بیمار، رنجور، افسرده،‌ منزوی و... هستند یا با مشكلات‌ حاد اقتصادی مواجهند، این نارسایی‌ها را نباید به گردن سالمندی انداخت، بلكه باید شرایط مهیا شده برای سالمندان و رویكردهای اجتماعی و رفتاری در مقابل آن را مقصر دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دكتر مهوش بیگی، مشاور خانواده ضمن آن‌كه حضور سالمند در جمع خانوادگی را بستری برای رفع دیگر نیازهای روانی وی معرفی می‌كند ، در این باره توضیح می‌دهد: استقلال‌طلبی فرزندان موجب می‌شود فرد سالمند در سنین پایانی عمر كه بیش از هر زمانی به روابط اجتماعی و عاطفی نیاز دارد به تنهایی درونی و بیرونی دچار شود و از این‌رو نیازهای روانی‌اش بی‌پاسخ بماند. تنهایی، سالمندان را به عارضه‌ای به نام آشیانه خالی مبتلا می‌كند كه طی آن رشته ارتباطات عمیق عاطفی و پیوندهای خونی و نسبی گسسته می‌شود و فرد سالمند احساس خسران و خلا می‌كند. در چنین وضعیتی، سالمند گمان می‌كند از نظر خودش و دیگران به پایان خط رسیده و جز انتظار مرگ وظیفه‌ای ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیدگاه‌های نادرست‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیهوده نیست اگر رفع دیدگاه‌های نادرست درباره سالمندی را اولین گام برای ارضای نیازهای روانی آنها در محیط خانواده و جامعه بدانیم. بنا به عرف تاریخی و ناهنجاری‌های موجود جامعه، سالمندی را با بیچارگی، ناتوانی، بی‌فایدگی و خرفتی مترادف می‌شمارند و از این رو اظهار نظرهای مخالف و تبلیغ و اشاعه فرهنگ عزت و احترام اجتماعی به سالمندان شیوه‌ای جدید و نوپا محسوب می‌شود و فعالیت‌های فرهنگی برخی نهادهای مدنی و دولتی، تشكیل اتاق‌های فكر، انجمن‌ها، تشكل‌ها و... در جامعه ما سابقه‌ای چند ساله دارند و حركتی لاك‌پشتی و پرفرازونشیب را برای اصلاح دیدگاه‌های فرهنگی، رویكردها و بسترهای جمعی و رسمی آغاز كرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سالمندان پس از نوجوانان، دومین گروه در معرض افسردگی هستند. افسردگی را می‌توان نتیجه مستقیم عدم ارضای نیازهای روانی سالمند دانست كه درجامعه ما با شدت و ضعف نسبی، حداقل 20 درصد جمعیت سالمندان را در بر می‌گیرد. دكتر بیگی اختلال در انجام وظیفه،‌ از دست دادن آزادی و استقلال و اتكاء‌ به نفس، كاهش و فقدان اراده و تصمیم‌گیری، مرگ عزیزان نظیر دوست یا همسر و... را مهم‌‌ترین دلایل بروز افسردگی در سالمندان می‌داند و درباره آن توضیح می‌دهد: افسردگی موجب می‌شود سالمند گمان كند زندگی‌شان ثمره‌ای نداشته و به بی‌انگیزگی مفرط و بی‌‌اعتنایی دچار شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسردگی در مردان با كاهش توانایی‌های جسمی و در زنان با ناباروری و شروع دوره یائسگی ارتباط معناداری دارد. یكی از آسیب‌های جدی دوره سالمندی این تصور تلخ است كه چون سالمند به پایان زندگی نزدیك شده دیگر لذت بردن از زندگی معنایی ندارد. چنین پنداری به كاهش انگیزش سالمند برای انجام امور مفید و حتی فعالیت‌های روزمره منجر می‌شود و بتدریج علائم افسردگی را در وی نمایان می‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سالمندان به آنچه از سر گذرانده‌اند، كارهایی كه انجام داده‌اند و زمانی كه از دست رفته است بدقت نظاره می‌كنند و می‌‌خواهند بدانند چه اندازه مولد بوده‌اند و زندگیشان چه بازده‌ای داشته است. اگر فرد سالخورده در شرایطی باشد كه روال زندگیش را بی‌ارزش و بدون نتیجه تلقی كند، احتمال افسردگی افزایش می‌یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این باره توصیه می‌شود اگر سالمندی بیش از حد درباره مرگ سخن بگوید، خود را بی‌ارزش بپندارد یا خلقش كاهش یابد این مشكلات حتما با روانپزشك یا مشاور مطرح شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جام جم - امین رحیمی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-9096761795560308568?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/9096761795560308568/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=9096761795560308568&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/9096761795560308568'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/9096761795560308568'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='تکیه گاهی که خمیده است - نیازها و مشكلات دوران سالمندی'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-3976259104699173844</id><published>2010-03-20T23:55:00.004+02:00</published><updated>2010-03-21T00:15:51.777+02:00</updated><title type='text'>بهار و نوروز: فراز و فروز-دكتر ميرجلال‌الدين كزّازي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نوروز، جان‌افراز و دل‌افروز، همانند بخت بلند و پيروز، فراز مي‌آيد و باري ديگر زمان شكفتگي و شادي و شور بازمي‌آيد و جهان آشفتۀ آسيمه‌ به ‌سامان و ساز مي‌آيد و هرآنچه دلگداز بود، دلنواز مي‌آيد.&lt;br /&gt;نيز بهار، در بِهْ‌كامي و دلارامي، در زيبايي و دلارايي، به كردار ديدار يار، دلنشين و جانْ‌نشان، سمن‌فشان و دامن‌كشان، نازنين و نازْآگين، از راه مي‌رسد و بس خرّم و خوش‌خُرام، نيك بهنگام و بگاه مي‌رسد و آواي بهين و بآيين مرغان، مرغان چكامه‌سراي ترانه‌خوان، شورانگيز و شكرْخيز، سورْآميز و دلاويز چون دستان مستان، از مَغاكِ خاك، تا به تختگاه ماه مي‌رسد و زمستان تيره و تباه، سرماي سخت و سياه، سرانجام، به فرجام مي‌آيد و به پايان، آن جانفرساي توانكاه مي‌رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نيز پاييز از پاليز، شرمناك و بپرهيز، دامان درمي‌چيند و خزان، از باغِ رَزان، بيمزده و لبْ‌گزان، دوري مي‌گزيند و در گوشه، بي‌بهره از هر نوشه و توشه، از هر خرمن و خوشه، نهان از چشم كهان و مهان، درمي‌نشيند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري! خزان، بدان‌سان كه مي‌سزد، پژمرده و پژمان، به گوشه‌اي مي‌خزد و بيش جهان را به رنگ‌هاي گونه‌گون، از زردي زَهره تا سرخي خون، نمي‌رزد. ديگر نواي نارواي زاغان و كاغْ‌كاغ كلاغان گوش‌ها را نمي‌آزارد و هوش‌ها را رنجه نمي‌دارد و در بوستان و باغ، جز برگ نسرين و نسترن نمي‌بارد و اهريمن ريمَن سياهي و تباهي نمي‌يارد كه بر جهان روشن اهورايي تاخت‌وتاز آرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آ‌ري! چنين است كه تابخانۀ گل و تنور لاله كه دير، دلگير، خاك‌بستر مانده بود و بخاكستر، از باد شگفتيكار بهار، برمي‌افروزد و در جوش مي‌افتد و هر گزافه‌گشاي يافه‌دراي، هر خامْ‌گوي ناپدرامْ‌روي، تا گل در چمن مي‌خندد، زبان فرومي‌بندد و از شرم دستانْ زنان بُستانْ دهن، در گوشه‌اي خوار و خموش مي‌افتد و جهان كه چندي بي‌جان و جنب‌ خفته بوده است، تاب و توش مي‌گيرد و در ناز و نوش مي‌افتد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خورشيد، آن فرگستر بَرين فَرْوَرين، در فروردين، بيژنْ‌آيين، از چاهِ ماهي جاي مي‌پردازد و رخشانْ‌روي و آسمانْ‌پوي چون جمشيد، در پهنه‌هاي سپهر برمي‌تازد و در بارۀ بره، خرگاه مي‌سازد و برمي‌افرازد و بدان مي‌نازد كه جهان را شيوه‌اي نو درمي‌اندازد. خرّما بهار! فرّخا نوروز! اكنون گيتي، از لادن و لاله، از ژوله و ژاله، از گياه و گل، از سوسن و سنبل، رشك بهشت است و كنارۀ كِشت مينوسرشت است. سرو نازان است. غَرْو يازان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان زمان دلبازان و دمسازان است كه چندي برآسوده و پالوده از اندوهان جهان، جهان پرفريب و فسون، جهان و جانْ‌رَهان از دام آن ديو گُجستۀ‌ وارون، سرِ خويش گيرند و خُرم و خندان، شادان از بُنِ دندان، راه هامون در پيش گيرند. چونان فرّخ‌كامان و فرخنده‌فرجامان، در دامان دشت و دمن، يا چمانه در دست در چمن، يارْمند بيارَمند، با دوست همچون دو جان در يك پيكر و پوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وه‌وه كه اين دم، دم خجستۀ خرّم كه در كنار يار مي‌گذرد و در بوس و كنار، چه نيكوست! چه دلجوست! آري! با دوست، هر آينه، گيتي مينوست. مگرنه اين است كه بهاران، در كنار دلداران و ياران، بيش با رنگ و بوست، به‌ويژه در كنار ياري دلدار كه روشنْ‌روست؛ گلشنْ‌خوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهاران بر ياران فرخنده باد و لبانِ بختشان پرخنده! نيز نوروز پاينده باد و پيروز بر يكايك ايرانيان، آن اهوراييان هورْ‌آيين كه بهارآفرينند و نوروز‌افروز!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همشهری انلاین&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-3976259104699173844?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/3976259104699173844/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=3976259104699173844&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/3976259104699173844'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/3976259104699173844'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='بهار و نوروز: فراز و فروز-دكتر ميرجلال‌الدين كزّازي'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7572059409465637319</id><published>2010-01-25T02:01:00.003+02:00</published><updated>2010-01-25T02:09:44.545+02:00</updated><title type='text'>دوران دوستی های هیجانی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نوجوانی دوره ای مهم و شاید سرنوشت ساز در زندگی هر فرد است . نوجوان در این مقطع سنی ، تحولات سریعی را از جنبه های جسمی و یا روحی و روانی تجربه می کند . نوجوان در مرز بین کودکی و بزرگسالی قرار دارد . از اینرو با تعارضات متعددی میان این دو دنیا یعنی کودکی و بزرگسالی روبروست . نوجوان به دنبال یافتن خود و هویت واقعی خویش است و از هر فرصتی برای اثبات شخصیت و ابراز قابلیتهایش استفاده می کند . نوجوانی دوره رهایی از وابستگی های خانوادگی و ورود به صحنه اجتماع است . روان شناسان می گویند در این دوران ، نوجوان از نظر وابستگی عاطفی ، از خانواده جدا می شود و به تدریج استقلال را تجربه می کند . در این رابطه ، والدین باید هوشیارانه و با تدبیر عمل کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در وهله اول ، والدین نباید فرزندان را بیش ازحد متعارف به خود وابسته کنند ، تا زمینه استقلال آنها به سهولت و آرامی فراهم شود . والدین همچنین با پذیرش استقلال نسبی نوجوان ، می توانند این مرحله را برای او رضایت بخش کنند . نوجوانی که شخصیتش در خانواده گرامی داشته می شود و عضو مؤثر خانواده به شمار می آید ، روانی آرام و درونی مطمئن دارد . او با باور داشتن خود ، در خویش احساس حقارت و کمبود نمی کند . اینگونه نوجوانان می کوشند كه مورد تحقیر و سرزنش دیگران قرار نگیرند و کرامت خویش را با انجام رفتار های نا مناسب از دست ندهند.امام علی (ع) در این مورد جمله زیبایی دارد و می فرماید : « کسی که شرافت معنوی و کرامت نفس خود را باور دارد ، خویشتن را با ارتکاب گناه ، خوار و حقیر نمی كند . »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوجوان بر رفتارها و احساسات خود كمتر تمرکز دارد . همین امر موجب می شود که در این سنین ، انجام کارهای آنی و نسنجیده افزایش یابد .&lt;br /&gt;والدین باید تلاش کنند كه نوجوان به خودباوری و اعتماد به نفس ، دست یابد و در خود احساس رضایت درونی كند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روان شناسان یکی از مؤثرترین عوامل بهبود رابطه والدین با فرزندان و بویژه نوجوانان را ، تقویت احساس ارزشمندی و ایجاد اعتماد به نفس در آنها می دانند . آنها به والدین توصیه می کنند که بدون اغراق و با دوری از افراط ، توانمندیهای نوجوانان را تحسین و تقویت کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور که گفتیم نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی است . در این انتقال ، نوجوان تلاش می كند كه با شرایط جدید ، سازگار شود . بدیهی است هر اندازه تغییرات سریعتر رخ دهد ، سازگاری دشوارتر خواهد بود . میزان موفقیت فرد در عبور از این مرحله انتقالی ، بستگی به میزان آمادگیهای او برای این دوره دارد . خانم دکتر شکوه نوابی نژاد ، روانشناس و کارشناس مسائل تربیتی می گوید : « رشد روانی ، عامل بسیار مهمی در ایجاد سازگاری فردی است . آمادگی روحی و روانی نوجوان ، به سازگاری او با تغییرات ایجاد شده ، کمک می کند . »‌ نوجوان در این مقطع سنی ، از جهت عاطفی و اجتماعی ، دگرگونیهای چشمگیری پیدا می کند . اطاعت پذیری و دنباله روی از پدر و مادر ، به تدریج کاهش می یابد . گرایش نوجوان به دوستان و همسالانش بیشتر می شود . او می خواهد به آنان نشان دهد که فردی آزاد و مستقل است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از مسائل دوران نوجوانی ، شدت گرفتن دامنه هیجانات است . نوجوان بیشتر دچار عصبانیت ، یأس و یا ترس می شود . در همین رابطه ممکن است که برخی از نوجوانان به دلیل هیجانات روحی و آشنا نبودن با نحوه ابراز هیجانات خود ، نسبت به فردی از جنس مخالف ، علاقه نشان دهند . نوجوان بر رفتارها و احساسات خود كمتر تمرکز دارد . همین امر موجب می شود که در این سنین ، انجام کارهای آنی و نسنجیده افزایش یابد . روان شناسان می گویند ، نوجوانی مرحله تجربه اندوزی برای کسب استقلال عاطفی و اجتماعی است . اگر این مرحله به خوبی سپری شود ، آینده ای مطلوب در انتظار نوجوان خواهد بود . در غیر این صورت ، ضریب آسیب پذیری در سنین نوجوانی بالاست . چنانکه غالبا" گرایش به انحرافات ، بزهکاری و اعتیاد در این دوران پایه گذاری می شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روان شناسان به والدین توصیه می کنند که بدون اغراق و با دوری از افراط ، توانمندی های نوجوانان را تحسین و تقویت کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای دکتر احمدی روان شناس می گوید : « نوجوان ، هیجانی تر از دوره های دیگر عمل می کند . مهمترین هیجان های این دوره ، خشم ، یأس و ترس و یا حتی محبت افراطی به دیگران است . بسیاری از خانواده ها ، از عصبانی شدن فرزند نوجوان خود ، گله مند هستند . گاه کوچکترین حرفی ، نوجوان را به پرخاشگری وادار می کند . در چنین مواردی به نظر می رسد که فشارها و ناکامی های بیرون از خانه و یا ناکامی هایی که نوجوان در مقابل افراد قویتر از خود ، تجربه می کند ، موجب عصبانیت او در داخل خانه می شود . بهترین موضعگیری در مقابل عصبانیت نوجوان این است که ما در مقابل عصبانیت او ، خشمگین نشویم و با حفظ خونسردی و اعتدال ، رفتاری معقول در پیش گیریم . اما نباید در مقابل خواسته های غیرمنطقی او عقب نشینی کنیم و تا حد ممکن از تسلیم شدن دربرابر او بپرهیزیم . » احساس یأس و ترس نیز از دیگر مواردی است که سلامت روانی نوجوان را تهدید می کند . شاید کوچکترین ناکامی ، او را به ورطه ناامیدی بیندازد و این احساس به او دست دهد که ناتوان و بی عرضه است . در دوره نوجوانی ، گاه هراس از حضور در اجتماع و روبرو شدن با موقعیتهای جدید ، به دیگر ترسهایی که از زمان کودکی در او وجود داشته ، افزوده می شود . نوجوان می خواهد با حفظ عزت نفس ، صلابت خود را حفظ کند ، درعین حال به راحتی نمی تواند از آن ترسها رهایی یابد . در این مرحله گاه لاف زدنها و قدرتمند جلوه دادن خود ، شیوه ای است که با كمك آن نوجوان می خواهد بر ترس و ناتوانی خود سرپوش بگذارد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای آل یاسین ، کارشناس مسائل تربیتی در توصیه به والدین و بزرگترها می گوید : اگر مشاهده می کنید که نوجوان در خود فرو رفته و کمتر سخن می گوید ، در پی حل مشکل او با وی همدردی کنید . افکار منفی را از او دور کنید ، زیرا افکار مشوش ، مانع رسیدن گرمای مهربانی در کانون دل نوجوانان است . ذهن او را از پریشانی دور نگه دارید تا توان مقابله با موانع را بیابد . شکیبایی و همدلی شما هنگام گوش کردن به حرفهای نوجوان ، بسیار حیاتی و مهم است . هنگام گفت و شنود ، لایه های رنجش و دلخوری را که بر دل او نشسته ، یک به یک بردارید و درباره اش گفتگو کنید . این مسئله علاوه بر کمک به نوجوان برای حل تعارضات درونی خود ، به بهبود رابطه والدین به او کمک خواهد کرد . » &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;تبیان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7572059409465637319?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7572059409465637319/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7572059409465637319&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7572059409465637319'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7572059409465637319'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/01/blog-post_25.html' title='دوران دوستی های هیجانی'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-5825019739885764838</id><published>2010-01-09T03:19:00.020+02:00</published><updated>2010-01-11T08:13:34.222+02:00</updated><title type='text'>امام جمعه تهران ادعا کرد که افغانی ها با جنبش سبز همکاری می کنند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دومین حمله ؛ توهین ؛ اتهام و.....از مهمترین تریبون دینی مذهبی جمهوری اسلامی ایران (خطبه های نمازجمعه تهران) توسط امام جمعه تهران حجت الاسلام صدیقی به افغانی وارد گردید. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;جناب امام جمعه چنین ادعا می کنند: فردي براي من نقل مي‌كرد كه در خياباني با كوكتل‌ملوتف خودروي جلويي آنها را آتش زده و سپس خودروي حامل اين شخص به ناچار به درون كوچه‌اي پناه مي‌برد، در آنجا فردي كه خيلي هم به نفع يكي از كانديداها شعار مي‌داد را مي‌گيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صديقي افزود: اين فرد يك افغاني بوده و ادعا مي‌كند در برابر دريافت 200 هزار تومان اين كار را مي‌كند، اين افغاني همچنين مدعي مي‌شود فردي را كه در سوي ديگر واقعه ناظر بر كارهاي او است براي هر شعارش بايد 50 هزار تومان ديگر هم به اوبدهد. -1-&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از منطق دین که خود اقای صدیقی مدعی تبلیغ آنست خدمت جناب شان یادآور میشویم&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="right"&gt;جناب حجت الاسلام شیخ کاظم صدیقی شما میدانید که مقام امام جمعه مساوی به مقام والای ولایت است،&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آیا مقام ولایت که شما درجایگاه آن تکیه زده اید بادید تبعیض آمیز بامسلمانها ویا بقیه انسانها برخورد می کند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;آیا این دیدگاه جناب شما برخواسته از یک دید برتری جویانه وتبعیض آمیز نیست ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بااین دید افغانی ها راافراد درجه سوم وحتی پائین ترازآن درذهن ملکوتی خود بعدا درخورد نمازگذاران القا نمی فرمایید؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;زمانیکه درشورای برنامه ریزی نماز جمعه تصمیم براین گرفتید آیا عجله نکرده اید ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;چقدراطراف این ادعا بررسی نموده اید ؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جناب شیخ کاظم صدیقی زمانیکه این ادعا را درخطبه نماز جمعه مطرح نمودید چقدر خدا را درنظرداشتید؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;نسبت به ادعای اول جناح منسوب به شما یک قدم جلوتر آمدید بعد ازحادثه عاشورای تهران که طرفداران جناح شما(فاتح انتخابات) راهپیمایی علیه جناح مقابل تان انجام دادید اینگونه توهین فرمودید: &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;در تجمع دیروز مردم ایران که برای حمایت از رهبری، ولایت فقیه و دولت جمهوری اسلامی در تهران برگزار شده بود، ویژه نامه ای توزیع شد که در پاراگراف دوم یکی از صفحات آن که با هدف استحضاء و تمسخر مخالفان دولت صورت گرفته بود چنین آمده است : "ریش پروفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز جواب میده! ریش پروفسوری با یک تی شرت سبز جلبکی کم رنگ می تونه یک کارگر افغانی رو به یک شهروند تهرانی فرهیخته بالاتر از جمشیدیه تبدیل کنه !..." -2-&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اینگونه عمل کردن شما انسان را مشکوک می سازد که کمی دست پاچه هستید آیا اینطورنیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;با ارائه این تز، چه می خواهید انجام دهید؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آیا میشود بااین دیدگاه برمشکلات که شما رافشارمی دهد فایق آیید ؟&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آیا ایشان شخصیت سالم دارد یادرتعلیم وتربیت شان باید شک کرد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;منابع&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;-1--سایت عصرایران&lt;br /&gt;-2-عزرائیلیات&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-5825019739885764838?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/5825019739885764838/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=5825019739885764838&amp;isPopup=true' title='9 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5825019739885764838'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5825019739885764838'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/01/blog-post_09.html' title='امام جمعه تهران ادعا کرد که افغانی ها با جنبش سبز همکاری می کنند'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7004741503806685650</id><published>2010-01-03T16:35:00.004+02:00</published><updated>2010-01-03T16:43:01.581+02:00</updated><title type='text'>میلاد حضرت مسیح، پیغمبر رحمت وعشق : اسدالله جعفری</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#000099;"&gt;بر رحمت گستران عالم مبارک باد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#006600;"&gt;&lt;strong&gt;پیغمبران،رسولان حق وفرستادگان رحمت وعشق اند. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#006600;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;پیغمبران آمده اند تا انسان را از خاک به خدا رسانند وگلغنچه فطرت شان را به گل نشاند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;رسولان حق آمده اند تا چراغی برفراه راه انسان برفروزانند تا انسان راه را گم نکند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;انبیاء توحیدی از ناکجا آباد، خبر های خوش آورده اند وغزل زندگی سروده اند وطریق سعادت نشان داده ونیک زیستن آموخته اند.&lt;br /&gt;یکی از آن پیغمبران رحمت وعشق ومهر ومدارا،حضرت مسیح،فرزند خدای بی فرزندِ احد است.&lt;br /&gt;عیسی مسیح(ص)،همان«نفخ»خدا در جان مریم بتول وعذرای قدیس است که قداست مادرش واعجاز ولادتش ورحمت سیرتش جمعی را به توهم وادشتند تا او را فرزند خدانامند وتجلی خدا را پاره ی از جسم خدای جسمانی پندارند.&lt;br /&gt;حقیقت عیسی مسیح(ص)،را در نام عیسی مسیح(ص) باید جست :&lt;br /&gt;«ع»عیسی مسیح(ص)،عجایب خلقت بود وهمین عجیب بودن خلقتش عقل ها را به حیرت واداشت که انسان ها تا پرتگاه ضلالت پیش رفتند. یا کمر به انکارش بستند ویا خدایش نامیدند وکمربه بندگیش میان بستند.&lt;br /&gt;«ی»یگانه انسانی است که گلِ غنچه ی ناشکفته ی عفت مادرانسان است ویحیای خالق انسان در زمین بود وحیات انسان را رنگ خدایی بخشید وخود قربانی نجات انسان شد تا انسان خدایی شدن را ازیادنبرد.&lt;br /&gt;«س»ستم سوزی سیره اش بود وسنادید کفروشرک از پرتو نگاهش برخودمی لرزید وستم دیدگان درنگاه او گرمی می جست وتن در آفتاب نگاهش می سپردند تا زندگی ازیادشان نرود.&lt;br /&gt;«ی»یهدی الی النور بود ویخرج من الظلمات،نوای نایش دعوت به توحید بود وخود نیز واحد زیست وازجهان چیزی برنگزید ودرمام دوره زیستش فقط«حمام« روح گرفت وآیینه جان انسان را به انسان نمایاند.&lt;br /&gt;«م»مبارک بود ومبارک زیست ومبارک برمی خیزد.&lt;br /&gt;«س»سلام بود وآئینش آئین سلم بود خود بشارت دهنده پیغمبر سلم وسلام، محمد (ص)خاتم رسولان وناجی راهیان کوی دوست.&lt;br /&gt;«ی»یادگار بود ویادیادآوران،یادگار پاکیزه زن ویادآورقدرت بلامنازع خدا بود وکاروان سالار یادآوران توحیدی ودعوتگران به نیکی وپارسایی وتجرید وتوحید وتفرید وشهید وشهادت.&lt;br /&gt;«ح»حق بود وهرجا اجلال نزول می فرمود، حق به گل می نشست وباطل چون کف های آماسیده از خشم صخره، شیزاره اش شاریده می شد وهواءأمنثورامی شد.&lt;br /&gt;میلاد آن گل غنچه عفت مریم بتول وتجلی خدا در مشیت گاهش جان مریم عذرا وبرگزیده خدا وناجی انسان وخورشید رحمت وسلسبیل عشق عیسی مسیح(ص) برهمه ی رحمت گستران عالم مبارک باد!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7004741503806685650?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7004741503806685650/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7004741503806685650&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7004741503806685650'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7004741503806685650'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='میلاد حضرت مسیح، پیغمبر رحمت وعشق : اسدالله جعفری'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-4126632491379408937</id><published>2009-12-31T14:28:00.004+02:00</published><updated>2009-12-31T14:36:39.175+02:00</updated><title type='text'>بخشي از سخنراني دكتر علي شريعتي با عنوان «حسين (ع)، وارث آدم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;خواهران، برادران!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده‌هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي‌دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي‌آموزد كه مي‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه‌هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما وارث عزيزترين امانت‌هايي هستيم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌هاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره‌مان را عاجزيم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدايا! اين چه حكمت است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده‌اند. و ما شب شام غريبان مي‌گرييم، و پايانش را اعلام مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي‌خواست اين داستان به پايان برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كرده‌اند. معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر كدام به نمايندگي و به‌عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با اينهمه حيات را انتخاب كرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر مي‌توانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نمي‌توانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست مي‌كند تا انسان‌ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه‌هاي مردم و همه ارزش‌هاي انساني محكوم شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي‌كند، يك جلاد است كه شهيد مي‌كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده‌اند، و زنان بسياري در زير تازيانه‌هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده‌اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده‌اند و گرسنگي‌ها و بردگي‌ها و قتل عام‌هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اكنون حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ مي‌خورده است.با علي اكبر (ع) شهادت بدهد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شهادت بدهد كه در نظام جنايت‌ و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي‌مردند. با خودش شهادت بدهد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد انتخاب مي‌كردند و ملعبه حرمسراها مي‌بودند يا اگر آزاد بايد مي‌ماندند بايد قافله‌دار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنايت، جلاد جائر بر كودكان شيرخوار تاريخ نيز رحم نمي‌كرده است. با كودك شيرخوارش!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوستان!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در اين تشيعي كه، اكنون به اين شكل كه مي‌بينيم درآمده است و هر كس بخواهد از آن تشيع راستين جوشان بيدار كننده، سخن بگويد، پيش از دشمن، به دست دوست قربانيش مي‌كنند، درسهاي بزرگ و پيامهاي بزرگ، و غنيمت‌هاي بسيار و ارزش‌هاي بزرگ و خدايي و سرمايه‌هاي عزيز و روح‌هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي از بهترين و حيات‌بخش‌ترين سرمايه‌هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما از وقتي كه، به‌گفته جلال «سنت شهادت را فراموش كرده‌ايم، و به مقبره‌داري شهيدان پرداخته‌ايم، مرگ سياه را ناچار گردن نهاده‌ايم» و از هنگامي كه به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي كه به‌جاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شده‌اند و بس، در عزاي هميشگي مانده‌ايم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه هوشيارانه دگرگون كرده‌اند پيام حسين (ع) را و ياران بزرگ و عزيز و جاويدش را، پيامي كه خطاب به همه انسانهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين كه حسين (ع) فرياد مي‌زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي‌بيند و جز دشمن و كينه توز و غارتگر در برابرش نمي‌بيند ـ فرياد مي‌زند كه «آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، ‌سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سؤال انتظار حسين (ع) را از عاشقانش بيان مي‌كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قايلند اعلام مي‌نمايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما اين دعوت را، اين انتظار ياري از او را، اين پيام حسين (ع) را ـ كه «شيعه مي‌خواهد» و در هر عصري و هر نسلي، شيعه مي‌طلبد ما خاموش كرديم به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين (ع) اشك مي‌خواهد. ضجه مي‌خواهد و دگر هيچ، پيام ديگري ندارد. مرده است و عزادار مي‌خواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و «پيرو».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري، اين چنين به ما گفته‌اند و مي‌گويند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر انقلابي دو چهره دارد: چهره اول: ‌خون، چهره دوم: پيام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي‌ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي‌شود انتخاب مي‌كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و آنها كه تن به هر ذلتي مي‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌هاي خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد كه آيا كساني كه سخاوتمندانه با حسين (ع) به قتلگاه خويش آمده‌اند و مرگ خويش را انتخاب كرده‌اند، در حالي كه صدها گريزگاه آبرومندانه براي ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندنشان بود، توجيه و تاويل نكرده‌اند و مرده‌اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براي ماندشان تن به ذلت و پستي رها كردن حسين (ع) و تحمل كردن يزيد دادند؟ كدام هنوز زنده‌اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هركس زنده بودن را فقط در يك لش متحرك نمي‌بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين (ع) را با همه وجودش مي‌بيند، حس مي‌كند و مرگ كساني را كه به ذلت‌ها تن داده‌اند، تا زنده بمانند، مي‌بيند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنها نشان دادند، شهيد نشان مي‌دهد و مي‌آموزد و پيام مي‌دهد كه در برابر ظلم و ستم، اي كساني كه مي‌پنداريد: «نتوانستن از جهاد معاف مي‌كند»، و اي كساني كه مي‌گوييد: «پيروزي بر خصم هنگامي تحقق دارد كه بر خصم غلبه شود»، نه! شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز مي‌شود و اگر دشمنش را نمي‌كشد، رسوا مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شهيد قلب تاريخ است، هم‌چنان‌كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي‌دهد. جامعه‌اي كه رو به مردن مي‌رود، جامعه‌اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند و جامعه‌اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است، جامعه‌اي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‌اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است، و جامعه‌اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبي، به اندام‌هاي خشك مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،‌ ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شهيد حاضر است و هميشه جاويد.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;كي غايب است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسين (ع) يك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است. در آن لحظه كه حسين (ع) حج را نيمه‌تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كساني كه به طواف، هم‌چنان در غيبت حسين، ادامه دادند، مساوي هستند با كساني كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاويه در طواف بودند، زيرا شهيد كه حاضر نيست در همه صحنه‌هاي حق و باطل، در همه جهادهاي ميان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، مي‌خواهد با حضورش اين پيام را به همه انسان‌ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي، هركجا كه خواهي باش!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا كه مي‌خواهي باشد، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شهادت «حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ» است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;و غيبت؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غايب شدند، اينها همه با هم برابرند، هرسه يكي‌اند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست يزيد باشد و مزدور او، و چه آنهايي كه در هواي بهشت، به كنج خلوت عبادت خزيدند و با فراغت و امنيت، حسين (ع) را تنها گذاشتند و از درد سر حق و باطل كنار كشيدند و در گوشه محراب‌ها و زاويه خانه‌ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهايي كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زيرا در آن‌جا كه حسين(ع) حضور دارد ـ و در هر قرني و عصري حسين (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نيست، هركجا كه هست، يكي است، مؤمن و كافر، جاني و زاهد، يكي است. اين است معنا اين اصل تشيع كه قبول هر عملي يعني ارزش هر عملي به امامت و به رهبري و به ولايت بستگي دارد! اگر او نباشد، همه چيز بي‌معناست و مي‌بينيم كه هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل‌ها، در همه جنگ‌ها و در همه جهادها، در همه صحنه‌هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل‌ها و عصرها بعثت كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري، هر انقلابي دو چهره دارد؛ خون و پيام! رسالت نخستين را حسين(ع) و يارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پيام است. پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن است. زبان گوياي خونهاي جوشان و تن‌هاي خاموش، در ميان مردگان متحرك بودن است. رسالت پيام از امروز عصر آغاز مي‌شود. اين رسالت بر دوش‌هاي ظريف يك زن، «زينب» (س)! ـ زني كه مردانگي در ركاب او جوانمردي آموخته است! ـ و رسالت زينب (س) دشوارتر و سنگين‌تر از رسالت برادرش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنهايي كه گستاخي آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده‌اند، اما كار آنها كه از آن پس زنده مي‌مانند دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پي‌اش، وصف‌هاي دشمن، تا افق، در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش، وارد شهر مي‌شود، از صحنه برمي‌گردد، آن باغهاي سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوي گلهاي سرخ به مشام مي‌رسد، وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادي شده است، آرام، پيروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مي‌زند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايد زبان كساني باشد كه به تيغ جلادان زبانشان برده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر يك خون پيام نداشته باشد، در تاريخ گنگ مي‌ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه نسل‌ها نگذارد، جلاد، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است. اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ باز نگويد، كربلا در تاريخ مي‌ماند، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي‌مانند، و كساني كه با خون خويش، با همه نسل‌ها سخن مي‌گويند، سخنشان را كسي نمي‌شنود. اين است كه رسالت زينب سنگين و دشوار است. رسالت زينب پيامي است به همه انسان‌ها، به همه كساني كه بر مرگ حسين(ع) مي‌گريند و به همه كساني كه در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده‌اند، و به همه كساني كه پيام حسين(ع) را كه «زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد» معترفند؛ پيام زينب به آنهاست كه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده‌اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته‌اند: كساني مي‌توانند خوب زندگي كنند كه مي‌توانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما مي‌آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن‌چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زنده‌اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل‌اند و الگوي‌اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان‌اند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و شهيد، يعني به همه اين معاني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر انقلابي دو چهره دارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خون و پيام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسي كه مي‌داند مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آن‌چنان مردن را، يا اين‌چنين ماندن را. اگر نمي‌خواهد از صحنه غايب باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عذر مي‌خواهم، در هر حال وقت گذشته است و ديگر فرصت نيست و حرف بسيار است و چگونه مي‌شود با يك جلسه، از چنين معجزه‌اي كه حسين در تاريخ بشر ساخته است و زينب پرداخته است، سخن گفت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن‌چه مي‌خواستم بگويم حديث مفصلي است كه در اين مجمل مي‌گويم به عنوان رسالت زينب، «پس از شهادت» كه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند»!...&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-4126632491379408937?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/4126632491379408937/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=4126632491379408937&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4126632491379408937'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4126632491379408937'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html' title='بخشي از سخنراني دكتر علي شريعتي با عنوان «حسين (ع)، وارث آدم'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-5219385570455667197</id><published>2009-12-09T22:09:00.001+02:00</published><updated>2009-12-09T22:13:21.079+02:00</updated><title type='text'>سلامت جامعه در گرو بهداشت روانی خانواده</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;حیدرزاده بهداشت روانی، پیش گیری از بروز بیماری های روانی و سالم سازی محیط اجتماعی است تا افراد جامعه بتوانند با برخورداری از تعادل روانی با عوامل محیط خود رابطه ای منطقی و سازش برقرار كنند.&lt;br /&gt;روان پزشكان فردی را از نظر روانی سالم می دانند كه میان رفتار و كنترل او در مواجه شدن با مشكلات اجتماعی تعادل وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;با توجه به این كه خانواده كوچك ترین تشكل جامعه محسوب می شود باید به بهداشت روانی آن بیشتر پرداخته شود تا افراد در روابط اجتماعی و رویارویی با مشكلات موفق باشند.&lt;br /&gt;یك شهروند در این مورد می گوید: خانواده ای از بهداشت روانی برخوردار است كه رابطه بین زن و شوهر دوستانه و صمیمانه باشد در نتیجه فرزندان با الگو گرفتن از این رفتار و بزرگ شدن در كانون گرم خانواده، روابط اجتماعی خوبی خواهند داشت.&lt;br /&gt;رستمی می افزاید: داشتن روابط اجتماعی خوب موجب موفقیت فرد در امور و افزایش امید به زندگی می شود در حالی كه اغلب كسانی كه در خانواده های از هم گسیخته و بی توجه به مسائل بهداشت روانی خانواده رشد می کنند، اعتماد به نفس کمی دارند و منزوی اند و در جامعه كنار زده می شوند.&lt;br /&gt;شهروند دیگری هم اظهار می دارد: وجود تفاهم، محبت، احترام، صبر و تحمل برای برقراری بهداشت روانی در یك خانواده بسیار مهم است و هر چه خانواده ها به این امر بپردازند جامعه سالم تر و روابط اجتماعی افراد مناسب تر خواهد بود.&lt;br /&gt;وی ادامه می دهد: رسانه ها، آموزش و پرورش و صدا و سیما می توانند با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی در خصوص بهداشت روانی خانواده و تأثیر آن بر روابط اجتماعی و موفقیت افراد، گام های مؤثری بردارند.&lt;br /&gt;وی معتقد است: باید به افرادی كه سواد و تحصیلات پایینی دارند آموزش بیشتری داده شود تا در سالم سازی و بهبود سلامت و بهداشت روانی خانواده خود بكوشند.&lt;br /&gt;یك معلم هم می گوید: اغلب دانش آموزانی كه در مدرسه منزوی، بی انضباط، پرخاشگر، سهل انگار و ... می باشند در خانواده هایی تربیت شده اند كه بهداشت روانی در آن خانواده ها نادیده گرفته شده است و این افراد هنگام ورود به جامعه با مشكلات بیشتری مواجه خواهند شد.&lt;br /&gt;یزدان پناه ادامه می دهد: مدارس باید با شناسایی این دانش آموزان و برگزاری كلاس های آموزشی و مشاوره برای والدین تأثیر بهداشت روانی را برای خانواده بیان كنند تا آینده سازان كشور در روابط اجتماعی خود دچار سردرگمی و یأس نشوند و نقش خود را در جامعه پر رنگ و فعال احساس كنند.&lt;br /&gt;یكی از شهروندان با ابراز بی اطلاعی از اهمیت بهداشت روانی خانواده عنوان می كند: فراهم كردن درآمد بخور و نمیر برای خانواده ام فرصت نمی دهد به این موضوع فكر و نقش آن را در زندگی فردی و اجتماعی بررسی كنم.&lt;br /&gt;رضایی می افزاید: وقتی خانواده ها از نظر اقتصادی تأمین باشند می توانند به حفظ و برقراری بهداشت روانی خانواده نیز بیندیشند.&lt;br /&gt;یك كارشناس آموزشی، نقش خانواده و بهداشت روانی را در رشد شخصیت افراد بسیار مهم ذكر و بیان می كند: كسانی كه در جامعه مشكلات مختلف شخصیتی و روانی دارند در خانواده های ناسالم رشد كرده اند.&lt;br /&gt;اسماعیلی می افزاید: خانواده هایی كه اعضای آن روابط سرد و به دور از هر گونه مهرورزی داشته باشند و به خواسته ها و عقاید یكدیگر احترام نگذارند به نوعی از هم گسیخته محسوب می شوند و ممكن است آسیب های زیادی به جامعه وارد كنند.&lt;br /&gt;وی اظهار می دارد: تأمین بهداشت روانی افراد در خانواده جایگاه مهمی دارد و اجرای راهكارهای مناسب در این زمینه ضروری است.&lt;br /&gt;وی ادامه می دهد: روش های نامناسب ارتباط افراد در یك خانواده به بهداشت روانی آن ها و در نتیجه به جامعه و روابط اجتماعی صدمه می زند.&lt;br /&gt;وی می گوید: والدین باید برای رشد شخصیت فرزندان خود به تعلیم و تربیت اسلامی روی آورند و بیشترین بهره را از آن ببرند.&lt;br /&gt;او اضافه می كند: دور كردن افراد از ناهنجاری ها و آن چه با دین اسلام منافات دارد، موجب تعادل روانی و هماهنگی با روابط اجتماعی می شود.&lt;br /&gt;اسماعیلی اظهار می دارد: در افرادی كه رفتار و اعتقادات خلاف جامعه دارند، تضاد شخصیتی و بحران های روانی و دوگانگی نمود پیدا می كند و حضور این افراد در اجتماع موجب مختل شدن روابط اجتماعی و به خطر افتادن سلامت سایر افراد جامعه می شود.&lt;br /&gt;به گفته وی، ریشه بسیاری از بیماری ها و اختلالات روانی در خانواده، بی توجهی بهداشت روانی است در حالی كه با اهمیت دادن به این موضوع می توان سلامت روانی خانواده را تأمین كرد و از ناهنجاری های موجود در جامعه كاست.&lt;br /&gt;وی تأكید می كند: اعتلای جامعه و مناسب بودن روابط اجتماعی بستگی به بالا بودن بهداشت روانی محیط خانواده و سلامت افراد دارد.&lt;br /&gt;یك روان شناس هم اظهار می دارد: جامعه ای سالم است كه از خانواده های بالنده و سالم تشكیل شده باشد بنابراین باید به بهداشت روانی خانواده و روابط بین فردی در آن پرداخته شود.&lt;br /&gt;محمدی می افزاید: والدینی كه مهارت های مفید زندگی را نیاموخته باشند نمی توانند الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند و زمینه بروز مشكلات زیادی را در روابط اجتماعی فرزندانشان ایجاد می كنند.&lt;br /&gt;وی با بیان این كه فرزندان سرمایه های جامعه اند می گوید: اعضای خانواده باید از روش های صحیح به كارگیری مهارت های زندگی مانند كنترل استرس و هیجان، مدیریت اقتصادی خانواده و ارتباطات برون خانوادگی، و ... آگاهی كامل داشته باشند و آن ها را در تعلیم و تربیت فرزندان خود به كار ببرند.&lt;br /&gt;وی یادآور می شود: كودكی كه پرخاشگری پدر و مادر خود را در برابر مشكلات زندگی می بیند این روش را الگو برداری می كند و در آینده در روابط اجتماعی خود آن را به كار می برد.&lt;br /&gt;وی به داشتن روابط صحیح و صمیمانه افراد در خانواده تأكید می كند و می گوید: هر چه این روابط محكم تر و سالم تر و برخاسته از معنویات باشد روابط اجتماعی افراد مطمئن تر و منسجم تر خواهد بود.&lt;br /&gt;به گفته وی ازدواج موفق و تشكیل خانواده سالم، موجب حفظ بهداشت روانی می شود بنابراین جوانان باید در انتخاب همسر خود دقت كافی داشته باشند.&lt;br /&gt;وی اظهار می دارد: بالا بودن ظرفیت، متواضع بودن، آرامش فكری و نوع دوستی افراد در خانواده شكل می گیرد و از آن جا كه این نهاد، اساسی ترین نهاد اجتماعی است باید بیشتر به آن پرداخته شود.&lt;br /&gt;وی ادامه می دهد: كم هزینه ترین راه داشتن جامعه سالم و روابط اجتماعی مطلوب، آموزش بهداشت روانی خانواده است.محمدی بیان می كند: خانواده مكانی است كه می توان در آن به عشق، تفاهم، محبت، درك متقابل و پشتیبانی دست یافت.&lt;br /&gt;وی معتقد است: در خانواده سالم افراد به یكدیگر احترام می گذارند، به صحبت ها و نظرهای همدیگر گوش می كنند و پدر و مادر نیز در افزایش اعتماد به نفس فرزندان خود می كوشند و در نتیجه آن ها در اجتماع نیز با سایر افراد می توانند روابط سالمی برقرار كنند.&lt;br /&gt;وی می افزاید: تقویت اعتماد به نفس و افزایش عزت نفس در خانواده شكل می گیرد و موجب بالا رفتن روابط بین فردی و اجتماعی می شود.&lt;br /&gt;یك جامعه شناس با بیان این كه انسان موجودی اجتماعی است كه زندگی اش در محیط اجتماعی و در قالب روابط آن شكل می گیرد، می گوید: محیط های اجتماعی بر یكدیگر تأثیر می گذارند و خانواده در این زمینه بیشترین اثرگذاری را بر رفتار اعضای آن دارد.&lt;br /&gt;محمدزاده با بیان این كه پایه های شخصیتی فرد در خانواده شكل می گیرد اظهار می دارد: والدین در نوع روابط افراد خانواده تأثیر به سزایی دارند. بنابراین ناهنجاری های موجود در خانواده اثرات منفی خود را در جامعه بر جای می گذارد و برای جلوگیری از این امر باید به بهداشت روانی خانواده به طور جدی پرداخته شود.&lt;br /&gt;وی ادامه می دهد: اگر خانواده محیطی مناسب و مطلوب باشد و پدر و مادر الگوی رفتاری خوبی داشته باشند خود به خود تأثیر مثبتی در رفتار فرزندان می گذارند.&lt;br /&gt;وی اظهار می دارد: هر جامعه تعریف مشخصی از رفتارها و روابط اجتماعی دارد و ارزش های جامعه به فرهنگ آن بر می گردد.وی می افزاید: در جامعه ما رفتاری مطلوب است كه منطبق بر ارزش های دینی و اسلامی باشد بنابراین از خانواده ها انتظار می رود این رفتارها را میان فرزندان خود رواج دهند.&lt;br /&gt;وی با اشاره به این كه یكی از مشكلاتی كه در جامعه برای فرزندان به وجود می آید تطابق نداشتن رفتارهای خانواده با جامعه، مدرسه و وسایل ارتباط جمعی و ... است می گوید: این رفتارها موجب چندگانگی فرد در محیط اجتماعی می شود و در نتیجه روحیاتی در فرد به وجود می آید كه از آن به عنوان نفاق، دورویی و نداشتن تعادل رفتاری و شخصیتی یاد می شود و این فرد عضو مفیدی برای جامعه نخواهد بود.&lt;br /&gt;وی اظهار می دارد: محیط خانواده باید متعادل و به گونه ای باشد كه به فرزندان فرصت خودباوری و اظهار نظر دهد، در غیر این صورت فردی گوشه گیر و منزوی وارد جامعه خواهد شد.&lt;br /&gt;محمدزاده می گوید: برای داشتن جامعه ای سالم باید برنامه های مختلفی در مراكز فرهنگی، مشاوره و كانون ها برای خانواده ها برگزار و آموزش های لازم ارائه شود تا در متعادل كردن و سالم سازی محیط خانه و بهداشت روانی خانواده تأثیر گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;:: منبع : روزنامه خراسان &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-5219385570455667197?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/5219385570455667197/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=5219385570455667197&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5219385570455667197'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5219385570455667197'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='سلامت جامعه در گرو بهداشت روانی خانواده'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-992964280947379589</id><published>2009-11-23T11:28:00.005+02:00</published><updated>2009-11-23T11:39:07.679+02:00</updated><title type='text'>پیشنهاد ما را جدی بگیرید</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;افراد مختلف اطلاعات را به شیوه های مختلف پردازش می کنند، طرز این پردازش در برقراری ارتباط نقش مهمی دارد. البته ارتباط در اینجا به معنای برخوردهای متفاوت با اشخاص متفاوت است. در این زمینه، هر یک از افراد باید طوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند که مخاطبشان بتواند آن را درک کند، زیرا هر انسانی در هر لحظه در شرایط ادراکی ویژه ای بسر می برد. حال، برای اینکه منظور خود را به دیگران منتقل کنید، ابتدا باید بفهمید که آنها چگونه می فهمند و یا دست کم برای درک کردن چه کوششی به خرج می دهند. وقتی بدانید دیگران اطلاعات را چگونه پردازش می کنند، همچنین بدانید که افراد شیوه ارتباطشان چگونه است و ادراک آنها از چه راهی صورت می پذیرد. مطمئنا در برقراری ارتباط با آنها، فهم و درک آنها و گفته هایشان در وضعیت بهتری قرار خواهیم گرفت و امکان بیشتری برای موفقیت و نفوذ در آنها به وجود خواهد آمد. بر همین اساس انسانها را به دسته های زیر تقسیم کرده ایم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;الف- اشخاص پدیداری(تصویری)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این افراد دنیای روانی خود را بر اساس تصاویر و فضاسازی تنظیم می نمایند. این افراد فضا را دوست دارند و تمایل دارند که با شما ارتباط نزدیکتری داشته باشند و علاقه بیشتری به تعامل شخصینشان می دهند. این افراد از واژه هایی مانند من تصور میکنم، اینگونه به نظر می رسد و… استفاده کرده و اغلب در انتهای جلسات مینشینند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ب- اشخاص احساسی(همجواری)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنیای روانی خود را با احساسهای درونی و بیرونی ترسیم می کنند و واژه های احساسی مانند دوست دارم، احساس می کنم و… بیشتر استفاده می کنند. از نظر ارتباط خیلی به شما نزدیک می شوند هرچند که ممکن است فکر شود حالت تهاجمی دارند و بیشتر میز و صندلی خود را نزدیک به شما می گذارند و در جلوی جلسات می نشینند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;ج- اشخاص شنیداری(صوتی)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این افراد دنیای روانی خود را با صداها دارند. آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمی کنند و گوش خود را میزان کرده اند. ضمن مکالمه یا ارائه یک مطلب ممکن است به نقطه دیگری نگاه کنند، زیرا آنان با گوش فرا دادن سعی به گرفتن مطالب مینمایند. قصد بی ادبی و بی اعتنایی ندارند و سعی میکنند آنچه گفته می شود را بفهمند. این افراد بجای خوب فهمیدی میگویند خوب شنیدی و از زیر و بم صدا خوششان می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;د- اشخاص ارقامی(زبانی)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این گروه ترکیبی از سه دسته پیشین هستند. آنان قبل از اینکه بتوانند دنیای روانی خود را ترسیم کنند، مجبورند دریافتهای خام حسی را به یک زبان خاص، از طریق کلمات، اعداد یا علایم کامپیوتری منتقل نمایند. آنها دوست دارند اطلاعات مکتوب و به سبک منطقی به آنان ارائه شود، واژه ها باید تعریف شده باشند و از نظر املائی، علایم نقطه گذاری، دستوری، حواشی و صفحه بندی درست باشد و همچنین عناوین، پاراگرافها و فواصل کوتاه را در نگارش دوست دارند. برای جلب توجه آنها کافیست بخشهایی از پیام بصورت 1-2-3- و یا الف- ب- ج تنظیم شود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;چگونه شرایطی فراهم آوریم که دیگران ما را درک کنند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی از شیوه ی مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافیان استفاده می کنید، آنها به اقدام و خواسته ی شما پاسخ مثبت میدهند. ممکن است مجبور باشید که کمی بیشتر تلاش کنید، این تلاشی ارزشمند است که به اجرا و انجام آن می ارزد، زیرا در وقت و نیروی آینده شما صرفه جویی می کند . شخص مخاطب شما و اطرافیانتان نیز از اقدامی که کرده اید استقبال خواهند کرد زیرا می فهمند که برای تماس با شما از چه شیوهای باید استفاده کنند تا آنها را به نتیجه دلخواهشان برساند. یکی از بهترین راههای کسب اطلاع در این زمینه که مخاطب شما چه روشی را می پسندد این است که از او مستقیما سوال کنید و نظرش را جویا شوید در مواقعی که اطلاع یافتن از روش برقراری ارتباط با اطرافیان و مخاطبان دشوار به نظر می رسد، بهتر است از روش آزمایش و خطا استفاده کنید. به عبارت دیگر اگر ندانید که آنها از میان انواع شخصیتهای ارتباطی دیداری ،شنیداری،احساسی، ارقامی کدام را بیشتر می پسندند، می توانید در فواصل صحبتها لحظه ای مکث کنید و از آنها بپرسید : ( آیا این نقطه نظر را قبول دارید؟)،(آیا می توانید خود را ببینید که به این روش کار میکنید؟) یا ( این مطلب به نظرتان چگونه است؟)،….&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر نتوانید پاسخ مورد نظرتان را دریافت کنید به روش دیگری متوسل شوید. مثلا از روش دیداری به روش شنیداری روی آورید و اگر روش شنیداری خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسی استفاده کنید. یکی از اشتباهات رایجی که اشخاص مرتکب می شوند این است که وقتی از مخاطب خود جواب مساعد نمی گیرد، فورا فرض را بر این می گذارند که روش مورد استفاده آنان مناسب نبوده، حال آنکه در واقع ممکن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شکل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده کنند. در واقع تقصیر از خود شخص است که نمی تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار کند. با داشتن انعطاف در سبک رفتاری می توانیم از یک شیوه ادراکی به شیوه دیگر روی آوریم، می توانیم به اشخاص بیشتری دسترسی پیدا کنیم و آنان نیز به نحو بهتری از خواسته های ما آگاه می شوند. این کار به ما امکان می دهد که همکاری و حمایت آنان را جلب کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانواده مطهر&lt;br /&gt;تنظیم : کهتری&lt;br /&gt;تبیان&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-992964280947379589?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/992964280947379589/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=992964280947379589&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/992964280947379589'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/992964280947379589'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/11/blog-post_8019.html' title='پیشنهاد ما را جدی بگیرید'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-5914681146949228310</id><published>2009-11-02T20:36:00.001+02:00</published><updated>2009-11-02T20:38:37.598+02:00</updated><title type='text'>بدانیم که می توانیم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;یك انسان موفق بیش از آن که از خود بگوید از دیگران می‌گوید.&lt;br /&gt;یك انسان موفق همیشه شادی‌هایش را با دیگران و غم آن‌ها را با خود قسمت می‌كند.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیشتر از آنكه بخواهد دیگران برای وی كار كنند، مشتاق است تا برای دیگران كار كند.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیشتر از آنكه خود را باور دارد دیگران را باور می‌کند.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیشتر از خود به دیگران می‌اندیشد.&lt;br /&gt;طاعونی خطرناك‌تر از تفكر منفی برای انسان وجود ندارد. تفكر منفی به مانند موریانه‌ها پایه‌های زندگی را نابود می‌کند.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیشتر از راحتی خود به راحتی دیگران می‌اندیشد.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیشتر از پیروزی خود به پیروزی دیگران می‌اندیشد.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیش از منافع خود به منافع دیگران می‌اندیشد.&lt;br /&gt;یك انسان موفق موفقیت دیگران را موفقیت خود می‌داند.&lt;br /&gt;بزرگترین رمز موفقیت آن است که بدانیم می‌توانیم. ظرف موفقیت انسان در روحیات او نهفته است. از صفات بارز افراد&lt;br /&gt;موفق داشتن هدف است.&lt;br /&gt;یك انسان موفق بیشتر از راحتی خود به راحتی دیگران می‌اندیشد.&lt;br /&gt;طاعونی خطرناك‌تر از تفكر منفی برای انسان وجود ندارد. تفكر منفی به مانند موریانه‌ها پایه‌های زندگی را نابود می‌کند.&lt;br /&gt;تفكر مثبت آهن‌ربایی ‌است كه همه خوبی‌ها را به خود جذب می‌كند.&lt;br /&gt;راستگویی به اعتبار و ثروت شما می‌افزاید. صمیمیت شاهراه موفقیت است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سایت تبیان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-5914681146949228310?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/5914681146949228310/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=5914681146949228310&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5914681146949228310'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/5914681146949228310'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/11/blog-post_02.html' title='بدانیم که می توانیم'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7370258774664298851</id><published>2009-10-12T23:41:00.003+03:00</published><updated>2009-10-12T23:58:04.413+03:00</updated><title type='text'>رابطه دختر و پسر از نظر اخلاقي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;ارتباط انسان‏ها با يكديگر تنوع فراوان دارد. همان گونه كه خود مشاهده و گاه تجربه مى‏كنيد برخى افراد ارتباط تحصيلى و برخى ارتباط خانوادگى دارند و بعضى ديگر ارتباط اقتصادى و برخى ارتباط اجتماعى در سطح محله و شهر. به راستى چه چيز سبب مى‏شود رابطه‏اى را اقتصادى، تحصيلى، اجتماعى يا خانوادگى بناميم؟ آيا بى هيچ معيارى مى‏توان هر رابطه‏اى را به هر اسمى نامگذارى كرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه چيز موجب تنوع و تكثر ارتباط انسان‏ها با يكديگر و حتّى‏ ارتباط انسان با ديگر موجودات مى‏شود؟ معيار نامگذارى روابط چيست؟ بى ترديد هر نوع ارتباطى هميشه «درست» يا «نادرست» نيست. بر اين اساس، ارتباطها قابل ارزيابى و داورى‏اند؛ ولى پيش از داورى درباره درستى يا نادرستى ارتباط بايد معيار تفاوت ارتباطهاى متنوع و نامگذارى‏هاى گونه گون آن‏ها را دريافت. پرواضح است آنچه يك ارتباط را شكل و نامى ويژه مى‏بخشد، محتواى آن است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;محتواى ارتباطها يكسان نيست. در هر شكلى از ارتباط، چيزى معين و به شيوه‏اى خاصّ مبادله مى‏گردد؛ و همين عنصر سبب تنوع روابط مى‏گردد. ارتباط مادر با فرزند خردسالش، قبل از هر چيز، يك رابطه عاطفى است و پيامى كه مبادله مى‏شود محبت است. آيا رابطه معلّم و شاگرد نيز بر همين اساس استوار است؟ پس معيار تنوع ارتباطها و قضاوت درباره‏شان محتواى آن‏ها است. شكل ارتباط و وظايف و نقش افراد در آن، بر اساس محتوا معين مى‏گردد. بنابراين جنسيت هرگز تعيين كننده محتواى ارتباط نيست تا بر پايه آن درباره درستى و نادرستى يك رابطه داورى كنيم و بگوييم آيا ارتباط دختر و پسر خوب است يا نه؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چه بسيار زنانى كه با مردان ارتباط اقتصادى دارند و در خريد و فروش روزانه شركت مى‏كنند. آيا در صحت يا غلط بودن اين ارتباطها مى‏توان با نگاه به جنسيت قضاوت كرد؟! آنچه سبب مى‏شود اين روابط استحكام يافته، سالم بماند، اهداف مورد نظر طرفين را تأمين كند و رابطه‏اى درست تلقى گردد، رعايت قوانين حاكم بر آن و فراتر نرفتن دو طرف از آن محدوده ويژه است. هر ارتباطى، اگر قانونمند نباشد، رفتارها از محدوده ويژه آن رابطه فراتر رود، مرزها شكسته شود و مقرراتش رعايت نگردد، نادرست است و به زيان دو طرف مى‏انجامد؛ براى مثال، اگر در روابط اقتصادى مرزها شكسته شده، ارتباطهاى عاطفى رخ نمايد، محبتِ صرف مبادله شود و رفتارهاى اقتصادى از زمينه‏هاى عاطفى متأثر گردد، افزون بر ناسودمندى به از كف رفتن سرمايه و فراهم آمدن زمينه سوء استفاده مى‏انجامد. بنابراين، ارتباط انسان‏ها بايكديگر بر اساس معيارى خاصّ كه محتواى آن ارتباط را بيان مى‏كند، تعيين مى‏شود و بر همين اساس، مى‏توان درباره درستى و نادرستى آن قضاوت كرد. وقتى از ارتباط دختر و پسر سخن مى‏گوييد، مرادتان چه نوع ارتباطى است؟ بايد نوع آن مشخص گردد تا بتوان درباره درستى و نادرستى اش داورى كرد. آيا مراد ارتباط آموزشى و تحصيلى است يا اقتصادى يا اجتماعى و يا...؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اختلاف جنسيت طرفين ارتباط در مقررات كلى و برخى از شرايط روابط انسانى مؤثر است؛ ولى محتواى روابط را تعيين نمى‏كند. بدين سبب، ارتباطى خاصّ به نام ارتباط دختر و پسر نداريم. ما در كلاس درس شركت مى‏كنيم و از محضر استادى كه از جنس مخالف است، بهرمند مى‏شويم و ارتباط آموزشى برقرار مى‏گردد؛ ولى هرگز در درستى اين ارتباط كه بر مقررات ياد دهى و يادگيرى استوار است، ترديد نداريم. البته اگر در همين كلاس پيامى جز ياددهى و يادگيرى مبادله شود - حتّى‏ اگر موعظه باشد - ما را از تحصيل كه هدف اصلى است، دور مى‏سازد و چه بسا سبب زيان‏هاى جبران‏ناپذير مى‏گردد. در عالم معرفت و علوم بشرى و روابط انسانى هزاران نوع ارتباط مشروع و صحيح مطرح است كه جنسيت در محتواى آن‏ها مؤثر نيست و يا تأثيرى اندك دارد. اين روابط هرگز حساسيت آفرين و تنش برانگيز و ممنوع و مطرود به شمار نمى‏آيد؛ زيرا شكل روابط معين است و از چارچوب خود تجاوز نمى‏كند؛ به بيانى دقيق‏تر، حد و مرزها رعايت مى‏گردد و بدين سبب از آفات و آسيب‏ها مصون مى‏ماند. بنابراين، نمى‏توان داورى درباره روابط را بر جنسيت استوار ساخت. هر رابطه‏اى اگر از مسير خود منحرف گردد، آفت آفرين و زيانبار مى‏شود؛ هر چند دو طرف آن همجنس باشند. با اين سخن، اينك خود بايد درباره درستى و نادرستى ارتباط با جنس مخالف نيك داورى كنيد. ارتباط با جنس مخالف چه نوع ارتباطى است و در پى برقرارى چه نوع ارتباطى هستيد؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اگر اين ارتباط آموزشى است و نقش هر يك تعريف و معين شده است - براى مثال شما معلّم هستيد و طرف ديگر دانش‏آموز و در اين ارتباط جز پيام آموزشى مبادله نمى‏شود و جز ياددهى و يادگيرى هدفى تعقيب نمى‏گردد - هرگز مطرود نيست و كاملاً درست و پسنديده است. ناگفته پيدا است، اگر در ضمن همين ارتباط آموزشى، ارتباطى ديگر شكل گيرد؛ براى مثال استاد و دانش‏آموز به مبادله كالا (خريد و فروش) يا محبت روى آورند، ارتباط آموزشى آن‏ها سالم و قابل اعتماد و صحيح نخواهد بود و از اهداف آموزشى باز مى‏مانند. بى ترديد اين نوع ارتباط آموزسى نادرست است و افزون بر شرع مقدس، هر عاقلى آن را مردود مى‏شمارد. بنابراين، آنچه درستى يا نادرستى ارتباط را تعيين مى‏كند رعايت مقررات و شرايط حاكم بر ارتباط و پايبندى به نقش و حدود رفتارى تعيين و تعريف شده دو طرف است نه جنسيت آن‏ها. نكته‏اى كه ياد كرد آن ضرورت دارد، دقّت و توجّه مستمر به عوامل تهديد كننده ارتباط سالم است. اين عوامل با توجّه به نوع ارتباط تغيير مى‏كنند؛ براى مثال عوامل آسيب رسان به ارتباط اقتصادى با يك مسلمان با عوامل تهديدگر ارتباط اقتصادى با غير مسلمان تفاوت دارد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مهم‏تر از آن، ارتباط اقتصادى با انسان غير مسلمان به دقّت و احتياط بيش‏ترى نيازمند است. از آن‏جا كه غير مسلمان به بسيارى از مقررات اقتصادى دينى معتقد نيست، بايد در ارتباط با وى به ويژگى‏هاى شخصيتى، آيين و نظام اعتقادى و ويژگى‏هاى طبيعى و زيستى و روانى و اخلاقى‏اش توجّه داشت تا ارتباط از ناحيه اين عوامل آسيب نبيند. همان گونه كه ارتباط اقتصادى با غير مسلمان حساسيت بيش‏تر مى‏جويد، هر نوع ارتباط با جنس مخالف نيز به حساسيت و مواظبت خاصّ نياز دارد؛ زيرا جاذبه طبيعى و زيستى دختر و پسر، به ويژه در سنين جوانى، زمينه انحراف ارتباطهاى انسانى را فراهم مى‏سازد و ارتباطها را تحت تأثير قرار مى‏دهد. بنابراين، حتّى‏ در روابط آموزشى نبايد از آفاتى كه در جاذبه‏هاى زيستى ريشه دارد، غفلت كرد؛ زيرا روابط انسانى سخت از اين ناحيه آسيب مى‏پذيرد و به انحراف مى‏گرايد. بر اين اساس، شارع مقدس به ما هشدار مى‏دهد كه هر گاه دو غير همجنس، در قالب هر ارتباطى، در مكانى خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند شيطان نيز با آن‏ها خواهد بود و روابط صحيح را تهديد مى‏كند. افزون بر مطالب ياد شده، نكته ديگرى كه حساسيت اين نوع ارتباط را فزونى مى‏بخشد، پيامد منفى شكست يا منحرف شدن روابط انسانى از ناحيه جاذبه جنسى و زيستى است. اگر ارتباط درستى از اين ناحيه به انحراف گرايد، سبب از دست رفتن آبرو و حيثيت اجتماعى و سرمايه زندگى و ارزش و كرامت انسانى دو طرف مى‏گردد كه هرگز جبران‏پذير نيست؛ هر چند آسيب‏هاى ديگر چون شكست مادى و ناتوانى در يادگيرى و ياددهى و از دست رفتن فرصت‏ها قابل جبران و ترميم مى‏نمايد. از سوى ديگر، گستردگى تأثير آسيب بر آمده از جاذبه جنسى به گونه‏اى است كه تنها به دو طرف رابطه محدود نمى‏شود و افراد بسيار و حتّى‏ نسل بشر را فرا مى‏گيرد. اين آسيب كه به فروپاشى خانواده‏ها مى‏انجامد و طهارت نسل آدمى را نابود مى‏سازد، در آغاز چنين عميق و گسترده نمى‏نمايد. تجربه خسارت ديدگان اين عرصه نشان مى‏دهد كه افراد خسارت ديده هرگز در آغاز عمق فاجعه را درك نمى‏كردند و تصور خروج از جاده عصمت و تقوا حتّى‏ براى يك لحظه در خاطرشان نمى‏گنجيد. نكته ديگرى كه در آسيب‏هاى ناشى از جاذبه جنسى قابل توجّه مى‏نمايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه است؛ يعنى ديگر عوامل براى آسيب رساندن به روابط انسانى به فراهم بودن شرايط و زمينه‏هاى زمانى و مكانى خاصّ نيازمندند؛ ولى آسيب و انحراف ناشى از جاذبه جنسى چنان قوى و نافذ است كه به هيچ شرطى نيازمند نيست. اين عامل چنان قدرتمند است كه شرايط را تحت الشعاع قرار مى‏دهد و به تناسب خواست خود رقم مى‏زند. همين ويژگى سبب مى‏شود روابط انسانى همواره از اين ناحيه در معرض تهديد قرار گيرد. پس انسان هوشيار نبايد حتّى‏ يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند و احساس آرامش و اطمينان كند. بنابراين، تنها با نگاه به جنسيت نمى‏توان ارتباطى را پسنديده يا ناپسند دانست.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بايد: الف) نخست به بنيان‏هاى ارتباط توجّه كرد و اساس و ماهيت و محتواى آن را دريافت. ب) بايد بررسى كرد اين ارتباط خاصّ در كنار ديگر عوامل مؤثر در وحدت و اختلاف جنسيت چه شرايطى را اقتضا مى‏كند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آيا وحدت جنسيت شرط سلامت آن ارتباط است و يا با اختلاف جنسيت نيز سازگارى دارد؛ و در هر دو صورت، چه شرايطى مى‏جويد. در اين صورت، ارتباط ياد شده با رعايت مقررات و شرايط آن، پسنديده مى‏شود وگرنه ناپسند مى‏گردد. اگر ماهيت و محتواى ارتباطى، اختلاف جنسيت را در كنار ديگر شرايط اقتضا كند، بى ترديد با وحدت جنسيت نمى‏توان آن را پسنديده شمرد؛ مثل ارتباط زوجيت كه اختلاف جنسيت را اقتضا مى‏كند و ارتباطى از اين نوع ميان همجنسان محكوم به زشتى است. همان‏گونه كه ارتباط دوستى و پيوند انسانى بناشده بر مهر و محبت وحدت جنسيت مى‏طلبد و هر ارتباطى از اين نوع بين دو ناهمجنس مطرود و ناپسند است؛ زيرا رسيدن به كمال ارتباط سالم زوجيت جز با اختلاف جنسيت به دست نمى‏آيد و دست يافتن به مدارج عالى دوستى و مهرورزى جز با وحدت جنسيت قابل دستيابى نيست. از همين رو، آن را مطابق با ماهيت و محتواى اين ارتباط مى‏بينيم نه شرطى مستقل. پس نخستين گام در دوستى درك كامل دو طرف و به دست آوردن ظرفيت روحى و روانى يكديگر است و اين شرط تنها با وحدت جنسيت مقدور مى‏گردد. بى ترديد همجنس‏ها بهتر از دو ناهمجنس روحيات، انتظارات و خواسته‏هاى يكديگر را درك مى‏كنند. درستى اين سخن به تجربه ثابت شده و مقبول همگان است. ناشناخته بودن هر جنس براى جنس ديگر و يا به كمال نشناختن يكديگر نقاطى مبهم براى آن‏ها باقى مى‏گذارد و راه مهرورزى كامل و دوستى مستمر و بى شكست را به روى ناهمجنسان سدّ مى‏كند. بدان اميد كه از دوستى و مهرورزى حضرت دوست بهره‏مند شويم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;http://rss.nahad.ir&lt;br /&gt;گردآوری : &lt;a href="http://www.niksalehi.com/"&gt;پایگاه اینترنتی پرشین وی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.persianv.com/"&gt;http://www.persianv.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7370258774664298851?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7370258774664298851/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7370258774664298851&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7370258774664298851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7370258774664298851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='رابطه دختر و پسر از نظر اخلاقي'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-4619804605086794340</id><published>2009-09-29T16:28:00.004+03:00</published><updated>2009-09-29T16:40:34.041+03:00</updated><title type='text'>مدهای روانی زندگی در مهاجرت روی کودکان افغان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;کودکان دو دسته هستند گروهی که مستقیماً تحت تأثیر گروه هم سالان خود قرار می گیرند و از رفتارآن ها تأثیر می گیرند و گروهی که دارای شخصیت باثباتی هستند و اراده قوی دارند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سه دهه از ورود مهاجرین افغان به کشور همسایه ایران می گذرد. در این مدت نسبتاً طولانی ، نسلی از افغان ها در این کشور شکل گرفته اند. جوانان، نوجوانان و کودکانی که با فرهنگ ایران رشد کرده و می کنند و از این نظر بین دو هویت ایرانی و افغانی سرگردانند. از آن جا که از نظر دولت ایران مهاجر محسوب می شوند در حال حاضر این تعداد نیز مانند والدین کاملاً افغانی خود بی سرنوشت هستند وبسیاری از آن ها میان ماندن در ایران و رفتن به افغانستانی که هرگز ندیده اند و تصور درستی از آن ندارند اولی را انتخاب می کنند، این نوع زندگی بیشتر از همه بر روی نسلی که زادگاهش ایران بوده و هرگز افغانستان را به عنوان وطن دوم ندیده اند تأثیرمی گذارد و مشکلات روانی زیادی را برای کودکان و نوجوانان به همراه داشته و دارد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سجاد حسینی روانشناس بالینی که خود یکی از مهاجرین افغان مقیم ایران است درباره تأثیرات روانی زندگی در ایران بر افغان هایی که پس از سال ها زندگی در ایران هنوز بی سرنوشتند مخصوصاً نسلی که زادگاه شان ایران است می گوید: مشکلات روانی که برای مهاجران به وجود می آید از دو نظر می توان بررسی کرد؛ عواملی که در کشور میزبان وجود دارد و همچنین عوامل روانی که در خود شخص موجود است، این ها دست به دست هم داده باعث سازگاری یا عدم سازگاری فرد با شرایط کشور میزبان می شود، البته این مشکلات درافرادی که محیط کشور میزبان زادگاهشان است بیشتر جلوه می کند برای مثال کودکانی که در ایران به دنیا آمده یا رشد کرده اندکه دراصطلاح نس دوم گفته می شوند به خاطر اینکه پیش زمینه ذهنی از افغانستان ندارند، نیاز به سازگاری با محیط کشور میزبان دارند و اگر این نیازشان درست از سوی جامعه برآورده نشود دچار تعارض شخصیت می شوند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;از دیدگاه روانکاوی، هویت، از 5 تا 7 سالگی در فرد شکل می گیرد، نکته مهم در مورد کودکان مهاجری که در کشورمیزبان متولد شده اند شرایط و محیط خانوادگی است که کودک اولین بار آن را تجربه می کند. اگر خانواده کاملاً پای بند به عنعنات افغانستان باشد کودک وقتی وارد جامعه می شود دچار تعارض می شود چرا که جامعه را طور دیگر می یابد در این حالت اگر محیط کشور میزبان، مهاجر را نپذیرد مشکلات روانی بسیاری به دنبال خواهد داشت و اگر فرد از نظر شخصیتی درون گرا باشد یعنی خواسته ها و احساساتش را بروز ندهد دچار دگرگونی شخصیتی و تعارض بیشتری نسبت به افراد برون گرا که احساسات و خواسته هایشان را بیان می کنند،می شود. در برخی موارد دیده می شود که کودک در محیط جامعه مورد آزار هم سالان قرار می گیرد که متأسفانه بر روی برخی کودکان تأثیرات بدی به جا می گذارد.از نظر روانکاوی، کودکان دو دسته هستند گروهی که مستقیماً تحت تأثیر گروه هم سالان خود قرار می گیرند و از رفتارآن ها تأثیر می گیرند و گروهی که دارای شخصیت باثباتی هستند و اراده قوی دارند که نه تنها تحت تأثیر دوستان شان قرار نمی گیرند بلکه خودشان الگوهای رفتاری به هم سالان خود می دهند. که البته عده کمی از افراد جامعه هستند . درمورد کودکان مهاجرنه تنها در ایران بلکه در هر کشور دیگری باید دید که آیا محیط پذیرای آن ها بوده یا خیر؟ همین عدم پذیرش محیط باعث می شود که بعضی از کودکان وقتی از سوی هم سالان، مورد بی مهری قرار گیرند در روحیه شان تأثیرات سوء می گذارد و به انزوا روی می آورند. در موارد بسیاری دیده شده که نسل افغانی که در ایران متولد شده و رشد و تحصیل نموده اند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حتی وقتی به افغانستان بر می گردند با مشکلات بسیاری رو به رو می شوند . این افراد که هرگز افغانستان را ندیده اند با فرهنگ ایران بیشتر آشنایی دارند و همین ممکن است زمینه ساز مشکلات ارتباطی با افغان های مقیم کشور شود . مثلاً به خاطر لهجه ایرانی اش مورد تمسخر عده ای قرار گیرد، وقتی فرد در چنین موقعیتی قرار می گیرد و علاوه بر مشکلاتی که در مهاجرت سپری کرده در محیط کشورش هم احساس آرامش نکند ممکن است دچار پرخاشگری رفتاری شود که که متأسفانه در برخی موارد آثار سوء زیادی به همراه دارد. برای جلو گیری از مشکلات رفتاری در نسل دوم مهاجران یعنی کسانی که در کشور میزبان به دنیا آمده و رشد کرده اند به خانواده های آن ها توصیه می شود نسبت به آینده خود برنامه ریزی مشخص داشته باشند یعنی اینکه مشخص کنند که می خواهند کشور به میزبان بمانند یا به کشور خود برگردند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اگر تصمیم ماندن دارند باید به کودکان خود بیاموزند که نباید از محیط جامعه و مدرسه توقع بالایی داشته باشند و آمادگی رفتارهای منفی میزبانان را داشته باشند. همچنین باید سعی کنند کم کم در محیط خانواده کوکان خود را تا حدودی با رسوم افغانستان آشنا کنند برای مثال پدر خانواده می تواند در محیط خانه از لباس محلی استفاده کند تا فرزندان با نوع پوشش آشنا شوند همچنین برخی مسایل دیگر را رعایت کنند و این احتمال را در نظر بگیرند که روزی فرزندشان به افغانستان خواهد رفت، پس باید طوری وی را تربیت کند که در آینده در کشور خود با طعنه و کنایه افراد نا آگاه مواجه نشود. همچنین خود این نوجوانان و جوانان نیز باید تلاش کنند تا از این مشکلات روانی دامنه دار دوری کنند و به خودباوری برسند. بهتر است سعی کنند با مطالعه درمورد تاریخ و فرهنگ افغانستان اطلاعات بیشتری کسب کنند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باید بدانند که افغانستان تاریخ غنی ای داشته و مشاهیر بزرگی، زادگاهشان افغانستان بوده است. بزرگان ادبیات فارسی چون مولوی ، خواجه عبدالله انصاری، فارابی و ... همچنین بزرگانی چون ابن سینا همه از افغانستان برخواستند و افتخارات زیادی کسب نمودند آن ها فرزندان افغانستان بودند پس نسل نو افغان ها نیز می توانند با الگو گرفتن از بزرگان و نام آوران تاریخ کشورمان به موفقیت های زیادی برسند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبرگزاری صدای افغان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-4619804605086794340?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://www.avapress.com/vdchv-nz.23niwdftt2.html?PHPSESSID=654462941e82e198f7a3ef806755e367' title='مدهای روانی زندگی در مهاجرت روی کودکان افغان'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/4619804605086794340/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=4619804605086794340&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4619804605086794340'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4619804605086794340'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/09/blog-post_29.html' title='مدهای روانی زندگی در مهاجرت روی کودکان افغان'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-6049112865507087913</id><published>2009-09-22T01:22:00.001+03:00</published><updated>2009-09-22T01:27:21.082+03:00</updated><title type='text'>عاشقانه کنارت هستم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تنها بازمانده یك كشتی شكسته توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.&lt;br /&gt;سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسایل اندكش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممكن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صبح روز بعد او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.&lt;br /&gt;مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟»&lt;br /&gt;آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را كه فرستادی، دیدیم!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم زیرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج.&lt;br /&gt;دفعه آینده كه كلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید كه آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.&lt;br /&gt;برای تمام چیزهای منفی كه ما بخود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،&lt;br /&gt;تو گفتی «آن غیر ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممكن است»،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو گفتی «هیچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من نمی‌توان مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم كرد»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،&lt;br /&gt;تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد كرد»،&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من کنارت هستم»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «به من تکیه کن»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،&lt;br /&gt;تو گفتی «من احساس تنهایی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،&lt;br /&gt;این متن را به دیگران نیز بگویید، شاید یكی از دوستان شما هم اكنون احساس می‌كند كه كلبه اش در حال سوختن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : موفقیت &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-6049112865507087913?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/6049112865507087913/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=6049112865507087913&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6049112865507087913'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6049112865507087913'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/09/blog-post_22.html' title='عاشقانه کنارت هستم'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-1569150527921496497</id><published>2009-09-17T05:24:00.002+03:00</published><updated>2009-09-17T05:33:53.466+03:00</updated><title type='text'>نامه يك روانشناس به دخترش</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سحر نام تمام دختران دنياست&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.تمامي انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .تا آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي شروع مي كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مديريت فردي :همه ما براي زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري1- هدف خود را تعريف كن2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل ممكن آن را براي آينده تعريف كن3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه به آن هدف برسي4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ، مشخص كنمي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي كشي ، وقتي غم و عصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار مي كني؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اگر لازم است كمي بياساي ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن اين است كه نداني به كجا مي روي .&lt;br /&gt;حتما ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن نقشه گم مي شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پس بايد مسير زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي بياساي و انديشه كن. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حميد اسكويي &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-1569150527921496497?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/1569150527921496497/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=1569150527921496497&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/1569150527921496497'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/1569150527921496497'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/09/blog-post_17.html' title='نامه يك روانشناس به دخترش'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-6809894527177233100</id><published>2009-09-06T23:58:00.002+03:00</published><updated>2009-09-07T00:09:53.108+03:00</updated><title type='text'>چرا زنان خشونت را تحمل ميكنند؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;طبق اصول حقوقي سازمان ملل متحد خشونت عليه زن اينگونه تعريف شده است: ”اعمال هر گونه خشونت كه نتيجه آن آسيب جنسي و رواني كه تؤام با درد و رنج باشد؛ اعمّ از تهديد يا ارتكاب عمل ــ از ***** جنسي گرفته تا سلب آزادي ــ صرفنظر از آنكه در مَلاءِ عام بوده باشد و يا در محيط خانه.“ طبق آمار جرائم در سوئد هر ده روز يكبار، يك زن سوئدي توسط مردي كه او را ميشناسد به قتل ميرسد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; و تازه اين صرفاً 60% از كلِّ قتلهاي زنان در سوئد را در بر ميگيرد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; و 29% از زنهائي كه در بخشهاي جرّاحي در بيمارستانهاي سوئد مورد مداوا قرار ميگيرند، قربانيان خشونتهاي مردان ميباشند! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;( ارقام تكان دهنده ايست؛ مگه نه؟)!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; پس از سالها كه از زندگيم در اين كشور ميگذرد از خواندن اين آمار و ارقام سخت شگفت زده شدم! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هرگز سوئد را چنين كشوري نميپنداشتم. . . !&lt;br /&gt;مرد/پدر سالاري، زن آزاري، سركوب احساسات زنان، سلب آزادي بيان از آنها، تبعيضهاي رايج حقوقي بين زن و مرد، عدم مشاركت در امر تصميم گيريهاي خرد و كلان، حجاب اجباري، تحميل حُجبُ و عفّتِ افراطي، اينها همه اموريست كه من به عنوان يك زن ايراني سالهاست كه طعم تلخ معنا و تبعات آنها را در سطح و عمق اندامم در يافته و سنگيني تحمّلشان را بر شانه هايم هنوز حس ميكنم. ولي جالب اينجاست كه هيچوقت يك زن اروپائي را به چشم يك قرباني مرد/پدر سالاري تصوّر نميتوانستم بكنم. و در عين حال اين براي اوّلين بار هم هست كه بواسطه يك سؤال بجايِ «سعيد» قادرم تا براي قرباني و مچاله شدن جنس زن مستقلّ از تعلّقاتِ عَرَضيِ(ثانوي) او، از فرهنگش گرفته تا نژادش، يك توضيح علمي نيز در نزد خود بيابم. يعني، اهميّت مطالعه نوع انسان بطور عام و جنس زن بنحو خاصّ براي دستيابي به يك نظريّه جامع، توانا و رهگشا در مورد «فمنيزم». زن در رقابتش با مرد آنهم تحت عوامل ژنتيكي، ممتيكي و محيطي به اينجا رسيده است كه شاهديم و پيگيري اين تراژدي بقول سعيد با روش «مهندسي چپّه يا وارونه» برايم سخت جالب شده است. بدين ترتيب، پرسش بنيادين و تكان دهنده امّا مناسب اين ميشود كه: ”ما در كدامين جهان زندگي ميكنيم؟!“&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; و پاسخش فعلاً به اين است: ”جهاني كه ساختارش بر طبق كاركرد مغز مردان؛ يعني بينش، منطق، برداشت، روششناسي، شناختشناسي، سليقه و خواست آنها معني، تفسير، تعبير، تبيين، برنامه ريزي، تمشيت و طرّاحي گشته است.“ اسطوره ها، فلسفه هاي عملي و نظري, اديان, هنر ها، علوم، قوانين و شالوده نهادها، حتي ايده ئولوژيهاي مُدرن و پُست ـ مدرن امروزي؛ (منظورم، جنگل يا اكولوژي «ممتيكئي» كه در آن فعلاً فانكشن كرده و زندگي ميكنيم) همه و همه ساخته مغز فعّال و مايشاءِ مردانست آنهم با هزينه اي بس گران نه تنها براي زنان بلكه نوع بشر كه همانا، باز بقول «سعيد»، عبارت باشد از: ”عاطل و باطل شدن مغز و حضور مؤثّر ما زنان در صحنه هاي فكر، تصميم و عمل ؟!“ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;ما به زنها به انسانهائي بدل شده ايم كه هنر و ارزش انديشيدن مولّد را قرنهاست از ياد برده ايم و حتي قادر به بيان خويشتن خود نيز نيستيم و همچنان بر سر خوان مغز و بازوي مردان به ريزه خواري مشغوليم! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ديگر به يادمان نمي آيد كه زندگي هم ارزي كردن دوشادوش مردها همچون مادران كهنمان در عصر «شكار و گردآوري» چگونه بوده است؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; تعاطي با مردان آنهم به عنوان «جنس دوم» و با اهميّت ثانوي در همه عرصه هاي زندگي چيزيست كه غافلانه، اگر چه نه عامدانه، به آن قناعت نموده و متاسفّانه خو گرفته ايم. ترك عادت هم كه از قديم و نديم گفتن: موجب مرض است! ايستادن بروي كوتاهترين پله ها و سربرافراشتن و نظاره كردن و صرفاً تحسين مردها بر پلّه هاي ترقّي و اجراي بي چون و چراي اوامرشان آنقدر برايمان طبيعي و بديهي بنظر ميرسد كه خود نيز به ناتواني جنسمان ايمان آورده ايم. براستي چرا و چه شد كه نقش مساوق و مستقلّ زن در دوران ماقبل جامعه به اصطلاح متمدّن آنهم با آغاز عصر كشاورزي بر ضدّ منافع و رشد او تا بدين حد تغيير يافت؟ آيا اين تحوّل ارتجاعي ارزش و شأن و مقام او، يعني انساني همطراز با مردان, حاصل هر چه فرهنگيتر شدن نوع بشر نيست؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چرا ما زنها خودمان را در مولّدات فرهنگي بشر و تثبيت اثرات مغز خود در ميمهاي آن، همچون مردها، دخالت فعّال نكرديم؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آيا فرهنگ برايمان به يك امر لوكس و زائد و مردانه بدل شد؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; چه شد؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; ما چرا دست از انديشيدن برداشتيم؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;از كي زندگي كردن را بخاطر مردها و منافعشان آغاز كرديم؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; چرا زيستن براي خوشحالي و رضايت مرد را بر خلاف منافع خودمان برگزيديم؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; پس خودمان چه ميشويم؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;كي زمان رندگي كردن براي خودمان شروع ميشود؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; لابد آخرتي كه در بهشت آن نيز جائي برايمان تعبيه نشده است تا مثلاً از مردان خوش تيپ و خوش هيكل و مهربان و با معرفت نشاني يافته تا حدّاقل با آنها حال كنيم؟! حتي خدا هم مَرد پسند است و بهشتش را صرفاً مهيّاي لذّت مردان كرده تا هم با حوريان جوان و سياه چشم و اَنار پستان آميزش كنند و هم با مليجكان آنچناني! پس ما به چه ملجاء و كانوني پناه ببريم؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; نكند ما زنان مصداق آن آيه هستيم كه گفت: ”خسر الّدنيا و الاخره“! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شايد دلتان خوش است به ترحّم مردان نسبت به آنچه از مظالم كه در حقّمان ميرود؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چرا زن ناخودآگاه افسار زندگيش را به دست مرد سپرد تا خود همچون استري رام و كور به دنبالش راه بيفتد و بهر سو كه مهترش اشاره كرد، سر كج كند؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; آيا ميان «انفعال» ما از يكطرف و «خشونتي» كه دائماً با آن مواجهيم ارتباطي نبايد جست؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هيچ در جائي خوانده يا ديده ايد كه «بونوبو»هاي ماده؛ يعني اين دختر عموهاي ژنتيكي ما(كه واقعاً زن و كلاً بشر بايد درسها از نحوه زندگي آنها بياموزد) ابداً احتياج و وابستگي ما زنان را نسبت به نرهاي خود ندارند؛ نه در مقام ابتياع غذا و صيد، نه در مورد حراست و امنيّت و نه حتي آميزش و دوستي. اگر شجاعت را بايد از شير آموخت و دغلي را از روباه آنگاه «فمنيزم» را در عمل و براستي بايد، آنهم با مشاهده دقيق رفتار اين حيوان بس لذّت طلب و صلح دوست نسبت به ما و شيمپانزه ها، از آنها بياموزي&lt;br /&gt;م.&lt;br /&gt;باري، زناني كه تن به خشونت مردان ميدهند كم نيستند. جالب است بدانيد كه اين زنان ميتوانند به هر طبقه اجتماعي متعلّق باشند. تا چند وقت پيش باور جمعي بر آن بود كه بيشتر اين زنان فاقد تحصيالات عاليه و يا از طبقه پائين جامعه هستند كه مورد اذيّت و آزار مردانشان قرار ميگيرند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;امّا اين اسطوره اي بيش نيست كما اينكه امروزه ميتوانيم با مراجعه به آمار مربوطه پديده شوم «زن آزاري» را در همه طيفها و رده هاي اجتماعي، خانوادگي، اقتصادي، فرهنگي، ديني و قومي شاهد باشيم. خشونت به صُور مختلف به زنان هر روزه اعمال ميشود: حجاب، محروميّت هاي جنسي، عدم آزادي در خانه پدري، نداشتن حق انتخاب در حين ازدواج، نداشتن حق رأي، ***** جنسي در روابط زناشوئي، نداشتن حقّي براي طلاق، نداشتن حقّي براي سرپرستي بچه، سركوب نمودن كنجكاويهاي جنسي زن، به فراموشي سپردن نيازهاي طبيعيش، نبودن گوشهائي براي شنفتن حرفهايمان و نبود احساس و نگرفتن فيدبك مناسب از جانب مردان در توجّه و ادراك به عواطف و عشق ما زنان نسبت به آنها و زندگي مشتركمان و اولادمان. و بالاخره اعمال تبعيض و خوار و ثانوي شمردن روزمرة زنان چه از سوي خانواده(بله گاه حتي از سوي مادران دلبندمان) و چه از سوي جامعه همه؛ نمونه هائي از ظهورات خشونت عليه زنان ميباشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;زني كه مورد ظلم قرار ميگيرد ميتواند از نظر اجتماعي - سياسي داراي مقامات بالائي هم باشد، ولي وجه تشابه همه اين زنها يكيست؛ خيلي زود ياد مي گيرند كه با خشونت كنار بيايند و خم هم به ابرو نياورند. بيشتر اين زنان ميتوانند در عرصه هاي ديگر زندگي حتي زنان موفّقي نيز باشند. حالا بدبختي را ببين كه گاهي اوقات اين زنان براي رهائي از پرسشهاي جانسوز مغز و وجدان خويش و ديگران ماسك زشت و تكراري بي تفاوتي و الكي خوش بودن را بر چهره دارند.دليل اين كار نيز واضح است؛ چون زني كه در يك رابطه خشن باقي ميماند از سوي ديگر زنان احمق، ناتوان و ضعيف تلقّي ميشود. و لذا داشتن ماسكي روي صورت و كتمان هر گونه خشونت ميتواند از قضاوتها و پيشداوريهاي ديگران بكاهد!داستان حسرت آور و غم انگيزيست داستان ما زنان! اينكه چگونه دردي مشترك را اينچنين با خاموشي گزيدن پاسخ گفته ايم! خاموشي توافقي بين زنان به نفع دنيائي مردانه! چرا خشونت را تحمّل ميكنيم؟! اين سؤاليست كه اغلب از زنان در تحت روابط زور و سلطه پرسيده ميشود:طبق نظر سنجي كه سازمان حمايت از زنان ملل متّحد در اين مورد انجام داده است، بنظر ميرسد كه زنان از كشورهاي مختلف پاسخهاي نسبتاً مشابهي به اين پرسش ميدهند كه در زير به مهمترينشان اشاره ميكنم؛&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;● احساس ضعف كامل در برابر وضعيّت موجود،● تهديد به مرگ،● نداشتن اميدي به بهبود اوضاع،● مورد قبول واقع نشدن از سوي جامعه،● نا اميدي از قانون و آئينهاي دادرسي و كيفري و بطور كلي سيستم قضائي مردانه،● از دست دادن كنترل اوضاع،● غم از دست دادن و پشت سر گذاشتن تعلّقات خاطر گذشته و اطفالشان،● گروكشي و انتقام،● عدم توان روحي و جسمي و نا اميدي از يافتن دوست و همسري مناسب،● احساس مسئوليّت تؤام با شرم و گناه،● وابستگيهاي اقتصادي و نيازهاي معيشتي،● خود را متهم و مقصّر دانستن،● ويژگي هاي طبيعي و عاطفي و سرشت تكاملي ما زنان،● عدم احساس اعتماد بنفس،● توقعّات و پايبنديهاي تسلّمي و عرفي،● ايمان كوركورانه به باورها و عقل جمعي مردان. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;با تمام اين اوصاف، ظلم به زنان همچنان ادامه دارد! زنان در گوشه و كنار جهان مورد اذيّت و آزار قرار ميگيرند. زنان هنوز در زندان طلائي خانواده بسر ميبرند، بدون اينكه خود پي به اسرار آن ميله هاي نامرئي پي برده باشند. دختران در خانه پدر براي بازتاباندن عقايد او زندگي ميكنند، پس از پدر و برادر/ان نوبت به خوشايند نمودن خويش نزد باصطلاح همسرشان ميرسد. و زماني كه زني صدايش بلندتر از حد مجاز شد، با توسل به شرع و عرف و قانون و زور صدايش را در گلويش خفه ميكنند. روزي نيست كه خبري از كشته شدن و يا جراحت زني توسط مردان در مطبوعات ايراني و اَنيراني نبينيم، يك چرخه نفرت آور تكراري از بازتوليد خشونت و اصلاً مهم نيست كه تا چه حد خود را يك حيوان باصطلاح متمدّن و مفرهنگ آنهم در ابتداي قرن بيست و يكم فرض كنيم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;( باباجان، صد رحمت به حيوانات جنگل و باز درود بسيار به اين بونوبوها؛ جدّاً به شما خواهرانم توصيه ميكنم كه برويد و زندگي اين دختر عموهايمان كه به لحاظ تكاملي در حدود هفت ميليون سال پيش از ما جدا شده اند را مطالعه كنيد ــ تا بلكه از باب ”فعتبروا يا اولي الابصار“ كمي از برجِ عاجِ اين غرور احمقانه كه گوئي باشعورترين و متمدّنترين و خوشبخت ترين موجود عالم هستيم پائين بيائيم…!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; ژان ژاك روسو به فطانت تمام به ما هشدار داد تا غرّه «فرهنگ» خود نشويم و آنچنان خود را نسبت به طبيعت دست بالاتر نبينيم تا مثلاً بفول سعيد دلمان را خوش كنيم به يك انقلاب اسلامي، يك امر فرهنگي، و براي صدها سال آتي منتظر خساراتش باشيم.)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شايد اين تكرار مكررات وجدانمان را نسبت به اين اخبار ناگوار و تلخ بي تفاوت كرده است. و بسادگي از كنار اين نابرابريها، خشونتها، عدم شناخت زنان از خود و جهان پيرامونشان و در نتيجه دادن اختيار تام به مردان، در همه امور حتي امور مربوط به خود زنان، ميگذريم و رد ميشويم. شايد به خود ميگوئيم: اين من نيستم كه نياز به كمك دارم؟ سرنوشت ديگران بمن ربطي ندارد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; بيائيد با خودمان صادق باشيم ما كه از آينده خود خبر نداريم ولي آيا دوست داشتيم كه جاي آن دختري باشيم كه با ضربات پدرش بر سرش جان شيرينش را باخت؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; آيا فكر ميكنيد كه شرائط ديگر زنان بهتر از آن دختر است؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چون صرفاً نفس ميكشند و هنوز زنده اند؟! آيا زنان فقط براي اين به دنيا آمده اند كه نفس بكشند؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; آيا زنان براي آنند كه مردان به تكامل برسند؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; پيشنهاد ميكنم كه كمي با خود بينديشيم! به زماني كه دست از انديشيدن كشيديم و همچون تماشاچي در كنار زمين به مشاهده سناريوي زندگي خود به كارگرداني ديگران بسنده نموديم! ولي تا كي بايد ادامه داد؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;كي زمان آن ميرسد كه خود نيز به زمين بازي برگرديم و ايفاي نقش در خور خويش را خود به عهده گيريم. سعيد به من پيشنهاد كرده بود كه درباره زنان فيلسوف دنيا اطلاعاتي كسب و جمع آوري كنم. من نيز چنين كردم. نتيجه اش امّا حسِّ تلخ و ناخوشايندي بود كه معمولاً انسان باخوردن سيلي حقيقت به صورتش احساس ميكند. ببينيد، اگر همه نوشته هاي زنان فيلسوف دنيا را در طول تاريخ تمدّن بشري بخواهيم بصورت يك نوشته واحد در آوريم؛ آنگاه نوشته مزبور از ليست اسامي مردان فيلسوف دنيا كوتاهتر خواهد شد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; هنوز از وضعيّت فاجعه آميز كنوني زنان در دنيا متعجّبيد؟!؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; آخر چطور ميشود انتظار جهاني عادلانه را داشت؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; با گدائي يا انتظار ترحّم يا دلخوش بودن به ظهور امام زمان(كه تازه اينم يك مرد است)؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; در زماني كه پايه ها و بنياد هاي همين جهان ناعادلانه ساخته و پي ريخته ميشد ما در كجاها كه محبوس و منفعل و در چه بازارهائي كه همچون كالا در حال خريد و فروش شدن نبوديم!؟!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; تا زماني كه زنان از خود و جهان پيرامون خويش غافلند و چون مورچگان جهانشان را به وسعت تلّي از خاك ميپندارند، تغييري در اين وضعيت به وجود نخواهد آمد. اوّلين قدم براي ايجاد يك تحوّل، تأمّل و انديشيدن در مورد خود و جهان پيرامونمان است. اگر زنان در انجام اين مهم موفق شوند؛ آنگاه جرقّه اي كه در مغزشان روشن ميشود، ميتواند همچون مشعلي پرنور تمام روزنه هاي كور زندگي بشري را روشن كند. اگر آنروز در رسد؛ ديگر خشونت مردانه، جنگ، خونريزي و بي عدالتيها جاي خود را به اموري ديگر چون صلح، عاطفه، لذّت، آميزش، برابري و مودّت خواهد داد. آن روزيست كه زنان مغزهاي خُرد و خمير و كارپذير تحميلي را به كناري انداخته و با تماميّت واقعي آن، كه در ضمن فرقي با بزرگي مغزي مردان ندارد، موّلدانه بينديشند. آنروز است كه زن ميتواند با پروازي بلند همچون پرنده اي رها و سبكبار در جهان دستساخت خويش سير كند و بدان بناي زندگي جديد و شرافتمندانه اش را با سر پنجه انديشه ها و آموزه هايش؛ اين خود باشد كه تدبير نمايد! بيائيد از مغز خود نير رَحِمِ ديگري ساز كنيم و در جان اين جهان پُر آشوب و ظلم طرحي دگر اندازيم!&lt;br /&gt;http://forum.patoghu.com&lt;br /&gt;گردآوری : &lt;a href="http://www.niksalehi.com/"&gt;پایگاه اینترنتی پرشین وی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-6809894527177233100?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/6809894527177233100/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=6809894527177233100&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6809894527177233100'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6809894527177233100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='چرا زنان خشونت را تحمل ميكنند؟'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-6915683140013946759</id><published>2009-08-24T11:53:00.004+03:00</published><updated>2009-08-24T15:10:53.699+03:00</updated><title type='text'>تفاوت بین عشق و شهوت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد.&lt;br /&gt;شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد و تنها راهی است که می تواند به جدایی میان جنس مونث و مذکر پل بزند.&lt;br /&gt;از سوی دیگر یکی از فاکتورهایی که وجود آدمی را شریف و اصیل می سازد، عشق است. عشق یکی از عالی ترین صفات انسانی است که به واسطه آن افراد سعی می کنند "بهتر" باشند. انسان ها شاید تنها به دلیل شهوترانی و زیاده خواهی با یکدیگر درگیری ایجاد می کنند؛ اما برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک تنها یک دلیل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز عشق.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;عاشق شهوترانی بودن&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;برای مردان، شهوت یک تجربه کاملاً ذهنی است. سیلی از تستسترون در رگ های آنها جاری می شود و دیگر چیزی را نمی بینند. همانند عشق، شهوت نیز آنها را کور می کند. به همین دلیل است که معمولاً در روابط - به ویژه اگر در ابتدای راه قرار گرفته باشید - گفتن این مطلب که طرف عاشق شماست و یا اینکه احساساتش تنها از روی شهوت هستند، اندکی دشوار می نماید. آقایون خیلی سخت می توانند تشخیص دهند که آیا واقعاً عاشق طرف مقابل هستند و یا او را صرفاً به مانند خیال آتشینی می بینند که هر موقع از جلوی آنها رد می شود، جوشش کوره درونشان شدید تر میشود.&lt;br /&gt;دلیل امر فوق الذکر این است که آقایون این توانایی را دارند که خیلی پیش از اینکه با یک خانم ارتباط عاطفی برقرار کنند، به سادگی می توانند با او وارد رابطه جنسی شوند. هورمون هایی که در بدن آنها ترشح می شود باعث می شود که تصور کنند عاشق شده اند. &lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SpJXomgHnvI/AAAAAAAAAJg/coHFxGRh1Co/s1600-h/%DA%AF%D9%84.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 150px; FLOAT: left; HEIGHT: 113px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5373453660448071410" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SpJXomgHnvI/AAAAAAAAAJg/coHFxGRh1Co/s320/%DA%AF%D9%84.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;به هر حال مشکل اساسی اینجاست که هم عشق و هم شهوت هر دو می توانند آقایون را خلع سلاح کرده و آنها را به شدت آسیب پذیر نمایند. بدین ترتیب آنها به راحتی اراده و قدرت خود را از دست می دهند و تنها برای تجربه سکس، خود را مسخ جنس مخالف می کنند.&lt;br /&gt;همچنین باید اضافه کرد که شهوت سبب می شود تا آقایون تنها از روی احساساتی که در آلت تناسلی آنها ایجاد می شود، تصمیم گیری نمایند و عقل و منطق را به دست باد بسپارند. زمانیکه حس شهوت بر یک مرد غلبه کند، اصلاً اهمیت نمی دهد که آیا او و شریکش مشترکاتی دارند یا خیر؛ او اهمیتی نمی دهد که طرف مقابل اهل کجاست و به کجا می رود؛ تمام حواسش را بر روی پیدا کردن راهی برای رسیدن به دست نیافته های خانم متمرکز می کند. اگر شریک او نیز تنها از روی شهوت با او ارتباط برقرار کرده باشد، این فرصت را از دست نخواهد داد. اما اگر هر دوی آنها عاشق یکدیگر باشند، این رابطه جنسی می تواند منجر به محکم تر شدن رابطه آنها شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آیا شهوت است یا چیز دیگری است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;چگونه می توانید تفاوت میان عشق و شهوت را تشخیص دهید؟ در این قسمت نکاتی را برایتان ذکر کرده ایم که به واسطه آن بتوانید میان این دو مقوله تمیز قائل شوید.&lt;br /&gt;شهوت است اگر:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فقط به ظاهر و اندام او توجه داشته باشید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;حتی قبل از اینکه اسم او را پرسیده باشید، در حال خیال بافی هستید که او بدون لباس چگونه است. یااینکه اگر با او رابطه جنسی برقرار کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد. &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;اهمیت نمی دهید که او چه می گوید&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;همیشه در حال بهانه آوردن هستید تا به نحوی قرارهای ملاقات خود را با کنسل کنید، مگر اینکه این قرار منجر به قراری رابطه جنسی شود. اگر از شما بخواهد تا کاری برایش انجام دهید، بهانه می آورید و می گویید بیش از اندازه سرتان شلوغ است. اما اگر در کنار شما باشد و با او سکس نداشته باشید این امر ناراحتتان می کند و در ذهن خود، خودتان را در حال برقراری رابطه جنسی با خانم های دیگری تجسم می کنید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فقط می خواهید برای سکس او را ببینید .&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;برایتان اهمیتی ندارد که به هیچ وجه با او تماس تلفنی نداشته باشید. از این گذشته اصلاً برایتان مهم نیست که جواب زنگ تلفن او را فوراً بدهید و حتی اگر برای چندین روز هم با او صحبت نکنید، مشکلی نخواهید داشت و ترجیح می دهید هر موقع که دو مرتبه از نظر جنسی تحریک شدید او را ملاقات کنید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;برای شهوترانی با او تماس می گیرید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;پس از اینکه همراه دوستانتان تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشتید، یکمرتبه یاد او می کنید و با او تماس می گیرید تا در کنار هم نوشیدنی میل کنید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بعد از سکس او را ترک می کنید .&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;پس از این اینکه کارتان تمام شد، به دنبال ساده ترین راهی می گردید که بتوانید محل را تر ک کنید. هیچ نوازشی وجود ندارد، صبح زود برایش صبحانه تهیه نمی کنید، فقط خیلی راحت می گویید: "من باید بروم" .&lt;br /&gt;عشق است اگر :&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کششی بین شما وجود داشته باشد .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;برای مدتهای طولانی با هم صحبت می کنید و هر ساعت مانند یک دقیقه برایتان میگذرد. گاهی اوقات آنقدر غرق در حرف زدن می شوید که متوجه گذشت زمان نمیشوید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;احساس می کنید او زیباست .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;حتی اگر او را بدون هیچ گونه آرایش، در حالیکه موهایش را پشت سرش بسته و مشغول تمیز کردن دست شویی است، ببینید باز هم تصور می کنید که در نظرتان زیباست.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوست دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید .&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تنها چیزی که می خواهید این است که با او باشید، چه سکس داشته باشید چه نداشته باشید. حتی اگر به شما بگوید که برای برقراری رابطه جنسی نیاز به سپری شدن مدت زمان بیشتری است، باز هم اهمیتی نمی دهید و قبول می کنید .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آینده خود را با او تجسم می کنید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;حس غریبی در شما ایجاد می شود و فکر می کنید که بدون وجود او قادر به ادامه زندگی نخواهید بود. به خانواده و دوستان خود اطلاع می دهید که قصد ازدواج با او را دارید و خودتان نیز به تشکیل خانواده با او فکر می کنید .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;او را به خانواده خود معرفی می کنید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این موضوع که خانواده تان او رابپذیرد، برایتان اهمیت پیدا می کند و ترجیح می دهید که با تمام اطرافیانتان ارتباط مناسبی برقرار کند.&lt;br /&gt;او را در تمام برنامه های خود شریک می دانید .&lt;br /&gt;چه با دوستان مذکر خود بیرون بروید و چه حیوان خانگی خود را برای قدم زدن به پارک ببرید، در همه حال دوست دارید که او در کنارتان باشد. حتی اگر او آنجا هم نباشد، باز یادش از ذهنتان بیرون نمی رود و به دنبال فرصتی می گردید تا یک تلفن کوتاه به او بزنید و بگویید: "دلم برایت تنگ شده". البته حتماً لازم نیست که دوستانتان متوجه شوند شما یک چنین کاری انجام داده اید .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;رمانتیک تر می شوید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یک مرتبه می بینید که به گوش دادن به موسیقی های عاشقانه و آرام تمایل بیشتری پیدا کرده اید. برای او گل و یادداشت های عاشقانه می فرستید و ترتیب صرف غذاهای &lt;strong&gt;رمانتیک در نور شمع را می دهید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;همیشه طرف او را می گیرید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;هر زمان که کسی در مورد او انتقاد می کند، شما سریعاً اقدام به دفاع از او می کنید. در مجامع عمومی همیشه خود را موافق با نظریات او نشان می دهید، حتی اگر در &lt;strong&gt;پشت درهای بسته با او مخالف باشید .&lt;br /&gt;او باعث می شود انسان بهتری باشید&lt;/strong&gt; .&lt;br /&gt;او شما را به چالش وا میدارد و تشویقتان می کند. با دیدن او شاد می شوید و حاضرید برای خوشحال کردنش هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دوست داشتن شهوت&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;شهوت برای مدت کوتاهی شما را سرگرم می کند. اما عشق مربوط به مدت زمان بسیار طولانی می شود. هر چند گاهی امکان دارد که این دو مقوله در جای یکدیگر قرار بگیرند، اما باید با توجه کامل، تفاوت میان آنها را تشخیص دهید. باید ببینید که خودتان از زندگی چه می خواهید، همه چیز به شما بستگی دارد .&lt;br /&gt;منبع: mardoman.net&lt;br /&gt;گردآوری :پرشین وی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-6915683140013946759?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/6915683140013946759/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=6915683140013946759&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6915683140013946759'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6915683140013946759'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_24.html' title='تفاوت بین عشق و شهوت'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SpJXomgHnvI/AAAAAAAAAJg/coHFxGRh1Co/s72-c/%DA%AF%D9%84.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-4891562319874138784</id><published>2009-08-23T00:17:00.005+03:00</published><updated>2009-08-23T00:28:58.771+03:00</updated><title type='text'>روزه ؛ضیافت عشق</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;رمضان المبارك؛ ماه نزول قرآن عظيم الشأن، ماه قدر و قيام، ماه روزه و رياضت روح در مهماني معنوي پروردگار است. خداي حكيم خالق هستي و آفرينندهء موجودات است و خير و شر و نيك و بد و مصلحت و منفعت خلق خويش را بهتر و برتر از همه مي داند و با در نظرداشت آن، قوانيني در قالب شرع توسط پيامبران و رسولانش براي نظم زندگي وضع كرده، دين نام نهاده و بشر را به رعايت آن فرا خوانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هيچيك از احكام و فرائض دين و نيز سنت هايي كه پيامبران مخصوصاً رسول مبارك اسلام حضرت محمد مصطفي(ص)، آورده و جاري گذاشته است؛ جدا از جنبهء خير و مصلحت خلق نبوده و در هر امري و نهيي و حلالي و حرامي، حتماً فلسفهء مهمي از حيات و حركت سالم و صحي و صلح آميز برزمين در نظر بوده و خير و سعادت دين و دنياي آدمها در آن مضمر بوده است.خداي بزرگ در قرآن حكيم، در واكنش انسانها به مشقت و كراهت بعضي از احكام و سهولت و رغبت بعضي ديگر، از جمله جهاد و جانبازي در راه خدا كه منجر به قتل نفس ميشود و به شدت ناخوشايند است،&lt;br /&gt;با بيان روشن "عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ "، به حكمت هاي نهاني نهفته در احكام و فرائض، اشاره كرده و عجز بشر از ادراك ماوراي اوامر و نواهي شرع را گوشزد نموده و فرموده است: "شايد از چيزي كراهت و نفرت داشته باشيد، حال آنكه ممكن است به خير شما باشد و شايد به چيزي رغبت و محبت داشته باشيد، درحاليكه ممكن است برضرر شما باشد؛ خدا مي داند و شما نمي دانيد." (1)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;روزهء ماه مبارك رمضان نيز يكي از احكامي است كه فوق العاده مشقت و زحمت دارد و چه بسا كه مرز ميان دين و بيديني را مشخص مي كند. ايمان بسيار متين و مبين مي خواهد كه از سپيدي صبح تا سياهي شام، كف نفس نشان داده گرسنه و تشنه از تمامي لذات و مشتهيات چشم بپوشد. امت هاي گذشته، اكثراً در آزمون روزه ناكام شده و نتوانسته اند مثل مسلمانان اين امر الهي را، جمعي و همگاني انجام دهند و جلو خواهشهاي نفساني خويش را بگيرند؛ لذا از دينداري بيزاري جسته كافر و منكر شده اند.&lt;br /&gt;هرچند گفته ميشود كه عيسي پيامبر و موسي پيامبر؛ در شب معراج، محمد رسول الله(ص) را در بازگشت از قاب قوسين پروردگار، ملاقات كردند و از حكم روزه پرسيدند؛ و وقتي دانستند كه سه ماه تعيين شده است، حضرت محمد(ص) را وادار كردند كه برگرد و از خدا بخواه كم كند؛ زيرا امت هاي پيشين در اثر سنگيني حكم همين روزه گمراه شدند. پيامبر رفت و يكماه را كم كرد و برگشت. عيسي و موسي بار ديگر اصرار كردند كه برگرد و كم كن كه ز&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SpBi9l22TWI/AAAAAAAAAJA/IqzrTWxQVyA/s1600-h/ramezan.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 185px; FLOAT: left; HEIGHT: 202px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5372903165726707042" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SpBi9l22TWI/AAAAAAAAAJA/IqzrTWxQVyA/s320/ramezan.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;ياد است. حضرت محمد(ص) رفت و خداوند يكماه ديگر را هم كم كرد. بار سوم كه برگشت، هرچه ايشان اصرار كردند كه برگرد تا خداوند بازهم كم كند، حضرت محمد(ص) نرفت و گفت شرم است ديگر كه يكماه را هم روزه نگيريم! اما دقت در علم رجال و اقوال نشان مي دهد كه اولاً مصدر اين داستان و روايت، معتبر و موثق نيست و در صحت و سندش به شدت ترديد است. از سوي ديگر، فحواي آن به اسرائيليات پهلو مي زند و استنباط مي شود كه يهودي ها براي تاليف قلوب مسلمانان، اين امر را بافته و القا كرده اند تا باتوجه به سنگيني حكم روزه، از يكطرف به مسلمين روزه دار بگويند كه خانهء موسي وعيسي آباد؛ اگر ايشان نبودند معلوم نبود سه ماه روزه داري چه بلايي برسر مسلمين مي آورد! و از طرفي حضرت محمد(ص) را مقصر بكشند كه چرا بار سوم نرفت تا اين حكم از بيخ برداشته مي شد و اين تشنگي و گرسنگي يكماهه براي امت اسلام سوغات نمي ماند!گذشته از اين مجعولات، آنچه مشخص است اينكه روزه از منظر روانشناسي اجتماعي؛ بعنوان يك اصل در زندگي بشر، از ابتداي آفرينش در فطرت و طبيعت انسانها جاري بوده و به نحوي در عكس العمل خاصي از خشم و غضب يا شكرگزاري از نعمت، تجلي داشته است؛ مثلاً اعتصاب غذا به نشانهء اظهار ناراحتي از يك امر ناخوشايند علاوه بر كلانها حتي در كودك شيرخوار نيز تبارز داشته و انسانها از گذشته تا حال، چون راه ديگري براي مقابله با مظالم و جلب مراحم نمي يابند، از اولين و آسانترين راه يعني نخوردن و نگفتن استفاده مي كنند و دست به تحصن و اعتصاب مي زنند؛ گمان مي رود كه اين امر رفته رفته در رنگ و فرهنگ دين، متكامل شده و جنبهء يك سنت اجتماعي و واجب شرعي را به خود گرفته است.&lt;br /&gt;بهرحال قدر مسلم اينكه نفس فرهنگ روزه داري درامت هاي پيشين، از آيهء "كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ"، استنباط مي شود كه مي گويد: "روزه برشما مقرر شد، همانگونه كه بر كساني "قبل از شما" مقرر شده بود؛ شايد پرهيزگار شويد."(2)؛ &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اما كيفيت و كميت آن مشخص نيست كه چطور بوده و شخص روزه دار، از چه چيزهايي پرهيز مي كرده و روزهاي آن، دلبخواهي بوده يا از سوي شارع حكيم، در متن دين مشخص بوده است.داستان "مريم مقدس" مادر عيسي مسيح در قرآن نيز به روشني اثبات مي كند كه فرهنگ روزه داري، در امت هاي پيشين بوده است.&lt;br /&gt;مريم در وضع حمل وقتي دور از چشم كليسا، به درخت خرما پناه برد و گفت: "اى كاش پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‏شده بودم."(3)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;فرشتهء خداوند او را دلداري داد و گفت: "از ميوهء درخت و آب چشمه اي كه در كنارت است، بخور و بنوش و ديده روشن بدار! و اگر كسي از آدميان را ديدي بگو: "من براي خداي رحمان، "روزه" نذر كرده ام و امروز هرگز با انساني سخن نخواهم گفت" (4)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اين جريان نشاندهندهء آن است كه روزهء سكوت در آن دوره، رايج بوده است. امت هاي ديگري هم بوده اند كه فقط از بعضي خوراكيها روزه داشته اند و ظاهراً انتخاب روزه و روزهاي آن در سال و تعداد ايام آن، در اختيار خود شان بوده و هروقت ضرورت و مصلحت مهمي براي شان پيش مي آمده، مثل حضرت مريم، به نوعي خاص از روزه داري، برابر با شرايط و احوال و پيشامد شان، متوسل مي شده اند.&lt;br /&gt;در هند هنوزهم اين نوع روزه داري رايج است و زن براي برآورده شدن حوايج خويش، به نوعي خاص روزه مي گيرد و به معبد مي رود و براي شوهرش دعا مي كند. بعضي فرقه ها هم فقط از غذاهاي خاصي روزه دارند و در برابر ديگر خوردني ها و آشاميدني ها آزاداند و ملزم به پرهيز كامل از هرچيز آنهم از اذان صبح تا اذان شام نيستند.روزه داري به اين هيئت و كيفيت سنگين و وزين كه در اسلام و مسلمانان است، در هيچ دين و امتي نبوده و به همين خاطر، اين يك امتياز براي امت مرحومه به حساب آمده است. سيد سجاد حضرت علي زين العابدين امام چهارم، در خداحافظي با اين ماه مبارك در شب اول شوال، با سوز و گداز در لحن يك عاشق وامانده از معشوق، مي فرمايد: "خداحافظ اي ماه بزرگ خدا و اي عيد اعظم اولياء الله؛ چه بدي هايي كه با تو از جسم و روح ما رفت و چه فضيلت ها و خوبي هايي كه از تو به ما فيض رسيد." و بعد در شكرگزاري خداوند از اعطاي چنين ماهي سرشار از رحمت و مغفرت و بركت، درسال براي مسلمانان، مي گويد: "از ميان امت ها مارا به افتخار رمضان، ممتاز كردي و برگزيدي؛ پس به فرمان تو روزهاي آن را روزه مي گيريم و در شبهاي آن به عبادت تو قيام مي كنيم." (5)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;حكم وجوب روزهء ماه رمضان، از آيهء "شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآن..." به دست مي آيد كه در آن تصريح شده است: "ماه رمضان؛ ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است؛ كتابي كه هادي مردم و حاوي دلايل واضح هدايت و معيار تشخيص حق از باطل است؛ پس هركس از شما اين ماه را درك كند؛ بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است؛ بايد به شمارهء آن، تعدادى از روزهاى ديگر سال را روزه بدارد؛ خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد..."(6)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در آيهء قبل براي كساني كه مريض اند يا در مسافرت به سر مي برند و شرايط روزه داري براي شان ميسر نيست و مشقت دارد، سهولت قايل شده و گفته است: "هركس از شما بيمار يا در سفر باشد (به همان شماره روزهاي سفر و مرض)،&lt;br /&gt;تعدادى از روزهاى ديگر را در سال قضا كند و بر كسانى كه روزه طاقت‏فرساست، بايد كفاره‏ آن را به مسكين طعام بدهد، و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند؛ پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن به خير شماست.(7)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;نبي اكرم نيز با سفارشات بيشماري از جمله: "صوموا تصحوا" (روزه بگيريد و صحتمند شويد!) و "الصوم جنه من النار" (روزه سپر آتش است)، امت اسلام را به فوايد مادي و معنوي و دنيوي و عقبوي روزه، آشنا نموده روزه را زكات بدن خوانده و روزه ‌داران را به صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صلهء ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام، امر كرده و گفته است: "اين ماه، ماه شكيبايي است و پاداش شكيبايي بهشت است؛ اين ماه، ماه مواسات و برابري است و ماهي است كه خداوند بر روزي افراد با ايمان مي افزايد."(8)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;امام علي ابن ابيطالب عليه السلام نيز در بيان هاي بلندي، از روزه تجليل كرده و آنرا مايهء آزمايش خلق خوانده و گفته است: "روزهء نفس از لذتهاى دنيوى، سودمندترين روزه‏ هاست."(9)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;وا فزوده است: "روزه پرهيز از حرامهاست؛ همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند."(10)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;و تاكيد كرده است كه "روزهء قلب، بهتر از روزهء زبان است و روزهء زبان بهتر از روزهء شكم است."(11)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بهرحال روزه در آميزه يي از جبر و اختيار شرع و عقل، با فلسفه هاي بلند اقتصادي-اجتماعي، مادي- معنوي، و طبي- بهداشتي، حكمي است كه هرسال يكماه، به سراغ مسلمانها مي آيد تا وجدان انساني اغنيا را از گرسنگي و تشنگي فقرا تكان بدهد و ياددهاني كند كه اندكي از شهوات و لذات نفساني شان بكاهند و به جگرهاي سوخته و لبهاي خشكيدهء مسكينان و مستمنداني كه تمام سال را پيرامون شان در روزه به سر مي برند، توجه كنند و با بركت ثروت و نعمت خويش، صوم بينوايي و بيچارگي شان را افطار نموده، از رحمت و مغفرت خداوند متعال برخوردار شوند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;-----------------1- بقره 216)؛&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;2- بقره 183﴾&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;3- مريم 23) &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;4- مريم 26)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;5- صحيفهء سجاديه) &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;6- بقره 185)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;7- بقره 184) &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;8- خطبه شعبانيه)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;9- غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;10- بحار ج 93 ص 249)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;11- غرر الحكم، ج 1، ص 417، ج 80)&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;محمد عزيزي&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;هفته نامه مشارکت ملی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-4891562319874138784?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/4891562319874138784/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=4891562319874138784&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4891562319874138784'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4891562319874138784'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_23.html' title='روزه ؛ضیافت عشق'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SpBi9l22TWI/AAAAAAAAAJA/IqzrTWxQVyA/s72-c/ramezan.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-2327949959015366350</id><published>2009-08-18T21:55:00.004+03:00</published><updated>2009-08-18T22:05:49.451+03:00</updated><title type='text'>اثرات و فواید روزه</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sor7fpnhB6I/AAAAAAAAAIg/Db7p_Ad6aOM/s1600-h/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 135px; FLOAT: left; HEIGHT: 101px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371382026758850466" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sor7fpnhB6I/AAAAAAAAAIg/Db7p_Ad6aOM/s320/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;روزه يگانه وسيله صحت و سلامت بدن و تقويت روح و تكميل عقل و فكر انسان است و انسانها را از افعال زشت و رذيله باز مي‌دارد. در مورد اهميت روزه و فوايد آن هم در آيات و روايات و كلام معصومين و سخن بزرگان دين جملات بسياري آمده است و هم از نظر علم پزشكي فوايد زيادي ثابت شده است، لذا در اين مقاله بر آن شديم كه فوايد و اثرات آن را از دو جنبه ديني و پزشكي بررسي نماييم.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;فوايد روزه از نظر اسلام گرسنگي براي كمال نفس و دستيابي به معرفت فوايد بي‌شماري دارد. پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: به وسيله گرسنگي و تشنگي با نفس خويش مبارزه كنيد كه پاداش آن همچون جهاد در راه خداست و هيچ عملي نزد خداوند بهتر از گرسنگي و تشنگي نيست، و نيز فرمود در قيامت كسي از همه برتر است كه گرسنگي او بيشتر و تفكر او درباره خداوند فزون‌تر باشد. پيامبر اكرم (ص) در جاي ديگر به يكي از اصحاب مي‌فرمايند: اگر ممكن است، هنگام قبض روح توسط فرشته مرگ شكمت را گرسنه و جگرت را تشنه نگه‌دار، چرا كه بدينوسيله شرافت منازل آخرت را درك خواهي كرد و با ورود روح تو به عالم ديگر فرشتگان شاد و خشنود مي‌گردند و خداي جبار بر تو درود خواهد فرستاد و نيز فرمودند: شكمهايتان را گرسنه بداريد شايد دلهاي شما خداوند را مشاهده كند. در حديث معراج خطاب به پيامبر (ص) آمده است: &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اي احمد!&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;آيا مي‌داني كه روزه چه نتايجي در بردارد؟ عرض كرد: خير، فرمود: نتايج آن كم‌خوري و كم حرفي است ... سكوت موجب حكمت و حكمت موجب معرفت و معرفت موجب يقين است. در اين روايات و دهها روايت ديگر فوايد و فضيلت گرسنگي و روزه‌داري مطرح شده است اما با مراجعه به كتب اخلاقي فوايدي معنوي و خاص براي روزه‌داري مطرح شده است كه عبارتند از: &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;* صفاي نفس: &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;يكي از اثرات عجيب روزه صفاي نفس است چرا كه پرخوري باعث مي‌شود كه بخار مغز زياد و چيزي شبيه مستي بر انسان عارض و قلب از فكر و سرعت انتقال سنگين شود. اما گرسنگي موجب صفا و رقت قلب مي‌شود و آنرا براي استمرار فكر كه نتيجه آن معرفت است مهيا مي‌كند و نوري محسوس براي شخص از آن آشكار مي‌شود.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايند: كسي كه خود را گرسنه بدارد فكر او بزرگ و با عظمت خواهد شد. *&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;خضوع و فروتني: انساني كه پرخوري مي‌كند به تندروي در كارها و شادماني بيش از اندازه و معمول مبتلا مي‌شود كه ريشه سركشي و طغيان است اما روزه‌داري و گسنگي موجب خضوع و فروتني مي‌گردد كه اين مقدمه‌اي است براي تسليم شدن در برابر پروردگار.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;* فروكش كردن شهوات و خواسته‌ها (عفت و پاكدامني) از ديگر فوايد روزه تأثير آن در پاكدامني و عفت است در انسان خواسته‌ها و شهواتي وجود دارد كه موجب صدور گناهان بزرگ مي‌گردند. چون روزه‌دار مدتي نفس را از خواهشهاي نفساني منع مي‌كند، تدريجاً حالت تصميم و اراده در وجود او پديد مي‌آيد و مي‌تواند از جميع خواسته‌هاي خود كه احياناً براي او زيانبخش است چشم بپوشد و حالت حيوانيت از او سلب و كم‌كم به حالت ملكوت و فرشتگان نزديك مي‌شود. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;* امكان انجام عبادات كم‌خوري و امساك از خوردن و آشاميدن نتايج سودمندي چون بي‌نيازي به تخليه و تهيه خوراك و مبتلا نشدن به بيماريهاي فراوان دارد چرا كه پرخوري منشأ امراض است و كسي كه از اين امور به دور باشد مي‌تواند به انجام همه عباداتي كه براي او مقرر كرده‌اند با سلامت كامل و فراغ بال بپردازد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;* كمك به فقرا و مساكين از فوايد ديگر روزه آن است كه وقتي انسان در اثر روزه گرفتن، گرسنه شد؛ طعم گرسنگي را مي‌چشد و به حال گرسنگان آشنا مي‌شود و در نتيجه شفقت و مهرباني اونسبت به همنوع خود تحريك مي‌گردد و در فكر كمك به حال بينوايان و مستمندان خواهد افتاد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;* برطرف شدن خواب زياد خواب زياد موجب از بين رفتن عمر و از دست رفتن فرصتهاي زندگي مي‌شود ولي گرسنگي باعث بيدار ماندن و در نتيجه رسيدن به خيرات فراواني چون سحرخيزي و نمازشب و رسيدن به مقام محمود است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;* مبارزه با شيطان: بالاخره گرسنگي بهترين راه براي دفاع از حملات شيطان است و غضب و شهوت را تسكين مي‌دهد و شيطنت و درندگي را تخفيف مي‌بخشد. لذا رسول خدا (ص) فرمودند: بدرستيكه شيطان در مجاري وجود بني‌آدم مانند خون در رفت‌و‌آمد است پس راه را بر او به وسيله گرسنگي تنگ كنيد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;فوايد روزه از نظر پزشكي بزرگان و پزشكان مسلمان و حتي غيرمسلمان هم در فوايد طبي روزه كتابها نوشته و مقالات فراواني را به چاپ رسانده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه هيچ دارويي براي بهبود مزاج انسان بهتر از روزه گرفتن نيست.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;زيرا پيامبر (ص) فرمود: معده خانه هر دردي است و بسياري از مرضها ناشي از پرخوري مي‌باشد و پرهيز كردن و كم‌خوردن سرآمد هر دارويي خواهد بود. حكما گفته‌اند هفتاد و چند نوع از بيماري در اثر بي‌ملاحظگي در غذاها و زياده‌روي در خوردن و آشاميدن است و بهترين راه جلوگيري از اين امراض همانا امساك از خوردن و مخصوصا روزه گرفتن است. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;با اين مقدمه بايد ذكر كنيم كه درباره فوايد روزه‌داري از نظر علم پزشكي بحث‌هاي زيادي شده است و امروزه با پيشرفت تكنولوژي و تحقيقات وسيع و عميق ثابت شده است كه روزه‌داري،در مجموع براي سلامت بدن ضروري است، و حتي در كشورهايي كه اعتقادي به اين مسأله ندارند، پزشكان براي درمان بعضي از بيماران از رژيم غذايي "چند ساعت ناشتابودن" براي مدت محدودي استفاده مي‌كنند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;روزه‌داري در واقع يك استراحت كلي براي بدن و همانند خانه‌تكاني و غبارروبي و پاكسازي و نظافت كل سيستمهاي بدن انسان است. همانطور كه قلب انسان لحظه‌اي كار مي‌كند و لحظه‌اي استراحت، بدن انسان هم بعد از 11 ماه كار مداوم، نياز به يك استراحت يك ماهه دارد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;امروزه علم پزشكي ثابت كرده است كه در رژيم غذايي روزه‌داري، چربيهاي اضافه‌ بدن تحليل مي‌رود، چاقي بي‌رويه و مضر كاهش مي‌يابد، فشار روي مفاصل كمر و اندامهاي تحتاني كم و دستگاههاي قلبي و عروقي و گوارشي تنظيم و تعديل مي‌شوند دستگاه دفاعي بدن نيز به حالت آماده باش درمي‌آيد، تقويت و تنظيم مي‌شود. يكي از دستاوردهاي مهم علم پزشكي نشان مي‌دهد كه با روزه‌داري، موادي در بدن به وجود مي‌آيند كه خيلي بيشتر از حد معمول است و اين مواد نقش عمده‌اي در پيشگيري از عفونتهاي ميكروبي و ويروسي و از بين بردن سلولهاي سرطاني دارند. چون در حالت عادي بسياري از اين ميكروبها و ويروسها در بدن، به حالت نهفته و نيمه فعال قرار دارند و وقتي بدن انسان ضعيف مي‌شود، آنها فعاليتهاي شديدي را شروع مي‌كنند و شروع به تخريب مي‌نمايند. با روزه‌داري مواد از بين برنده اين موجودات مزاحم در بدن افزايش مي‌يابد و شروع به حذف و نابودي آنها مي‌نمايد. در واقع بايد گفت روزه‌داري سبب پاكسازي كلي بدن مي‌شود و انسان را آماده مي‌سازد تا در مقابل بسياري از خطرات و بيماري‌ها مصون بماند. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در اين ماه، بدن تحت تأثير فشارهاي مختلف روحي و جسمي قرار مي‌گيرد و به اصطلاح استرس‌هاي مختلفي به بدن وارد مي‌شود و بدن عكس‌العمل‌هاي متفاوتي از خود نشان مي‌دهد. اين در تنگنا قرارگرفتن و دچارمضيقه شدن و تحمل استرسهاي مختلف، در واقع امتحان و محكي است براي انسان كه بنيه او خصوصا بنيه دفاعي‌اش چگونه است؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه: فقر و محروميت غذايي كه در اثر روزه ماه مبارك رمضان ايجاد مي‌شود، تأثير بسيارمثبتي در تقويت قواي روحي ورواني دارد و به شخص اعتمادبه‌نفس و اطمينان مي‌دهد تا در مقابل بسياري از خطرات روحي ، جسمي و محروميت‌ها مقاومت نمايد و شخصي با ثبات و متكي به اراده به وجود آورد تا در مقابل استرس‌ها و فشارهاي روحي و اجتماعي تاب وتوان كافي را به دست آورد و دست به رفتارهاي نادرست وناهنجار نزند. روزه اثرات زيادي بر روي اركان بدن دارد كه بايد اطبا و پزشكان كتابها و مقاله‌ها در مورد آن بنويسند اما در يك كلام مي‌توان گفت روزه، حلول تندرستي در بدن انسان مي‌باشد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;ايرج يارمحمدي &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-2327949959015366350?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/2327949959015366350/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=2327949959015366350&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2327949959015366350'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2327949959015366350'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_18.html' title='اثرات و فواید روزه'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sor7fpnhB6I/AAAAAAAAAIg/Db7p_Ad6aOM/s72-c/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7597182320833169371</id><published>2009-08-14T12:40:00.005+03:00</published><updated>2009-08-14T12:48:53.218+03:00</updated><title type='text'>نقش خانواده در تربیت فرد</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SoUy-3Ha1tI/AAAAAAAAAIY/vn6gbS3hMqM/s1600-h/khanwada.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 240px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5369754186237531858" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SoUy-3Ha1tI/AAAAAAAAAIY/vn6gbS3hMqM/s320/khanwada.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;خانواده و اهمیت آن در دوره کودکی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوزاد در خانواده به دنیا می‌آید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار می‌گیرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهای اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرحواره‌ها و شناختهای کودک از خود ، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباطی است که خانواده با وی دارد و تا چه حد تلاش می‌کند نیازهای او را برآورده سازد. کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمی‌شوند به انواع مشکلات مبتلا می‌شوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع می‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی می‌شود. سخت گیری زیاد والدین یا بی‌توجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که می‌تواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار حائز اهمیت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اهمیت خانواده در دوران نوجوانی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="نیازهای مرحله نوجوانی" href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C"&gt;نیازهای مرحله نوجوانی&lt;/a&gt; دوران حساس است. بطوری که در کنار سایر تحولات و تغییراتی که از جنبه‌های جسمانی و روانی در فرد اتفاق می‌افتد، ویژگی مشترک و مهم دیگر آن دوران ، استقلال طلبی نوجوان در خانواده است. نوجوان می‌خواهد به طریقی رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر این اساس شروع به ایجاد فاصله بین خود و خانواده می‌کند و به گروه همسالان نزدیک می‌شود. در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگیهای دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحو احسن ایفا نماید. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده ، فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره ، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینه‌های ناسازگارانه مثل عضویت در گروههای افراطی و سایر زمینه‌ها مشکلات فردی و اجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد. سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل‌ گیری و آزاد گذاری آنها فرزند را موجودی سرکش ، طغیانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از این گذشته این دوران ، دوران الگو گیری و همانند سازی و لازم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع نیز در این اهمیت بسزایی دارد. هابز معتقد است که بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانواده‌هایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانه‌اند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانواده‌های سالم بیرون آمده‌اند و افراد ناسالم پرورش یافته خانواده‌های ناسالم هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اهمیت خانواده = سلامت خانواده&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می‌شوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می‌کنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده‌های آن وابسته است. لامارک و لوپله و دیگران ، خانواده را مهمترین کانونی می‌دانند که جامعه از آن تغذیه می‌کنند. به این ترتیب فرد در کنار تأثیری که از اجتماع خود می‌پذیرد با توشه‌ای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چنین تأثیراتی علاوه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلان اقتصادی - اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر می‌رسد که اصلاح یک جامعه ، پیشرفت و ترقی آن از جنبه‌های مختلف تأثیر اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارايه کننده: سحر ميرشاهي&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7597182320833169371?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7597182320833169371/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7597182320833169371&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7597182320833169371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7597182320833169371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_14.html' title='نقش خانواده در تربیت فرد'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SoUy-3Ha1tI/AAAAAAAAAIY/vn6gbS3hMqM/s72-c/khanwada.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-2273383142103778533</id><published>2009-08-12T22:59:00.001+03:00</published><updated>2009-08-12T23:03:11.329+03:00</updated><title type='text'>تنبیه بدنی؛ هرگز</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;وقتی سخن از «تنبیه» به میان می‌آید، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد معنای «انضباط» است. در نتیجه بعضی از افراد تنبیه را با انضباط و اطاعت کورکورانه مترادف می‌دانند. یعنی معتقدند که انضباط در سایه ی اطاعت کورکورانه به‌دست می‌آید و منضبط کسی است که بدون اظهارنظر، دستور مافوق خود را اجرا نماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متأسفانه بسیاری از والدین و مربیان نیز همین فرض‌ها را پذیرفته‌اند و معتقدند اگر کودک از آنها اطاعت محض کند، کودکی منظم و سر به راه بوده و در غیر این‌ صورت باید تنبیه گردد. به عقیده ی آنان ترس از تنبیه، کودک را به اجرای وظایف معین وا می‌دارد و مانع از انجام کارهای خلاف مقررات می‌گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درست است که تنبیه اثر فوری دارد و کودک را از ادامه ی تخلف باز می‌دارد ولی او را نسبت به زشتی کار، آگاه نمی‌سازد. بنابراین اصلاً اثر تربیتی ندارد گذشته از این که اثرات منفی زیادی نیز بر روح و روان کودک باقی می‌گذارد. اصول تربیت اقتضا می‌کند که آدمی عمل خلاف را نه از ترس تنبیه، بلکه به صرف خلاف بودن آن مرتکب نشود و تنها برای این که وجدانش از ارتکاب به گناه مبرا باشد، از انجام آن سر باز زند پس تنبیه، در درازمدت عملاً رفتار تنبیه شده را از خزانه ی رفتار حذف نمی‌کند و توفیق موقتی آن به بهای گزاف کاهش کارآمدی کلی فرد و خوشوقتی او تمام می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«تنبیه» در درازمدت بی‌تأثیر است. چنین به نظر می‌رسد که تنبیه صرفاً رفتار ناشایست را پس می‌زند و زمانی که دیگر تهدید تنبیه وجود نداشته باشد، نرخ پاسخ، به میزان اولیه باز می‌گردد. بنابراین، گرچه تنبیه اغلب خیلی موثر به نظر می‌رسد، اما در واقع اثری ناپایدار برجای می‌گذارد. دلایل روانشناسان برای نامناسب بودن تنبیه از قرار زیر می‌باشد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آثار جسمی‌- روحی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تنبیه آثار جانبی و هیجانی نامطلوب بر جسم باقی می‌گذارد. کودک تنبیه شده می‌ترسد و حتی گاهی این ترس خود را به محرک‌های مختلفی که هنگام تنبیه شدن حضور دارند نیز تعمیم می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بی‌اثر بودن آن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تنبیه به کودک نشان می‌دهد که چه کار نکند، نه این که چه کار بکند. در قیاس با تقویت و تشویق، تنبیه عملاً هیچ‌گونه اطلاعاتی در اختیار ارگانیسم قرار نمی‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اثر معکوس تربیتی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تنبیه علاوه بر اینکه اثر مثبت تربیتی ندارد، صدمه زدن به دیگران را توجیه می‌کند. وقتی که کودکان تنبیه می‌شوند، تنها چیزی که می‌آموزند، این است که در بعضی موقعیت‌ها صدمه زدن به دیگران جایز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ایجاد پرخاشگری&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تنبیه، شخص تنبیه شده را نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگر می‌کند خود این رفتار نیز موجب بروز مشکلات دیگری می‌گردد چنانکه مشاهده می‌شود افرادی که از سوی مراجع کنترل کننده در جامعه که تنبیه را به عنوان وسیله ی اصلی کنترل به کار می‌برند، افراد بسیار پرخاشگری هستند و مادام که تنبیه یا تهدید تنبیه برای کنترل رفتار آنان به کار می‌رود، هم‌چنان پرخاشگر باقی خواهند ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;عدم اصلاح پاسخ فرد به عوامل بیرونی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تنبیه، اغلب یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر می‌سازد و به صورت غیرمستقیم به فرد عمل نامطلوب دیگری می‌آموزد مثلاً کودکی که به دلیل ریخت وپاش کردن اسباب‌بازی‌هایش تنبیه می‌شود، کودکی بهانه گیر‌ و گریه کن بار می‌آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افراد به‌طور غریزی به کسی که رفتارشان آنها را می‌آزارد، حمله می‌کنند، شاید نه به صورت فیزیکی، بلکه با انتقاد، عدم تأیید، سرزنش یا تمسخر بنابراین تنبیه تنها به صورت جسمی و فیزیکی نیست بلکه به صورت زبانی و روحی هم ممکن است نمایان گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی که والدین فرزند خود را به دلیل این که به کودکی کوچک‌تر کمک کرده، تشویق می‌کنند، یا به دلیل اینکه نمره ی 20 گرفته به او مقداری پول می‌دهند، در واقع تقویت‌کننده ی مثبت را به کار برده‌اند، تقویت‌کننده‌ها ممکن است شامل موارد اجتماعی (مانند: تشویق، محبت و ...) یا غیراجتماعی (مانند: چیزهای ملموس، امتیازات خاص و...) باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته قابل ذکر است که معمولاً والدین به طور غیرعمدی رفتار کودک خود را تقویت می‌کنند. هر گاه والدین تسلیم گریه‌ها یا خواسته‌های غیرمنطقی کودک شوند، نه تنها رفتار خلاف کودک را از بین نبرده‌اند بلکه همان رفتاری که قصد از میان بردنش را داشتند، تقویت کرده‌اند. بنابراین ما می‌توانیم به جای تنبیه از تقویت‌کننده‌های مثبت و منفی استفاده کنیم و کودکمان را به رفتار درست وا دار نماییم، هر چند این روش در آغاز وقت‌گیر به نظر می‌رسد، ولی زمانی که چندین بار در مقابل رفتار ناخوشایند کودک مقاومت شود، آنان یاد خواهند گرفت رفتارهایی را که والدین یا مربی به آن بی‌توجه هستند، سریع ترک کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تقلید از روش تنبیهی والدین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;کودکانی که به هر نحوی مورد تنبیه بدنی یا کلامی والدین قرار می‌گیرند در آینده ی بسیار نزدیک امکان دارد همان روش‌ها را برای تربیت کودکان خود به کار ببرند بدین ترتیب بدرفتاری با کودکان از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد.&lt;br /&gt;پرهیز و دوری کودک از تنبیه کننده‌اش:&lt;br /&gt;این امر نیز یک اصل در روانشناسی است. انسان از کسی که او را مورد اعتراض یا آزار قرار می‌دهد همواره روگردان خواهد بود و در صورت ادامه ، تنفر و گریز بوجود می‌آید عواقبی مانند فرار از خانه یا مدرسه هم می‌تواند از نتایج این امر باشد.&lt;br /&gt;تخریب شخصیت کودک: همان‌گونه که تنبیه بدنی عواقب جسمی در پی دارد تنبیه‌های کلامی و روحی باعث از هم پاشیدن شخصیت کودک شده رفتارهای پرخاشگرانه، عدم تشخیص صحیح از غیرصحیح، پناه بردن به دروغ و... را منجر می‌گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امام علی(ع) نیز تنبیه غیربدنی را در مواقعی لازم دانسته‌اند و در جواب مردی که از فرزند خود به حضرت شکایت می‌کرد، فرمودند: فرزندت را نزن و برای ادب کردنش از او قهر کن، ولی مواظب باش قهرت طول نکشد و هر چه زودتر با او آشتی کن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روش تربیتی اسلام محبت، رحمت، احترام، عفو و بخشش همیشه مطلوب است و تندی و عتاب و خطاب و غضب نسبت به کودک نه تنها مطلوب نیست بلکه نهی هم شده است. شاهد این مدعا این است که در سیره معصومین(ع) مشاهده نشده است که آنها فرزندان خود را و یا کودکان دیگری را تنبیه کرده باشند. بطور کلی می‌توان نتیجه گرفت که هنگام تربیت کودکان هر گونه تشویق مثبت و منفی را باید کنار بگذارید البته باید توجه داشت که به رفتارهای خوب کودک باید بها داد و آنها را تشویق نمود در صورتی که والدین و مربیان به صورت ناخودآگاه فقط در برابر رفتارهای منفی واکنش نشان می‌دهند. سپس نسبت به اخراج یا تنبیه موقت اقدام نمایید البته این کار باید با شرایط زیر انجام گیرد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اخراج موقت&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;موثرترین روش در این مواقع اخراج یا تبعید موقت است. اخراج 5 دقیقه‌ای باید بدون هیچ‌گونه ملامت، سرزنش، دعوا و... و فقط با ترک صحنه و بی‌اعتنایی انجام گیرد در غیر این صورت اگر همراه با ملامت باشد اثر گذار نخواهد بود. هنگام به کار بردن این روش باید کاملاً آرامش و خونسردی و سرعت عمل را حفظ کرد و دانست که هدف اصلی جدا کردن کودک و قطع رفتار نامطلوب است. بعد از 5دقیقه نیز باید کودک را بدون هیچ‌گونه توضیح و تفسیری صدا کنید و از گفتن این عبارت بپرهیزید:« حالا می‌تونی از اتاق خارج بشی» و یا «حالا اجازه داری با برادرت بازی کنی» نگویید که چه کاری می‌تواند انجام دهد یا انجام ندهد. خیلی ساده فقط بگویید که 5دقیقه تمام شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روش اخراج موقت به خاطر انعطاف‌پذیری فوق‌العاده، در بسیاری از موارد قابل اجراست. مشخص است که اخراج موقت به راحتی و به آسانی در خانه قابل اجراست، اما با کمی ابتکار می‌توانید آن را با شرایط دیگر هم تطبیق دهید؛ مثلا اگر به گردش یا سینما می‌روید و عجله ی چندانی هم ندارید، می‌توانید خودرو را نگه دارید و بچه‌ها را از ماشین بیرون آورید و آنها را 5دقیقه در محل‌های جداگانه قرار دهید. مطمئن باشید اگر بچه‌ها برای رسیدن به مهمانی و ... عجله داشته باشند این موثرترین تنبیه برای آنهاست تا دوباره مرتکب اشتباه نشوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چند جمله باید گفت زمان و نحوه ی استفاه از تمام روش‌های تربیتی تابع ابتکار، قوه ی تشخیص و شناخت والدین و مربیان از اوضاع محیطی و شرایط روحی و روانی بچه‌ها است و والدین و مربیان باید در تشخیص روش درست به بچه‌ها کمک کنند. تشخیص این که چه کاری درست و چه کاری نادرست است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده:مدیراعظم میثاقی‌نژاد&lt;br /&gt;کارشناس آموزش و پرورش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-2273383142103778533?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/2273383142103778533/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=2273383142103778533&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2273383142103778533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/2273383142103778533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_12.html' title='تنبیه بدنی؛ هرگز'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-6983208234204942569</id><published>2009-08-10T13:20:00.002+03:00</published><updated>2009-08-10T13:22:06.822+03:00</updated><title type='text'>تا چه حد سخت گیر باشیم؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اکثر ما به جایی رسیده ایم که در جدالی بین خواسته های ما و فرزندمان، آنها پیروز شده اند؛ بااین حال هنوز بسیاری از ما، مهارت های کنترل مناسب این شرایط را یاد نگرفته ایم. شکی نیست که منطقی بودن با کودک لجباز کار سختی است و گاهی اوقات صبر شما به پایان می رسد، اما راه های مؤثری برای حل مشکل لجبازی بچه ها وجود دارد تا خانه شما را از یک منطقه جنگی به بهشتی آرام تبدیل کند. آگاه باشید که اجرای این راهکارهای از اوان کودکی نتایجی کارآمد تر به همراه خواهد داشت. لذا بهتر است پیش از بچه دار شدن یبا همسرتان در مورد اهدافتان از روش های تربیتی صحبت کنید.&lt;br /&gt;آگاهی از لجبازی کودکان&lt;br /&gt;لجبازی در کودک کاملاً طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیش روی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.&lt;br /&gt;راه حل چیست؟&lt;br /&gt;نظم مؤثر، بهترین راه پیشگیری و همکاری با کودک لجباز است.&lt;br /&gt;قانون اول: در رفتار با کودک باید ثابت قدم بود. یعنی این که شما و همسرتان باید از قبل، در مورد این که فرزندتان مجاز به انجام چه کارهایی است و چه کارهایی را نباید انجام دهد، هماهنگ باشید. و نیز باید بدانید، در صورتی که فرزندتان ازحد خود تجاوز کرد چگونه با او برخورد کنید که در این مورد نیز نیاز به هماهنگی قبلی دارد.&lt;br /&gt;وقتی کودک کار خطایی انجام می دهد نباید یکی از شما کودک را دعوا کند و دیگری از او حمایت کند. همچنین نباید در مورد یک عمل کودک یک روز بی توجه باشید ولی روز دیگر به خاطر همان کار او را دعوا کنید. نتیجه آنکه روش شما باید مداوم ، مشابه، و هماهنگ باشد.&lt;br /&gt;قانون دوم: وقتی کودکی لجبازی می کند، آرام اما محکم و ثابت قدم باشید. اگر این دو قانون را درست اجرا کنید، حد و حدود خود را درک می کند. داشتن برنامه ریزی روزانه برای کودک باعث می شود تا شرایطی که باعث تنش شده کم شود و کودک بفهمد که شما چه توقعاتی از او دارید. مثلاً بهتر است که برنامه غذا، ساعت خواب و دیگر مسائلی که برای شما اهمیت دارد از قبل مشخص شود تا کودک بداند که شما چه توقعی از او دارید. البته همان گونه که بچه ها موظف هستند که بدون سؤال، برنامه مورد نظر شما را اجرا کنند، شما نیز باید وقتی برای کارهای مورد علاقه کودک در نظر بگیرید. باید بدانید که کودکان دارای نظرات خاص خود هستند و می توانند برای خود تصمیم بگیرند. این مسئله بخش مهمی از شکل گیری شخصیت کودک را شامل می شود. حتی گاهی اوقات زمانی را با در نظر گرفتن نظر او و مشورت با او برای انجام فعالیت تنظیم کنید .پس این شما هستید که مسائل قابل بحث و غیر قابل بحث را مشخص کنید.&lt;br /&gt;تا چه حد سخت گیر باشیم؟&lt;br /&gt;والدین نباید در مورد تنبیه کودکشان خیلی سهل انگار یا خیلی خشن عمل کنند. هر دو عملکرد نتایج ناخوشایندی خواهد داشت. اگر کودکی بدون آنکه فرصت کافی برای تصمیم گیری داشته باشد، جواب منفی بشنود هرگز قادر نخواهد بود که برای خود تصمیم بگیرد یا نظر بدهد. بهترین راه برای مهار کودکی که بر سر مسئله ای پافشاری می کند، اجرای سه راه حل زیر است:&lt;br /&gt;• اول: آرام اما محکم و قاطع به فرزندتان بگویید که به رفتارش خاتمه دهد و دوست ندارید که این کار تکرار شود چون به هیچ وجه آن را نمی پذیرند.&lt;br /&gt;• دوم: اگر از کار خود دست برنداشت به کودکتان بگویید اگر به کارش ادامه دهد، تنبیه خواهد شد. اخطار و آگاهی دادن از مراحل مهمی به شمار می رود.&lt;br /&gt;•سوم: در آخرین مرحله اگر کودک به خواسته شما عمل نکرد باید تنبیه شود. اما بهتره در مورد چگونگی &lt;a href="http://www.tebyan.net/social/house_family/child/childsupbringing/2008/12/8/79952.html"&gt;تنبیه &lt;/a&gt;هم اطلاعاتی کسب کنید که خود جای بحث دارد.&lt;br /&gt;کنترل همیشگی از سوی والدین شخصیت کودک را ضعیف می کند. از سوی دیگر اگر کودک به حال خود رها شود یا به ندرت از سوی والدینش راهنمایی شود و همیشه راه خودش را برود نتیجه آن کودکی خواهد بود غیر قابل کنترل، که حرف والدینش هیچ تأثیری بر او ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تهیه کننده: کهتری&lt;br /&gt;منبع: شناخت رفتار کودکان،ترجمه مریم محنتی، با تغییر&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-6983208234204942569?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/6983208234204942569/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=6983208234204942569&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6983208234204942569'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6983208234204942569'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_10.html' title='تا چه حد سخت گیر باشیم؟'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-4935970508971227259</id><published>2009-08-09T00:08:00.001+03:00</published><updated>2009-08-09T00:10:03.981+03:00</updated><title type='text'>دموکرات باشیم یا دیکتاتور؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;دموکرات باشیم یا دیکتاتور؟&lt;/strong&gt; در پاسخ به این سئوال باید بگوییم ، حقیقت آن است که در روش های تربیتی نه دموکراسی قابل قبول است و نه دیکتاتوری. بلکه شیوه های والدین باید مقتدرانه و قاطع همراه با نظر سنجی و انتقاد پذیری باشد . شیوه ای که در آن علاوه بر دارا بودن هماهنگی و مشخص بودن برنامه ها از فرزندان نیز در امور مختلف نظر خواهی شده و به نیاز های آنها نیز توجه می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه پدر و مادرها در تربیت فرزندانشان دوست دارند موفق ترین روش را پیاده کنند. تا هم به موقع انتظارات پدر و مادر را برآورده کنند و حرف شنوی داشته باشند و هم در سنین بالاتر افرادی خودکفا، توانا و با اعتماد به نفس باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما بهترین شیوه تربیتی کدام است و پدر و مادر در این شیوه چگونه باید عمل کنند. عده ای &lt;a href="http://www.tebyan.net/social/house_family/child/childsupbringing/2009/1/18/83393.html"&gt;سخت گیر&lt;/a&gt; و قاطع هستند و عده ای بسیار مسامحه گر و منعطف. خوب است، اگر بدانید روانشناسان معتقدند موفق ترین شیوه فرزند پروری روش مقتدرانه است.&lt;br /&gt;والدین مقتدر در خواست های معقولی دارند و بر تبعیت کودک بر این خواسته ها اصرار دارند اما در عین حال آنها صمیمیت و محبت نشان می دهند. صمیمانه به نقطه نظرات فرزندان گوش می دهند و در تصمیم گیری خانوادگی، مشارکت را ترغیب می کنند.&lt;br /&gt;والدین مقتدر در خواست های معقولی دارند و بر تبعیت کودک بر این خواسته ها اصرار دارند اما در عین حال آنها صمیمیت و محبت نشان می دهند. صمیمانه به نقطه نظرات فرزندان گوش می دهند و در تصمیم گیری خانوادگی، مشارکت را ترغیب می کنند. فرزندان آنها هم اعتماد به نفس خوبی دارند، شاد و سرحالند، در رویارویی با تکالیف جدید دارای قدرت سازگاری و مسأله گشایی هستند و بسیار یاری گرانه عمل می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا تربیت مقتدرانه این قدر موثر است؟ چون کنترل های اعمال شده منصفانه و معقول است و توهین و تحقیر را به همراه ندارد. ضمن آنکه این انتظارات با توانایی فرزندان تطابق داشته و احساس شایستگی را در آنان به وجود می آورد. انتظارات جدی اما مناسب که با توضیحات همراه است. به کودکان کمک می کند تا رفتارهای خویش را در برابر معیارهای معقول ارزیابی کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نتیجه عزت نفس بالا در این کودکان به انتساب های تسلط گرا منجر خواهد شد. به این منظور که در این نوع کنترل افراد موفقیت های بالا را از توانایی خود می دانند و معتقدند با تلاش جدی می توان آن را تقویت کرد. و شکست ها را دارای علل قابل کنترل مثل تلاش ناکافی و دشواری امتحان که امکان تغییر در آن وجود دارد نسبت می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالی که در شیوه های تربیتی از نوع دیگر، عده ای از کودکان وجود دارند که دچار درماندگی آموخته شده هستند. آنها شکست خود را به توانایی نسبت داده و در مواقع موفقیت عواملی مثل شانس را عامل می دانند. در حالی که میزان توانایی و تلاش را ثابت می دانند، در مواقع چالش برانگیز فکر می کنند شرایط از کنترل آنها خارج است. احساس حقارت نموده و ناامید می شوند.&lt;br /&gt;کودکان را ترغیب کنید به اینکه باور کنند می توانند با تلاش بیشتر بر شکست چیره شوند.&lt;br /&gt;کودکان درمانده والدینی دارند با معیارهای رفتاری بسیار عالی و انتظارات دقیق و گاه خارج از توان فرزند. که هیچ تشویقی را برای افزایش تلاش جدی و به کارگیری توانایی به کودکان خود ارائه نمی دهند و به آنان القاء می کنند که «تو نمی توانی، بهتره کنار بگذاری»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدانید: کودکان را ترغیب کنید به اینکه باور کنند می توانند با تلاش بیشتر بر شکست چیره شوند. دشواری تکالیف و وظایف را در حدی تنظیم کنید که گاه شکست را تجربه کنند اما با تشویق و ارائه جملات "می توانی، جدی تر تلاش کن و..." توانایی خود را باور نموده و سپس با کسب موفقیت مشوق های قوی دریافت کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تبیان- فهیمه کهتری&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-4935970508971227259?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/4935970508971227259/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=4935970508971227259&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4935970508971227259'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4935970508971227259'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_09.html' title='دموکرات باشیم یا دیکتاتور؟'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-3008939739944308364</id><published>2009-08-08T11:25:00.006+03:00</published><updated>2009-08-08T12:01:54.240+03:00</updated><title type='text'>چند مهارت حل اختلاف خانوادگي</title><content type='html'>&lt;div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sn09T7jUrqI/AAAAAAAAAII/1F1qPq9h3nc/s1600-h/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81+%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;نويسنده:حميدالله شريفي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باوجود همدلي، همفكري، يگانگي و فضاي مهر و محبت در خانواده، گاهي اختلاف میان دو نفر كه باهم زندگی می کنند امر خيلي غير عادي نيست چون طرز فکر افراد در برخي موارد باهم متفاوت خواهد بود. براي نزديك نمودن سطح ديدگاه برخي مهارت هاي ساده وجود دارد كه توجه به آنها مي&amp;shy;تواند گل&amp;shy;هاي گلستان زندگي هميشه شكوفا باشد و رنگ كدورت&amp;shy;ها از سفره زندگي قشنگ زوج&amp;shy;ها براي هميشه از بين برود. اين روشها عبارتند از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مهارت شناخت همسر&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sn094MYepoI/AAAAAAAAAIQ/eMXj6c7N4mM/s1600-h/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 198px; FLOAT: left; HEIGHT: 156px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5367514366501365378" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sn094MYepoI/AAAAAAAAAIQ/eMXj6c7N4mM/s320/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;به دليل ويژگيهاي خاص دوره جواني،‌ از جمله جاذبه هاي طبيعي، نياز داشتن به همديگر، و ارضاي غرايز جنسي، عاطفي و هيجاني؛ پيوند عاشقانه بين دختر و پسر به آساني شكل مي&amp;shy;گيرد، عشق سبب مي&amp;shy;شود كه زوجين ايثارگرانه نسبت به همديگر قدم به پيش بگذارد.اما نكته مهم اين است كه كوتاه كردن مسير شكل گيري عشق و سرعت شكل گيري آن، موجب مي&amp;shy;شود كه برخي مسائل مهم ناديده گرفته شود به همين دليل در جامعه شاهد اختلافات عاشقاني هستيم كه تا ديروز براي همديگر فدا مي&amp;shy;شدند و امروز سايه همديگر را با تير خلاص مي&amp;shy;زنند، و بدين ترتيب خانواده نوپا را تا مرز خطر از هم&amp;shy;پاشيدگي سوق مي&amp;shy;دهند، بدين جهت دقت كنيم كه پيش از انتخاب نمودن و عاشق شدن، گزينه مورد نظر را خوب بشناسيم بعد تيك مثبت بزنيم، اگر گزينه مورد نظر ويژگيهاي چون هم شأن بودن، اصالت خانوادگي،‌ تدين و تعهد اخلاقي، مسئوليت پذيري، و بلوغ عقلي، اجتماعي و شناختي را ندارد گزينش نكنيم. بنابر اين براي اينكه در مراحل بعدي دچار اختلاف شديد نشويم ضروري است درانتخاب شريك زندگي دقت نماييم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مهارت هاي ارتباطي را بياموزيم. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;چگونه با همسر و فرزندان خود ارتباط برقرار می‌کنیم؟ به لحن صدا ، نوع کلمات و رفتار خودمان در موقع برقراری ارتباط با آنها دقت کرده‌ایم؟ حرف مثبت، سخن زيبا،‌ ديدن ويژگيهاي خوب همسر و توصيف آنان در شكل گيري شخصيت و اعتماد به نفس خانواده و استحكام آن بسيار مؤثر است. شايد برخي از ما عادت كرده است كه در برابر صفات و رفتارهاي عالي ديگران با حالت بي اعتنايي و يا سكوت، ناديده مي انگاريم در حالي توجه نداريم كه بي توجهي به خوبي&amp;shy;ها اولا سبب كم ارزش دانستن آن تلقي خواهد شد و ثانيا موجب خودپنداره منفي در افراد مي&amp;shy;شود. در حالت عادي مي توانيم به جاي ديدن ضعف&amp;shy;ها، قوت&amp;shy;ها و توانايي&amp;shy;ها را ببينيم. و در زماني ناراحت و عصباني هستيم با آرامش سخن گفتن، و كلمات را سنجيده بيان كردن، هرچند سخت است اما براي زندگي بهتر به اين دو مهارت نياز داريم. و با تمرين قابل اعمال است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مهارت احترام گذاشتن به همديگر&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;مچ شدن خودماني بودن به معناي توجه نكردن به حرمت و شخصيت نيست بلكه به معناي احترام كردن متقابل به همديگر است. در سايه زندگي مشترك، شناخت عميق تري پيدا مي&amp;shy;كنيم و نوع نگاه صميمانه تري نسبت به همسر و فرزندان شكل مي&amp;shy;گيرد. در اين موقعيت&amp;shy;ها با حفظ احترام متقابل مهارتي را به كار مي&amp;shy;گيريم كه در مسير حل مشكلات كمك خواهد نمود. احترام گذاشتن به افراد خانواده در واقع مخالف تحقير نمودن و توهين كردن است، توهين و تحقير كردن بدترين سمي است كه ستون فقرات استحكام خانواده را شكننده مي&amp;shy;كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مهارت مسئولیت&amp;shy; پذیري &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;چقدر به مسئوليت&amp;shy;هاي مان به عنوان همسر، پدر، مادر آگاهي داريم؟ آيا مسئوليت يك پدر تنها تأمين نيازهاي جسمي فرزندان است؟ آيا مسئوليت همسر تنها تهيه وسائل آسايش بدني خانواده است؟ آيا وظيفه مادر تنها مراقبت، نگهداري و تغذيه اطفال است؟ به نظر مي&amp;shy;رسد بطور كلي علاوه بر اينكه تأمين نيازهاي جسماني خانواده، وظيفه زوجين است، تربيت كودكان،‌ تأمين نيازهاي رواني، عاطفي،‌شناختي، اجتماعي، هنري، اخلاقي، و ديني هم از وظايف خانواده است.بنابر اين به میزانی که در زندگی مشترک از مسولیتهای خود شانه خالی می‌کنیم فاصله&amp;shy;ها بيشتر مي&amp;shy;شود و اختلافات بین فردی افزوده مي&amp;shy;گردد.&lt;br /&gt;رو راست بودن&lt;br /&gt;تطبيق گفتار و كردار،‌ و همخواني انديشه و عمل در ضمن اينكه نشان دهنده صداقت فرد يكرنگي فرد را نشان مي&amp;shy;دهد زندگي را پايدار مي&amp;shy;كند،‌ اعتماد افراد را نسبت به همديگر افزايش مي&amp;shy;دهد، مجالي بروز دروغگويي را از بين مي&amp;shy;برد و در نهايت بی‌اعتمادی ، سوءظن دو رويي و نفاق از و اختلاف از درون خانه زدوده خواهد شد.&lt;br /&gt;فكر قهر كردن را از خود دور كنيم&lt;br /&gt;ضرب المثل است كه تا تلخي نباشد قدر شيريني را نمي&amp;shy;دانيم اما سعی کنیم تلخي قهر را نچشيم،چون اولين دلگيري و قهر در زندگي،‌ مسلما شروع قهر است اما تضميني وجود ندارد كه آخرين قهر هم باشد. قهر کردن به معناي قطع ارتباط موقتي است اما هيچ پشتوانه منطقي وجود ندارد كه اين قطع ارتباط، «موقتي باشد»، مي&amp;shy;گويند كوه از اولين سنگ ريزه ها تشكيل مي&amp;shy;شود، بنابر اين سزاوار نيست كه با قهر كردن اولين ريزه سنگ تخريب را به شيشه همدلي بزنيم. به جاي قهركردن تلاش كنيم راهی برای استحكام ارتباط پيدا كنيم.&lt;br /&gt;پس با انتخاب شريك زندگي مناسب، داشتن مهارت ارتباطي، احترام گذاشتن به همديگر، مسئوليت پذيري، صداقت داشتن، و قهرنكردن مي توانيم زندگي آرام،‌ بانشاط و شادابي را در خانه تجربه كنيم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;برگرفته از وبلاک روانشاسی&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-3008939739944308364?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/3008939739944308364/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=3008939739944308364&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/3008939739944308364'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/3008939739944308364'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_08.html' title='چند مهارت حل اختلاف خانوادگي'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sn094MYepoI/AAAAAAAAAIQ/eMXj6c7N4mM/s72-c/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-4133119739780457322</id><published>2009-08-06T04:08:00.002+03:00</published><updated>2009-08-06T04:16:13.008+03:00</updated><title type='text'>ده رفتار مناسب به جای تنبیه بدنی</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Snouxr2cSuI/AAAAAAAAAIA/_szppDwZCEc/s1600-h/Untitled-1_31.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 182px; FLOAT: left; HEIGHT: 212px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5366653337084906210" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Snouxr2cSuI/AAAAAAAAAIA/_szppDwZCEc/s320/Untitled-1_31.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;ده رفتار مناسب به جای تنبیه بدنی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;بعضی از والدین آخرین راه چاره را در &lt;a href="http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=140"&gt;تربیت فرزندان&lt;/a&gt; ، تنبیه بدنی می دانند؛ اما همواره به جای تنبیه و اعمال خشونت راه بهتری هم می توان پیدا كرد. چون تنبیه بدنی عوارض متعددی در رفتار و روحیه فرزند شما به جای خواهد گذاشت. حتی اگر بسیار به ندرت كودك خود را تنبیه می كنید، حتماً این مطلب را مطالعه كنید...&lt;br /&gt;بسیاری از والدین عمداً دست به تنبیه بدنی نمی زنند. معمولاً هنگامی این رفتار از بزرگترها سر می زند كه كنترل خود را از دست بدهند یا احساس ناامیدی كنند.&lt;br /&gt;ممكن است بابا به خاطر این كه سه بار از كودك خواسته تلویزیون را خاموش كند و او توجهی نكرده عصبانی شود و كتكش بزند. یا وقتی پسر كوچولوی چهار ساله به وسط خیابان می دود شاید مامان او را بزند تا حواسش بیشتر جمع باشد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;همه پدر و مادرها می دانند كه گوش نكردن كودك به حرف آنها چقدر ناراحت كننده است؛ نگرانی و دلهره از به خطر افتادن سلامت بچه هم به همین صورت. مادری كه گفتیم، از این كه پسرش دوباره به وسط خیابان بدود و مثل این دفعه شانس نیاورد! خیلی نگران است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اكثر والدین حداقل یك بار فرزندشان را تنبیه بدنی كرده اند یا احساس كرده اند او یك كتك مفصل لازم دارد. اما به راستی چرا این تعداد از پدر و مادرها از تنبیه بدنی استفاده می كنند؟ شاید بگویید: چون مؤثر است. ولی واقعیت این است كه اگر تنبیه بدنی مؤثر باشد فقط و فقط در كوتاه مدت تأثیرگذار است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;مادر سمیرا كوچولو گهگاه او را تنبیه بدنی می كند، ولی آن سوی ماجرا اینست که ، مربی او در &lt;a href="http://www.tebyan.net/social/house_family/child/childsupbringing/2005/6/12/11563.html"&gt;مهدكودك&lt;/a&gt; مرتب باید مراقبش باشد تا بچه های دیگر را آزار ندهد!&lt;br /&gt;در سال 2002 یك تحقیق وسیع در مورد آثار و عوارض تنبیه به عمل آمد. خانم «الیزابت تامسون» از مركز ملی كودكان فقیر در دانشگاه كلمبیا، اطلاعات گردآوری شده طی 62 سال را مورد بررسی قرار داد و دریافت كه: هر قدر كودك بیشتر تنبیه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بیشتر می شود. ضمناً چنین كودكی بیشتر رفتارهای نادرستی مثل &lt;a href="http://www.tebyan.net/social/house_family/child/behaviouraldisorder/2004/10/10/8732.html"&gt;دروغگویی&lt;/a&gt; ، حقه بازی و آزار و اذیت دیگران را از خود نشان خواهد داد. كودكانی كه با تنبیه بزرگ شده اند كمتر درست و نادرست را از هم تشخیص می دهند، و در غیاب والدین خود بیشتر از سایر بچه ها رفتارهای نادرست و بی ادبانه انجام می دهند.&lt;br /&gt;یكی از مادران كه معمولاً فرزندش را تنبیه بدنی می كند می گوید: «بچه من موقعی رفتارش درست است كه او را تنبیه می كنم. اما راستش، نمی دانم رفتار درست او به خاطر ترس است یا این كه واقعاً خوب و بد را از هم تشخیص داده است.»&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;پس چه باید كرد؟&lt;/strong&gt; آیا جایگزین مناسبی به جای تنبیه بدنی وجود دارد؟ رفتارهایی كه در ذیل آورده شده با این اعتقاد فهرست شده كه یك كودك سزاوار احترام است، حتی وقتی رفتارش آنگونه كه باید نیست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;سعی كنید در رفتارتان ملایم و مهربان باشید. وقتی تن (TONE) صدایتان عادی و طبیعی باشد كودك بهتر حرفتان را می شنود.&lt;br /&gt;كمی تأمل كنید. یك مكث كوتاه در عكس العمل و اندكی صبر هنگام هیجان، می تواند گره گشا باشد. چه اشكالی دارد كه بگوییم: «الآن برای مواجهه و حل این مسئله خیلی ناراحت هستم و موقعیت مناسب نیست. بعداً در موردش صحبت می كنیم.»&lt;br /&gt;به او بیاموزید. به جای مجازات او به خاطر كار نادرستش، كار درست را به او یاد بدهید. مثلاً بگویید: «وقتی اسباب بازی هایت را در اتاق پذیرایی رها می كنی من این كارت را نمی پسندم. دوست دارم دفعه بعد آنها را در كمد بگذاری.»&lt;br /&gt;مثبت باشید. به جای آنكه بگویید :«چند مرتبه باید به تو بگویم كه دندانهایت را مسواك بزنی؟!» می توانید بگویید : «دندان های قشنگت را مسواك بزن كه همین طور قشنگ بماند. بعد منو خبر كن كه بعد از تو مسواك بزنم.»&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;«توضیح» به جای «تهدید». می توانید با یك توضیح مختصر، علت زشتی رفتار او را روشن كنید تا در ذهنش دلیلی برای تغییر رفتار داشته باشد.&lt;br /&gt;از عصبانیت دوری كنید. به جای تمركز روی اشتباه یا رفتار نادرست كودك، كه شما را برای هیجان و عكس العمل احساسی آماده می كند، از هر یك از موارد خطای فرزندتان به عنوان موقعیت خوبی جهت راهنمایی او و فراگیری استفاده كنید.&lt;br /&gt;انگیزه بدهید. به او با جملات خاصی انگیزه بدهید و صحبت های تشویق كننده داشته باشید.&lt;br /&gt;انعطاف پذیر باشید. وقتی كودك می پرسد: «می تونم این برنامه تلویزیون رو تا آخر ببینم، بعد بریم بیرون؟» منطقی باشید. اگر فرصت دارید، به درخواستش جواب مثبت بدهید. بدین ترتیب كودك رفته رفته با هنر گفتگو و مذاكره آشنا می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;از لجبازی و زورآزمایی بپرهیزید. هیچ كاری مخربتر و بی فایده تر از زور آزمایی با فرزند نیست. او را به همكاری كردن تشویق كنید. مثلاً می توان گفت : «من مشكلی دارم. من دوست دارم تو پیراهن تمیزی بپوشی ولی می بینم كه تو بازهم همون قبلی رو می پوشی. به نظرت چطور می شه این مسئله رو رفع كرد؟». وقتی مشكل را با كودك در میان بگذارید احتمالاً بیشتر علاقه مند می شود كه در حل آن كمك كند و با شما همكاری كند.&lt;br /&gt;زیرك باشید. اگر عملكرد فعلی شما اثر ندارد با زیركی راه دیگری پیدا كنید. تغییر خط مشی شما آسان تر است تا این كه همیشه بخواهید اول او تغییر كند. از خودتان بپرسید: «چه كار دیگری می توانم بكنم تا او را به عكس العمل بهتری ترغیب كند؟»&lt;br /&gt;نكته: در رابطه با مجازات كودك این سه قاعده را به یاد داشته باشید:&lt;br /&gt;- هنگام عصبانیت از مجازات بپرهیزید.&lt;br /&gt;- برای تلافی كردن یا انتقام گرفتن، مجازات نكنید.&lt;br /&gt;- همیشه مجازات شدیدتر، مجازات بهتر نیست.&lt;br /&gt;منبع: اینترنت&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-4133119739780457322?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/4133119739780457322/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=4133119739780457322&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4133119739780457322'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/4133119739780457322'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_06.html' title='ده رفتار مناسب به جای تنبیه بدنی'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Snouxr2cSuI/AAAAAAAAAIA/_szppDwZCEc/s72-c/Untitled-1_31.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7265786996329921022</id><published>2009-08-04T01:11:00.004+03:00</published><updated>2009-08-04T01:23:50.106+03:00</updated><title type='text'>مروری بروضعیت اطفال در افغانستان</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SndjApGmABI/AAAAAAAAAH4/swjBisK6krA/s1600-h/%D8%A7%D8%B7%D9%81%D8%A7%D9%84+%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 194px; FLOAT: left; HEIGHT: 143px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5365866343719895058" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SndjApGmABI/AAAAAAAAAH4/swjBisK6krA/s320/%D8%A7%D8%B7%D9%81%D8%A7%D9%84+%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;مروری بروضعیت اطفال در افغانستان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اطفال در افغانستان از جمله گروپ های آسیب پذیر بوده در جریان جنگ های سه دهه بیشترین صدمه به زنان و اطفال اینکشور وارد گردیده و هنوز هم بعد از جنگ از جمله گروپ آسیب پذیر در افغانستان به شمار میروند. بر اساس احصائیه (57) درصد نفوس در افغانستان را افراد پایینتر از سن (18) سال تشکیل میدهد و همین اکنون بیشترین صدمه در شرایط کنونی به اطفال وارد شده و هم پیامد های سه دهه تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم بالای آنها دارد. وضعیت و موقف اجتماعی این کودکان در افغانستان مختلف بوده (23) نوع آسیب پذیری اطفال اینکشور را تهدید میکند. مسأله جنسیت، موقف اجتماعی، سطح فقر در خانواده ها، سطح پایین سواد والدین، مرگ و میر کودکان، معلولیت و معیوبیت آنها از جمله عوامل تقویه کننده این آسیب پذیری ها میباشد که در ذیل به آن اشاره میکنیم:&lt;br /&gt;- (57) درصد نفوس کشور را افراد پایینتر از سن (18) تشکیل میدهد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;- (60000) طفل تنها در شهر کابل مصروف کار های شاقه هستند. – (65000) طفل معتاد به مواد مخدر بوده که با آمدن مهاجرین از کشور های همسایه و بیکاری به تعداد آن افزوده میشود.&lt;br /&gt;- (200000) طفل در اثر جنگ ها و ماینها معلول و معیوب گردیده اند.&lt;br /&gt;- در حدود (10000) طفل در پرورشگاه های تحت پوشش دولتی و خصوصی به سر می برند در حالیکه بیشتر از (80) درصد آنها یتیم نبوده و به اثر مشکلات اقتصادی به شیوه ها و اشکال مختلف شامل این پرورشگاه ها شده اند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;- در حدود (75000) طفل هنوز هم در قید گروپ های مسلح غیر مسوول قرار دارد. علاوه بر این&lt;br /&gt;اطفال متخلف از قانون&lt;br /&gt;اطفال عودت کننده، مهاجرین و بیجا شدگان داخلی&lt;br /&gt;اطفال کوچی ها&lt;br /&gt;اطفال کارگر&lt;br /&gt;قاچاق اطفال&lt;br /&gt;ختطاف اطفال&lt;br /&gt;استفاده های فزیکی و جنسی&lt;br /&gt;ازدواج های قبل از وقت&lt;br /&gt;و ازدواج های اجباری از جمله مشکلاتی است که اطفال در افغانستان مواجه با آن است&lt;br /&gt;این وضعیت در حالیست که افغانستان در سال (1994) به میثاق بین المللی حقوق اطفال پیوسته است و بر علاوه تعهداتی را بر اساس قانون اساسی کشور در قبال اطفال اعلام نموده است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;ماده (54) قانون اساسی افغانستان در مورد حمایت از اطفال چنین بیان میدارد:&lt;br /&gt;«خانواده رکن اساسی جامعه را تشکیل میدهد و مورد حمایت دولت قرار دارد. دولت به منظور تأمین سلامتی جسمی و روحی خانواده، بالاخص طفل و مادر، تربیت طفل و مادر، تربیت اطفال و برای از بین بردن رسوم مغایر با احکام دین مقدس اسلام تدابیر لازم اتخاذ میکند.» کنوانسیون حقوق طفل یگانه سند بین المللی در راستای تأمین حقوق طفل میباشد که (193) کشور این سند معتبر بین المللی را به رسمیت شناخته و آنرا تائید نموده اند.&lt;br /&gt;اعلامیه جهانی حقوق کودک و پروتوکول های اختیاری (ضمیمه میثاق بین المللی حقوق اطفال)، پروتوکول اختیاری در مورد فروش کودکان، فحشای کودکان و فلم های غیر اخلاقی کودکان و پروتوکول اختیاری در مورد مشارکت کودکان در درگیری های نظامی، متمم کنوانسیون حقوق کودکان سال (2002) از جمله اسناد بین المللی دیگریست که دولت ها را به اتخاذ تدابیر ویژه برای حمایت از اطفال فرا میخواند.&lt;br /&gt;تا هنوز که از تصویب اعلامیه، تعهدات دولت افغانستان و کنوانسیون حقوق طفل (14) سال می گذرد هیچنوع راپور از وضعیت اطفال کشور به کمیته راپور دهی سازمان ملل ارائه نشده است که میتوان عدم ارسال راپور وضعیت اطفال را یکی از عوامل عمده مشکلات اطفال در افغانستان دانست. این در حالیست که کشور های همسایه، منطقه و جهان در سال اول تعهد و پیوستن به کنوانسیون حقوق طفل در هر (5) سال راپور وضعیت اطفال را به سازمان ملل ارائه میکنند و بعد از طریق همین سازمان و سازمان های دیگر موضوعات مربوط به حیات اطفال از طریق دولتها و از طریق ادارات ملل متحد و همچنان از طریق (ان جی او) های بین المللی و نهاد های مدنی و مستقل مورد توجه قرار میگیرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در افغانستان اطفال در (5) سال گذشته بعد از جنگ های دراز مدت شاهد پیشرفت ها و تغییراتی در زندگی شان بوده اند اما این تغییرات در قدم اول همه شمول نبوده و در قدم دوم با توجه به مشکلات و نیازمندی های اطفال قابل لمس و اندازه گیری نمیباشد. به صورت عموم افغانستان یک کشور سنتی است و پیروی از عنعنات و رسم و رواج های متعدد در بسیاری حالات اطفال را در معرض آسیب پذیری بیشتر قرار میدهد.&lt;br /&gt;در شهر ها با اینکه اطفال از فرصت های بیشتر برای دسترسی به تعلیم و تربیه و صحت برخوردار اند و فامیل ها بیشتر ترجیح میدهند تا اطفال شان درس بخوانند، با توجه به کثرت نفوس، عدم دسترسی به اشتغال و تأمینات اجتماعی، مهاجرت های دوامدار و گسترده از دهات به سوی شهر ها؛ اطفال بازهم بیشتر از بزرگسالان آسیب پذیر میگردند. تعداد مکاتب و سهولت های تعلیمی متناسب به نیازمندی نبوده، شمار اطفال کارگر و اطفال گدا روبه افزایش است. اطفال فرصت کمی برای تفریح و سر گرمی دارند. رقم بالای بیسوادی به خصوص در میان مادران باعث گردیده است که اکثر والدین تصویر روشن از روش های تربیت و پرورش اطفال نداشته باشند، بر علاوه خشونت در برابر زنان در خانواده ها نیز در حال رشد است که این دو عامل اخیر به گسترش خشونت در برابر اطفال کمک نموده است و اطفال در نتیجه محیط خانه، مکتب و اجتماع به خشونت مواجه اند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;با وجود این همه دشواری ها و اندک امکانات و پیشرفت ها هنوز هم در حدود (300) مکتب بروی اطفال به اثر تهدیدات مخالفین دولت یا بسته گردیده است و یا به آتش کشیده شده اند که در حدود (250) هزار طفل واجد شرایط از حق تعلیم و تربیه محروم ساخته شده اند. مراجع مطمئین برای دسترسی به ارقام وجود ندارند، تعیین فیصدی نفوس اطفال، سن اطفال و سایر مواردی که نیاز به ارقام دارد معمولاً به شکل تخمینی ارائه میگردد. اطفال نیازمند به مراقبتهای ویژه مانند اطفال معیوب کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و معمولاً برنامه ریزی ها و پلان های ملی و محلی نیازمندی های ویژه این دسته از اطفال را مورد توجه جدی قرار داده است. با وجودیکه ستراتیژی ملی اطفال دارای معلولیت از طرف کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به وزارت محترم کار و امور اجتماعی تهیه و ارسال گردیده هنوز هم اطفال دارای معلولیت از مشکلات چون خشونت ها، توهین و تحقیر، عدم دسترسی تعلیمات همه شمول حتی مورد خشونت نه تنها اطفال بلکه بزرگسالان قرار میگیرد.&lt;br /&gt;دولت بمنظور:«به همین شکل در ماده (53) قانون اساسی کشور چنین ذکر گردیده است: تنظیم خدمات طبی و مساعدت های مالی برای بازماندگان شهداء و مفقودین و برای بازتوان معلولین و معیوبین و سهمگیری فعال آنها در جامعه مطابق احکام قانون تدابیر بازم اتخاذ مینماید دولت حقوق متقاعدین را تضمین نموده و برای کهن سالان، زنان بی سرپرست، معیوبین و معلولین و ایتام بی بضاعت مطابق احکام قانون کمک لازم به عمل می آورد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در قانون اساسی کشور بطور مشخص روی مسأله کار اطفال بصورت تحمیل کار اجباری ممنوع است، سهمگیری فعال:«صریح در ماده (94) قانون اساسی ذکر گردیده است: در حالات جنگ، آفات و سایر حالاتی که حیات و آسایش عامه را تهدید کند، از وجایب ملی هر افغان میباشد. تحمیل کار بر اطفال جواز ندارد.&lt;br /&gt;با وجودیکه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تلاش دارد تا دولت پروتوکول های سازمان بین المللی کار یا (ILO) را به رسمیت بشناسد و آنرا تطبیق نماید تا باشد که از کار شاقه اطفال و بدترین نوع کارهای در معرض خطر جلوگیری صورت گیرد. هنوز هم (65000) طفل تنها در شهر کابل مصروف دستفروشی، قالین بافی و کارهای شاقه دیگر مصروف هستند که در زمان کارآنها به ساعات کار، سن استخدام و مختل شدن پروسه تعلیم و تربیه آن هیچنوع توجه صورت نگرفته است.&lt;br /&gt;در مورد حق طفل برای دسترسی به تعلیم و تربیه نیز در ماده (34) قانون اساسی تذکر به تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه لیسانس در:«عمل آمده است موسسات تعلیمی دولتی رایگان از طرف دولت تأمین میگردد. دولت مکلف است به منظور تأمین متوازن معارف در تمام افغانستان، تأمین تعلیمات متووسطه اجباری، پروگرام های مؤثر طرح و تطبیق نماید و زمینه تدریس زبانهای مادری را در مناطقی که به آنها تکلم میکنند فراهم نماید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بتأسی از ماده فوق، قانون رسیدگی به تخلفات اطفال از طرف دولت غرض تأمین حقوق آنعده اطفالیکه در تعارض با قانون اند، نافذ ساخته شده است.&lt;br /&gt;ولی وضعیت اطفال در مراکز اصلاح و تربیت قابل تشویش است هنوز هم در بیشترین ولایات اطفال در خانه های شخصی که به کرایه گرفته شده اند به سر می برند در حالیکه مرکز اصلاح منحیث خانه دوم اطفال از امکانات حد اقل معیارهای مرکز اصلاح باید آراسته میبود حتی از راپور های خشونت، لت و کوب و استفاده های فزیکی از این مراکز گزارش داده شده است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بر علاوه در این اواخر ستراتیژی اطفال در معرض خطر از طرف وزارت کار و امور اجتماعی و شهدا و معلولین ترتیب و از طرف دولت تصویب گردیده است که میتواند از جمله اسناد ملی در راستای تأمین و حمایت از حقوق اطفال محسوب گردد.&lt;br /&gt;پیشنهادات:&lt;br /&gt;دولت ها مکلف اند تا در اعاده حقوق اطفال در جامعه باید به نکات ذیل توجه بیشتر مبذول دارد:&lt;br /&gt;–بوجود آمدن اصلاحات در قوانین برای حمایت، انکشاف و بهبود اطفال.&lt;br /&gt;- تطبیق و تهیه ستراتیژی ها، پلانها و برنامه های آگاهی دهی حقوق اطفال.&lt;br /&gt;–توجه بیشتر در رابطه به برنامه های آگاهی دهی از طریق تلویزیون ملی روی مضوعات محو خشونت علیه اطفال، احترام به شخصیت طفل، منع کارهای شاقه برای اطفال، تدویر برنامه ها و پروگرام های مؤثر برای اطفال دارای معلولیت.&lt;br /&gt;-حمایت اطفال قربانی، یتیم و بی سرپرست، معتاد مواد مخدر و اطفال کارگر از طرف دولت.&lt;br /&gt;-رعایت و احترام حقوق طفل در خانواده ها، اجتماع و مکاتب.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;نجیب الله ببرک زی محصل پوهنحی ژورنالیزم پوهنتون کابل &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7265786996329921022?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7265786996329921022/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7265786996329921022&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7265786996329921022'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7265786996329921022'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_5427.html' title='مروری بروضعیت اطفال در افغانستان'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SndjApGmABI/AAAAAAAAAH4/swjBisK6krA/s72-c/%D8%A7%D8%B7%D9%81%D8%A7%D9%84+%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-9219646029606295460</id><published>2009-08-02T03:56:00.009+03:00</published><updated>2009-08-02T04:45:53.712+03:00</updated><title type='text'>شادي، برگ برنده روزهاي سخت زندگي</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SnTmnlTRS3I/AAAAAAAAAHw/RIxoEQSoPc0/s1600-h/%DA%AF%D9%847.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 175px; FLOAT: left; HEIGHT: 191px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5365166623807327090" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SnTmnlTRS3I/AAAAAAAAAHw/RIxoEQSoPc0/s320/%DA%AF%D9%847.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;color:#cc0000;"&gt; &lt;span style="font-size:180%;"&gt;شادي، برگ برنده روزهاي سخت زندگي&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شادي خواستني‌ترين و شيرين‌ترين احساس بشر است.همه درجست‌وجوي آن هستند و كيفيت زندگيشان را براساس ميزان شاديشان مي‌سنجند. بنابراين انگيزه بسياري از رفتارهاي ما شاد شدن است و حتي زماني كه بيمار هستيم يا مشكلي داريم، مي‌خواهيم اين مسائل بر طرف شوند تا زمينه شادي فراهم شود. اما بدانيد كه شاد بودن هميشه آسان نيست، شاد بودن مي‌تواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد. مي‌تواند تمام پافشاري‌ها، انضباط فردي و تصميماتي كه براي خود فراهم آورده‌ايم را مخدوش كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاد بودن يا نبودن تنها در دستان خودتان است. شادي چيزي است كه هر كس بايد آن را درون خود بجويد. شايد مسائل بيروني، اطرافيان، حرف‌ها و شوخي‌هاي افراد خانواده به‌صورت كوتاه مدت در شما شادي ايجاد كند اما اين شادي دوام زيادي ندارد، شادي در قلب وجود دارد.&lt;br /&gt;براي شاد زيستن بايد خود را با محيط تطبيق داد و اهداف مشخصي را دنبال كرد. مسئوليت‌پذيري يكي از عواملي است كه در شادي تاثير‌گذار مي‌باشد. اگر مسئوليت را با رغبت بپذيريد زندگي آنقدرها سخت نخواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بيماري خود و يا اطرافيان‌تان و يا عوامل ديگر را عامل غمگيني‌تان مي‌دانيد، بدانيد كه زندگي انسان‌ها پر از اتفاقات خوب و بد است.&lt;br /&gt;آبراهام لينكلن گفته است اغلب مردم تقريباً به همان اندازه شاد هستند كه انتظارش را دارند؛ در واقع آنچه در زندگي ما رخ مي‌دهد آنقدرها تعيين‌كننده شادي ما نيست بلكه بيشتر نوع واكنش ما به آن رخداد‌هاست كه نقش تعيين كننده‌اي دارد. ممكن است يك فردي كه بيمار است اين طور به بيماري‌اش نگاه كند كه اين پيشامد منجر به كشف قابليت‌هاي تازه وي خواهد شد، فرصت بيشتري براي مطالعه و تفكر عميق دارد، بيشتر قدر سلامتي خود را مي‌داند و مي‌تواند با ژرف‌نگري بيشتري به همه پديده‌ها بنگرد. در مقابل، فرد ديگر واكنش متفاوتي نشان دهد. اشك بريزد، از زمين و زمان گله‌مند باشد و يا خودكشي كند.&lt;br /&gt;بنابراين در برابر يك موقعيت يكسان يكي بدبختي را مي‌بيند و ديگري فرصت‌هاي تازه را.اين خود ما هستيم كه تصميم مي‌گيريم چگونه تحت‌تأثير قرار بگيريم. شاد‌ترين افراد مصايب و سختي‌ها را به منزله تجارب با ارزش قلمداد مي‌كنند و مي‌دانند كه اين آزمايش‌هاي سخت از آنها انسان‌هاي آبديده‌اي خواهد ساخت.&lt;br /&gt;از آن جايي كه انسان افكار و انديشه‌هاي خود را بر مي‌گزيند پس طبيعتاً تعيين‌كننده ميزان شادي خويش است. براي شاد بودن بايد بر افكار شاد تمركز كنيم، اما ما غالباً بر عكس عمل مي‌كنيم. اغلب تعريف‌ها و تمجيد‌ها را ناشنيده مي‌گيريم اما مدت‌ها حرف‌هاي ناخوشايند را در ذهن خود نگه مي‌داريم.&lt;br /&gt;بدانيد لازمه شاد زيستن، جست‌وجوي زيبايي‌ها و خوبي‌هاست. يكي زيبايي منظره را مي‌بيند، ديگري كثيفي پنجره را. اين شما هستيد كه انتخاب مي‌كنيد چه چيز را ببينيد و به چه چيز بينديشيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به‌طور كلي افراد شاد 4خصلت مشترك دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعتماد به نفس 2- توانائي كنترل خود 3- خوشبيني 4- برون‌گرائيمشكلات، آرزوها و مشغوليت‌هاي ذهني هميشه دنبالمان هستند. منتظريم كه به نتيجه برسند و بعد از آن شادي و آرامش دروني را در زندگي به‌دست بياوريم. مثلاً مي‌گوييم اين يكي كه تمام شود ديگر راحت مي‌شوم، به اينكه برسم، ديگر آرامش پيدا خواهم كرد. اين جور خواسته‌ها هستند كه منجر مي‌شوند هيچ وقت به شادي واقعي نرسيم چون كم كم خواسته ديگري خودش را نشان مي‌دهد. اگر به‌راستي دنبال آرامش پايدار هستيم شايد بهتر است ديدگاهمان را طوري تغيير دهيم تا داشتن آرامش با رسيدن به اين چنين خواسته‌هايي پيوند زده نشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نظريه تكامل يافته فرويد هر شخصي ساختار شخصيتش به 3‌بخش تقسيم مي‌شود (كودك، بالغ و والد). البته بخش كودك به معني خردسالي نيست آن قسمت از شخصيت كه به‌دنبال احساسات، عواطف، شادي و خشم است. شادي و خشم ذاتي نه اكتسابي، بخش كودك در شخصيت ما وجود دارد كه شادي‌آفرين است و اصولاً اين امر بستگي به سن ندارد. دقيقاً يك مرد و زن 70 ساله هم با فعال نمودن اين بخش مي‌توانند شاد بودن را احساس كنند. اگر كسي اين بخش از وجودش فعال نباشد، دلمرده و افسرده مي‌شود. پس شادي را بايد در بخش كودك درون خود يافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انواع خنده:1 - خنده ذاتي يا دروني 2-‌خنده مصنوعي يا اكتسابيخنده دروني مربوط به عملكرد شادي كودك درون ما مي‌شود. مگر اينكه بخواهيم لبخند اكتسابي بزنيم. مثلاً درعين ناراحتي مجبور به لبخند زدن باشيم و سعي كنيم خود را شاد نشان دهيم. در حقيقت خنديدن نوعي ابراز هيجان و شادماني است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقش اوقات فراغت در شادي&lt;br /&gt;تفريح تاثير زيادي بر همه جنبه‌هاي سلامتي و به‌خصوص بر عاطفه مثبت و نيز بر سلامت رواني و جسمي و تا اندازه كمتري بر خود شادي دارد. مهم‌ترين فوايد، از ورزش و تمرين و از گروه‌هاي تفريحي دست جمعي حاصل مي‌شود.&lt;br /&gt;ورزش فيزيكي سريع‌ترين راه رسيدن به خلق خوب است و اگر مرتب انجام شود منافع و مزاياي آن بالاتر از رفع افسردگي‌هاي خفيف بوده و طول زندگي را افزايش مي‌دهد. معلوم شده موسيقي روش آسان ديگري است كه به ايجاد خلقيات مثبت منجر مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقش كار، ثروت و مذهب در شادي&lt;br /&gt;اكثر افراد در هنگام اشتغال به كار خوشحال‌ترند و از لحاظ سلامت جسمي و رواني در وضع بهتري قرار دارند. برخي از كارها بيشترين رضايت را ايجاد مي‌كنند.&lt;br /&gt;شأن شغل يكي از عوامل رضايت شغلي به شمار مي‌رود و شامل حقوق، مرتبه، سطح مهارت و شرايط كار. اگر كار شامل تنوع، مهارت، خودمختاري و انجام تكاليف معني‌دار باشد، لذت بخش‌تر است. به‌طور كلي طول عمر افرادي كه به كار ادامه مي‌دهند بيشتر است.ثروت مطمئناً يك مقياس براي شادي نيست و گروه‌هاي اجتماعي و ملت‌هايي كه توسعه يافته هستند، رابطه ضعيفي با شادي دارند. با توجه به اينكه ما پول را براي اموري كه علاقه داريم صرف مي‌كنيم و به خاطر اينكه ما تصور مي‌كنيم پول باعث لذت ما مي‌شود به غلط استنباط مي‌شود كه پول عامل اصلي شادي است.&lt;br /&gt;مذهب آثار مثبتي بر سلامت ذهني، خصوصاً بر سلامت وجودي دارد، اما بر شادكامي كلي، بهداشت جسم و روان نيز اثر دارد.&lt;br /&gt;فعاليت‌هاي مذهبي، هيجانات مثبت قوي ايجاد مي‌كند. مراسم و مناسك مذهبي نيز احساسات جامعه‌پسند توليد مي‌كنند و با حضور ديگران وحدت ايجاد مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طرز تفكر و شاد بودن&lt;br /&gt;ما اگر تفكر مثبت داشته باشيم، مطمئناً مي‌تواند در شادي ما تاثير‌گذار باشد و متقابلاً تفكر منفي نيز شادي را دور مي‌كند ولي به‌نظر مي‌آيد كه بهتر از خوش بين يا بدبين بودن واقع بين بودن است كه در اين صورت مي‌توان عملكردي متعادل و درست داشت.اگر با دقت احوال انسان‌هاي شاد و ناشاد را بررسي كنيم، متوجه مي‌شويم كه اندوه، متاعي شيطاني و شادي هديه الهي است. از ابتداي تمدن بشر غم و اندوه مايه توقف و انزجار و شادي و نشاط عامل تحرك و نظم بوده است.&lt;br /&gt;انسان از اندوه و غم و تاريكي مي‌گريزد و به شادي و نور پناه مي‌برد. شاد زيستن آرزوي ديرينه آدمي است. دنياي بدون غم، خشم و جنگ سرشار از مهرباني و شادي به‌طور كلي صلح، آرزويي است كه در خلقت و نهاد آدمي است.&lt;br /&gt;شادي يك معجزه دروني و گره‌گشاي بسياري از رنج‌هاست. در ميراث كهن ما ايرانيان، شادي، پديده‌اي الهي محسوب مي‌شود. گفته مي‌شود معجزه زرتشت خنديدن وي در بدو تولد بوده است. پارسيان شادي را آفريده خداوند و اندوه را آفريده شيطان مي‌دانستند. مردم ايران باستان حدود 60 روز از سال را جشن مي‌گرفتند و به ستايش مي‌پرداختند.گذشتگان ما براي ارج نهادن به پيدايش انسان جشن بزرگ نوروز را با شكوهي بسيار زياد بر پا مي‌كردند. ايرانيان سعي مي‌كردند به هر بهانه‌اي روزگار را به شادي و شكرگزاري سپري كنند. پيشينه تاريخي كشورمان نشان مي‌دهد كه نشاط در همه ادوار مورد توجه ايرانيان بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازمه شاد بودن چيست؟&lt;br /&gt;لازمه شادي و شاد بودن چيزي نيست جز مثبت انديشي و جست‌وجوي خوبي‌ها و زيبايي‌ها و ايجاد تعادل در زندگي. انسان با نگرش منفي به دنيا چيزي جز روحيه‌اي افسرده، غمگين و حالتي خشمگينانه ندارد و اين نگرش منفي، تخريبگر جامعه است.&lt;br /&gt;همين‌طور كسي كه زندگي متعادلي دارد چه از نظر مالي و چه از نظر رواني، در نهايت مي‌تواند آدم شادي نيز باشد. نبايد فراموش كرد كه رخدادهاي اجتماعي، راه‌حل‌هاي اجتماعي دارد و راهكارهاي جمعي در برخورد با چنين مشكلاتي مي‌تواند بسيار كارساز باشد. به ياد بسپاريم كه پيشگيري كارآمدتر از درمان است.&lt;br /&gt;شادي واقعي آن نوع شادي است كه مكان و زمان در آن تاثيري نداشته باشد مانند ارتباط شادمانه كودكان با يكديگر.&lt;br /&gt;در جامعه غمزده، انرژي افراد صرف برطرف كردن اندوه و ناراحتي شده و ديگر فرصتي براي توليد و توسعه باقي نمي‌ماند. شادي موجب افزايش دلبستگي و علاقه به كشور، فرهنگ، دين و مذهب مي‌شود و انسجام فرهنگي و ملي را افزايش مي‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;درمان از طريق شادي&lt;br /&gt;دربين درمان‌ها روشي به‌نام شادي‌درماني وجود دارد كه مي‌توان آن را درخصوص افراد سالم و بيماران افسرده با استفاده از افزايش رويدادهاي مثبت زندگي به‌كار گرفت.همچنين شناخت درماني مجموعه پيچيده‌اي از تكنيك‌هايي است كه هدف آن تفسير رويدادها به‌طور واقعي و منطقي است، كه در افراد سالم و بيماران مؤثر است و به‌طور ماهرانه‌اي در برنامه‌هاي افزايش شادي به‌كار رفته است.&lt;br /&gt;&lt;a name="more"&gt;&lt;/a&gt;همشهري آنلاين&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-9219646029606295460?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/9219646029606295460/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=9219646029606295460&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/9219646029606295460'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/9219646029606295460'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/08/blog-post_02.html' title='شادي، برگ برنده روزهاي سخت زندگي'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SnTmnlTRS3I/AAAAAAAAAHw/RIxoEQSoPc0/s72-c/%DA%AF%D9%847.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-6543420506158591397</id><published>2009-07-30T13:48:00.009+03:00</published><updated>2009-07-30T14:19:49.633+03:00</updated><title type='text'>بررسي تعليم و تربيت از ديدگاه جان ديوئي</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SnF8Bp5iZAI/AAAAAAAAAGw/UCZR4Dc24_0/s1600-h/%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85+%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 198px; FLOAT: left; HEIGHT: 150px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5364204999043867650" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SnF8Bp5iZAI/AAAAAAAAAGw/UCZR4Dc24_0/s320/%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85+%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000066;"&gt; جان ديوئي محقق و نگارنده: افسانه فكري‌- متخصص تعليم و تربيت‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جان ديويي فيلسوف و مربي بزرگ آمريكايي، در سال 1859 ميلادي در برلينگتون آمريكا، چشم به جهان گشود. شغل پدرش كشاورزي بود كه پس از مدتي آن را رها كرده و به خواربار فروشي روي آورد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي كه فوق‌العاده كمرو و كم‌حرف توصيف شده است، در آغاز جواني و دوره دبيرستان و سال‌هاي نخست دانشگاه، هوشمندي و استعداد قوي از خود نشان نداد، به گونه‌اي كه هنگام تحصيل در دبيرستان، چنان در حد متوسط مي‌نمود، كه احتمال داده نمي‌شد بتواند براي تحصيلات عاليرتبه وارد دانشگاه شود، به هر حال به دانشگاه راه يافت، سال‌هاي آخر تحصيل در دانشگاه، نقطه عطفي در افكار وي بود ونشانه‌هاي خلاقيت فكري و فعاليت فلسفي ازوي بروز كرد.‌وي از شارحان و مفسران بزرگ پراگماتيسم (اصالت عمل) آمريكايي است و دامنه تاليفات وي، از نظر موضوعات گوناگوني كه بدان‌ها انديشيده و به نگارش پرداخته، گسترده و متنوع است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي در تفكر و فلسفه آمريكايي و نيز در تحولات مهم آموزش و پرورش در قرن بيستم، داراي نقش برجسته‌اي بوده است و بسياري از كتابهاي وي به زبانهاي مختلف ترجمه و چاپ شده است. ديويي عاقبت در سال 1902 بعد از 93 سال عمر طولاني و پُربار كه حاصل تفكرات فراوان وي بود درآمريكا ديده از جهان فرو بست.هدف تعليم و تربيت‌از ديدگاه ديويي، هدف تعليم و تربيت، &lt;جامعه دموكراتيك&gt; است و در تعريف آن مي‌گويد: جامعه دموكراتيك، جامعه‌اي است كه از پيدايش اختلافات و تبعيضات طبقاتي، قومي و نژادي جلوگيري مي‌كند. وي مي‌گويد: تعليم و تربيت عبارت است از: بازسازي و سامان‌دهي تجربه كه بر معني‌دار شدن و عمق آن مي‌افزايد و توانايي هدايت جريان تجربه را توسعه مي‌بخشد. ديوئي در كتاب دموكراسي و تعليم و تربيت، چهار ويژگي تعليم و تربيت را ذكر مي‌كند:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;الف-تعليم و تربيت ضرورت زندگي است: ديويي تعليم و تربيت را به عمدي و غيرعمدي تقسيم كرده است، اساس آموزش و پرورش را ارتباط و انتقال فرهنگي و اجتماعي مي‌داند زيرا بدون آموزش و پرورش عمدي و غيرعمدي زندگي ميسر نيست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ب- تعليم و تربيت به مثابه كنش اجتماعي: محيط اجتماعي نقش مهم‌ تربيتي دارد و فراگيري كودك امري انتزاعي و مجرد از مناسبات و روابط اجتماعي و محيط نيست، بلكه در متن همين مناسبات مطالب فراواني را فرا مي‌گيرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ج- تعليم و تربيت به مثابه راهنمايي: به اعتقاد ديويي انگيزه‌ها و كوشش‌هاي مشخص نوآموز را بايد كنترل و هدايت كرد و نقش راستين تعليم وتربيت همين است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;د- تعليم و تربيت به مثابه رشد: ديويي در اين مورد بر اين نكته تاكيد تام مي‌ورزد كه تعليم و تربيت به رشد رساندن است و رشد عميق زندگي است. تا زندگي هست، تعليم و تربيت هم است. با توجه به آنچه گذشت مي‌توان گفت تعليم و تربيت متربي عبارت است از:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فرآيندي اصيل - نه فقط مقدماتي - ميان مربي و مترّبي، ناشي از ضرورت زندگي اجتماعي و مبتني بر رغبت‌هاي دروني و فعلي دانش‌آموز و متربي به منظور بازسازي تجربه براي رشد و دموكراسي اجتماعي.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برنامه آموزش‌ديويي معتقد است كه در آموزش دوره‌هاي مختلف تحصيلي بايد به امور حسي و عيني تاكيد شود و فعاليت و تجربه فرد، محور برنامه‌ها باشد. به جاي كُلي‌گويي و بيان مطالب به صورت ذهني بايد مطالب را به صورت ابزاري انجام دهند تا قابليت درك شاگردان افزايش يابد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي معتقد است در برنامه تربيت، بايد ذهن و فرآيند يادگيري مدنظر قرار گيرد و اين فرآيند چيزي جز فعاليت دانش‌آموز و تلاش براي تطبيق با محيط زيست نيست. بدين ترتيب ارزش اساسي ذهن را در خاصيت تاثير عملي آن در تطبيق با محيط مي‌داند. به نظر ديويي در برنامه تربيت بايد به تجربه و تفكر اهميت داده شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به نظر ديويي صرف انباشتن اطلاعات بي‌روح و بي‌معني در ذهن، يادگيري و فهم واقعي نيست. ديويي معتقد است در برنامه تربيتي بايد مراحلي رعايت گردند كه عبارتند از:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;استمرار و پيوستگي مفاهيم با يكديگر، رابطه متقابل يادگيرنده و ياددهنده، كنترل اجتماعي و رعايت آن در برنامه درسي. ديويي معتقد است كه بايدجديدترين روشها را متناسب با زمان در برنامه درسي منظور كرد تا شاگرد متناسب با تكنولوژي نوين پيشرفت كند. از نظر ديويي برنامه درسي مطلوب بايد با علاقه و استعداد و نياز كودك تناسب و هماهنگي داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تمامي تغييرات و تحولات جديد بايد درآن منظور شده باشد و در مجموع ديويي با اكثر رشته‌ها و دروس كه جنبه‌ي عملي و كاربردي داشته باشد موافق است. ديوئي همچنين حرفه‌آموزي را كه عملي و كاربردي است و همچنين تربيت بدني را كه باز درسي است عملي تاكيد مي‌كند.روش آموزش‌ديويي معتقد است كه روش آموزش بايد عملي باشد تا يادگيري را تعميق بخشد مثلاً‌ در آموزش حجم‌هاي هندسي، معتقد است كه بايد به طور عملي و در طبيعت به دنبال نمونه‌هاي آنها بگرديم نه اينكه با يكسري مفاهيم نظري مطلب را انتقال دهيم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي تاكيد مي‌كند كه روش آموزشي بايد با محتوا هماهنگ باشد تا بتواند يادگيري را ايجاد نمايد.ديويي روش‌هاي فعال در تعليم و تربيت را مدنظر قرار مي‌دهد و مي‌گويد كه روش فعال بايد فهميدن، اختراع كردن، بازسازي كردن،‌ حرفه‌آموزي، كارها و فعاليت‌هاي عملي را گسترش دهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي با روش‌هاي سنتي مانند سخنراني و حفظ كردن مخالف است و مي‌گويد كه اين روشها معايب فراواني دارند. ديويي يكي از روش‌هايي را كه تاكيد دارد روش كارگروهي و همكاري معلم و شاگردان با هم و يا شاگردان با يكديگر است؛ زيرا اين روشها مي‌توانند، شخصيت عقلي فراگيران را شكوفا سازند و مستلزم ارتباط محيط زندگي جمعي دانش‌آموزان است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي معتقد است با روش‌هاي گروهي، كودكان با محيط، با همسالان و با بزرگسالان تعامل پيدا مي‌كنند و مي‌توانند در رفع نيازهاي يكديگر سهيم باشند.‌معلّم و تربيت اواز نظر ديويي معلم نقش راهنما و همكار شاگردان را برعهده دارد. ديويي اعتقاد دارد كه معلم نبايد نقش داناي محض كه مي‌خواهد دانش خودرا منتقل كند، داشته باشد بلكه بايد دانش‌آموزان را از راه فعاليت، تحقيق و پرورش به تفكر وادارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مربي به عنوان زنده نگاه دارنده تفكر و يادگيري در ذهن دانش‌آموز است. اوست كه به ايجاد موقعيت‌ها و ساختن شرايط فعاليت، كار و تلاش دانش‌آموزان اقدام مي‌كند و شرايط تجربه مفيد را فراهم مي‌سازد، همواره درصدد است تا فعاليتي‌ نو براي شاگرد با توجه به علاقه و رغبتش فراهم كند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از نظر ديويي بايد همواره يك ارتباط متقابلي ميان دو ركن ياددهنده و يادگيرنده يا همان معلم و دانش‌آموز وجود داشته باشد. آنان بايد به تبادل تجربه بپردازند و هر دو در حال يادگيري باشند، هر دو يكديگر را راهنمايي و هدايت كنند نه اينكه يكي مجبور به اطاعت و ديگري دستوردهنده باشد. در اين ارتباط متقابل، تعادل ايجاد مي‌شود، مساله به وجود مي‌آيد و تفكر منطقي مي‌گردد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي بر تربيت معلمان تاكيد دارد و معتقد است كه براي تغيير و اصلاح تعليم و تربيت بايد معلم را آماده ساخت و او را تربيت كرد و بر آموزش مداوم معلم تاكيد داشت و او را به عنوان يك ركن مهم در تربيت مؤثر و مفيد تشخيص داد و در تربيت او كوشيد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر در تربيت معلّم، دقت كافي به عمل آيد و براي تربيت وي از روش‌هاي فعال استفاده گردد و ايجاد يك ارتباط دو طرفه ميان معلم و جامعه فراهم شود در اين صورت معلم تربيت مي‌شود كه قدرت درك و فهم بالايي براي برخورد با دانش‌آموزان و حل مشكلات آنان را خواهد داشت.براي تحقق اين هدف بايد معلم با فرهنگ عمومي آشنا باشد و آن را به خوبي بشناسد، نسبت به دانش‌آموز بينش قوي و درك عميق داشته باشد، در اين صورت است كه تجربه و تفكر توام مي‌گردد و معلمي چندبُعدي تربيت مي‌شود.‌&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دانش‌آموز و تربيت اوديوئي، معتقد است كه دانش‌آموز نياز به علاقه و رغبت دارد، بنابراين بايد نسبت به اين دو ركن پايه‌اي و اساسي اهميت قائل بود. دانش‌آموز بايد طوري تربيت شود كه خود عامل باشد نه اينكه عمل شخص ديگري را تحمل كند. ديويي اعتقاد دارد كه تعليم و تربيت بايد براساس تواناييها و ظرفيت دانش‌آموزان صورت گيرد. منظور ديويي از توجه به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، امتياز قائل شدن براي برخي و يا محروم كردن عده‌ي ديگري نيست بلكه منظور آن است كه با هر فرد متناسب با ظرفيت و استعدادش برخورد شود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي مي‌گويد: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برنامه، روش و مطالب درسي بايد مطابق تفاوت‌هاي كودكان با بزرگسالان تنظيم شود يعني بايد موارد درسي آن گونه باشد كه موجب رشد تجارب، ساختار ذهني و افزايش اطلاعات و تجارب دانش‌آموز شود.ديوئي به فعاليت دانش‌آموز براي يادگيري تاكيد مي‌كند و معتقد است كه شاگرد بايد خود به پژوهش براي حل مساله بپردازد و از تحميل مطالب خودداري كند بنابراين بايد براي تحقق اين هدف از روش‌هاي فعال تدريس كه شاگرد را به عمل و فعاليت وامي‌دارد استفاده كرد يعني بايد تدريس را با تجارب شاگردان توام كرد و ارتباط مستقيم ميان اين دو برقرار نمود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ديويي در ارتباط با دانش‌آموز و تربيت او بيان مي‌دارد كه بايد بين دانش‌آموزان با يكديگر و بين دانش‌آموزان و معلّم، همكاري و ارتباط متقابل وجود داشته باشد. وي به روشهاي فعال و مدرسه فعال اشاره مي‌كند كه در اين گونه روش‌ها و مدارس ارتباط و همكاري دو سويه ميان ياددهنده و يادگيرنده برقرار است، همواره كارها به صورت گروهي انجام مي‌گيرد. از طرفي ديويي اعتقاد دارد كه پژوهش عقلي كودك نوعي ساختن اجتماعي است كه علاوه بر همكاري ميان كودكان، همكاري ميان آنان و بزرگسالان را نيز شامل مي‌شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;منابع:1- ديويي، جان، مدرسه و شاگرد، ترجمه‌ي مشفق همداني، تهران: انتشارات صفي‌عليشاه، 1333.2- ديويي، جان، تجربه و آموزش و پرورش، ترجمه‌ي سيداكبر ميرحسيني، تهران: نشر كتاب، 1382.3- شاتو، ژان، مربيان بزرگ، ترجمه‌ي غلام حسين شكوهي، تهران: دانشگاه تهران، 13804- Dewey, John (1938), Experience and education. Usa.5- car, David (3002),‌‌‌Making sense of education,london.‌Routledge falemr press-6.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;منبع:روزنامه اطلاعات تاريخ :4-12-87&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-6543420506158591397?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/6543420506158591397/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=6543420506158591397&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6543420506158591397'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/6543420506158591397'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/07/blog-post_739.html' title='بررسي تعليم و تربيت از ديدگاه جان ديوئي'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SnF8Bp5iZAI/AAAAAAAAAGw/UCZR4Dc24_0/s72-c/%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85+%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%87.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2190435672531778647.post-7103122673136839979</id><published>2009-07-23T00:59:00.005+03:00</published><updated>2009-07-24T18:35:22.191+03:00</updated><title type='text'>سخن نخست  : نگاه ژرف</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SmfIx6_QGiI/AAAAAAAAAF8/PNqx9GN4HcE/s1600-h/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87+%DA%98%D8%B1%D9%81.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 84px; DISPLAY: block; HEIGHT: 106px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5361474641381562914" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SmfIx6_QGiI/AAAAAAAAAF8/PNqx9GN4HcE/s320/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87+%DA%98%D8%B1%D9%81.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;سخن نخست : نگاه ژرف&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تعلیم وتربیت از اساسی ترین اصول مهم در زندگی افراد و جامعه بشری به حساب می آیند اولیا ومربیان بزرگ درتاریخ به خاطر آن حرکت های مستمر وتلاش های جدی نموده اند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;اکثر باور های دینی وغیر دینی براین اصول تاکید فروانی داشته اند اما مکاتب الهی بویژه مکتب اسلام برآن دیدگاه ویژه وحساسیت بیشتری دارد&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#003333;"&gt;(ویزکیهم ویعلم الکتاب و الحکمه)&lt;/span&gt; اگر به این اصول بطور درست و صحیح عمل گردد اکثر نا بسامانیهای موجود پدید نخواهد آمد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;اگر یک جامعه ی ایده آل ، فعال ، پرنشاط و باورمند به اخلاق انسانی بوجود بیاید، باید آن جامعه نگاه عمیق تر ودقیق تر به اصول تعلیم وتربیت داشته باشند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;امروزه اکثر بحرانها ، جنگها ، بدبختیها،بی اعتمادی ها،بزهکاری ها وبی بند باری ها ناشی از عدم رعایت اصول تربیتی درست میباشد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگربانگاه ژرف تر واساسی تر به&lt;/span&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/Sme9iFKaxcI/AAAAAAAAAFU/IF0mmUOMF4A/s1600-h/%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%85+%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; این مسائل دیده شود وبه اجرا در اوردن آن با معیار های مشخص وحوصله مندی برخورد گرددجامعه امروزی از جایگاه بهتری برخوردار میگردد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;یکی از راه حلهای جوامع بحران زده کنونی نیاز مند فراگیری تعلیم وتربیه با ملاکها ومعیارهای علمی می باشند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;کشورجنگ زده ی ما (افغانستان) نیز یکی از بحران زده ترین کشورهای جهان ومردم آن نیز شدیدترین سختی های سه دهه اخیر را دیده وبا آن دست پنجه نرم کرده اند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عطف برآن اگربه ریشه ها وعوامل آنها عمیق شویم خواهیم دید که بحرانها ومشکلات مردم ما ریشه درضعف های تربیتی بحران آفرینانان دارد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;پس بیاییم برای یکبار هم که شده بحرانها و بد بختیهای افراد،جامعه وبعضی خانواده های پیرامون خود را از این زوایه به ارزیابی بنشینیم به یقین خواهیم دید که عمدتا مشکل جامعه ومردم ما ناشی از عدم رعایت این اصول می باشد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;دراین رابطه هرکی به نوبه ی خود احساس مسئولیت نماید خانواده ها، مربیان،انجمن های فرهنگی و...نهادهای تعلیمی وتربیتی – اعم از دولتی وغیر دولتی- وبرای نهادینه کردن آن تلاش ورزد حتما نتایج مطلوب وملموس را شاهدش خواهیم بود &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;بیاد داشته باشیم که امروز جهان با سیرتحول وسیع در همه ی بخشها به پیش میرود وازاین تحول وپیشرفت درراستای متحول کردن خود وجامعه از روشها ومتد های امروزی استفاده نماییم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;برای نسل جوان وآینده سازان این مردم در داخل کشور وچه آنانکه درخارج از کشور که فضای نسبتا آرام ، شرایط آموختن برایشان فراهم است (الف) ازاین فرصت استفاده های کامل را نمایند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;دراین راستا برای گسترش این ایده و تفکردراین مقطع صفحه ی گشوده ایم تا همدلان پیدا نماییم همگام با هم راههای را جستجو نموده برای جامعه فقیروبحران زده خودکمکی براساس معیارها وملاکهای که براصول مشخص ومعقول استوار باشد ، بنماییم مسولیت خویش را اگر بتوانیم بطور مطلوب ادا نماییم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span style="color:#330000;"&gt;دراین وبلاگ از مقاله های مفید تربیتی از منابع دیگر نیزدرآینده استفاده خواهد شد&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;الف- منظورما کشورهای است که شرایط تعلیم وتربیه فراهم است.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2190435672531778647-7103122673136839979?l=shakhsiat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shakhsiat.blogspot.com/feeds/7103122673136839979/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2190435672531778647&amp;postID=7103122673136839979&amp;isPopup=true' title='6 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7103122673136839979'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2190435672531778647/posts/default/7103122673136839979'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shakhsiat.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='سخن نخست  : نگاه ژرف'/><author><name>محمد</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15627197032341361558</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_VuuNshhVgmw/SmfIx6_QGiI/AAAAAAAAAF8/PNqx9GN4HcE/s72-c/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87+%DA%98%D8%B1%D9%81.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>6</thr:total></entry></feed>
